اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
موسى (ع) رهبرى قوم يهود را در برهههاى پر فراز و نشيب تاريخ اين قوم برعهده داشتهاند، بويژه پيامبرانى كه پس از موسى (ع) آمدهاند كه به «قضاة» يا «داوران» شهرت دارند، كوشيدهاند تا تنى اسرائيل را از انحرافهاى دينى و عقيدتى نجات دهند و به توحيد خالص و يكتا پرستى، هدايت و رهبرى كنند. اين خود، نشانگر رابطه تنگاتنگ ميان ديانت و ملّيّت يهود است. ٢- دقّت در معانى و مفاهيم اسامى و عناوين مربوط به قوم يهود، گواه ديگرى بر ادّعاى ماست؛ زيرا قديمىترين واژهاى كه اين قوم به آن ناميده شدهاند «عبرانى» است كه از واژه «عبرى» گرفته شده؛ چون يهوديان، عبرى نژادندكه آن شاخهاى از نژاد «سامى» مىباشد. درباره معناى واژه عبرى، برخى نوشتهاند كه از ريشه «عَبَر» به معناى عبور و گذراست. يعنى چون ابراهيم (ع) جدّاعلاى اين قوم از شهر خود «اور» مهاجرت كرده و از رودخانه فرات، عبور نمود قوم وى عبرى يا عبرانى، نام يافتهاند. «١» برخى ديگر با استناد به تحقيقات اخير دانشمندان، واژههاى عبرى و عربى را از يك ريشه دانسته، و گفتهاند هر دو لغت به معناى «بدوى» و «بيابانى» است؛ و وجه تسميه اين قوم به عبرى و عبرانى هم به خاطر باديه نشينى و بيابان گردى آنان است كه از صحراها و بيابانهاى شمال حجاز به كنعان و فلسطين روى آوردهاند. «٢» درباره واژه يهود نيز نوشتهاند: يهود از فعل «هاد يهود» به معناى «تاب يتوب» يعنى هدايت يافتن از طريق توبه كردن- پس از گوساله پرستى- است. يا به علّت انتساب به «يهودا» فرزند بزرگ حضرت يعقوب به اين نام، شهرت يافتهاند. «٣» همچنين يهوديان را «بنى اسرائيل» نيز مىگويند، و اسرائيل نام يعقوب پيامبر (ع) است؛ پس بنى اسرائيل، يعنى فرزندان يعقوب پيامبر. نيز آنها را «كليميان» يا «موسويان» مىگويند؛ و «كليم» لقب حضرت موسى (ع) است، چون آن حضرت ملقب به موسى كليم الله بود، آن هم به خاطر هم سخن شدن با خدا و گفت و گو با اوست؛ و