اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
اصل دين كه مسأله توحيد، وحى، رسالت، عصمت، امامت، عدالت برزخ، قيامت، سراى آخرت و مفاهيمى از اين نوع است، همان خطوط كلّى مىباشد كه انسان بر اساس فطرت و سرشت انسانى- الهى اش در هر زمان و مكان، و باهر نژاد و قوميتى، خواهان آن است. اما دستورهاى جزئى و فروع عملى متناسب با ابعاد طبيعى ومادّى آدمى و خصوصيات فردى و قومى افراد به مقتضاى زمانها و مكانهاى گوناگون، تغيير مىيابند. اين فروع جزئى كه دليل پيدايش شرايع گوناگون هستند نه تنها موجب كثرت در اصل دين نمىباشند، بلكه نتيجه همان فطرت ثابت و واحد هستند. «١» براين اساس، در قرآن كريم آنجا كه محور گفتار، اصول دين يا خطوط كلى فروع آن است چنان كه در آيات مربوط به آن ملاحظه كرديم، سخن از تصديق كتب آسمانى به يكديگر است، كه در واقع نمايانگر تصديق پيامبران (ع) به يكديگر مىباشد. «٢» امّا آنجا كه محور گفتار، فروع جزئى دين است سخن از تعدد، تفاوت و تغيير است: «لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً ...» «٣» براى هر امتى از شما، شريعت و روش خاصّى قرار داديم. راز اين كه، قرآن كريم هرگز كلمه «دين» را به صورت جمع «اديان» به كار نبرده است، بلكه همواره آن را به صورت مفرد، استعمال كرده، همين است كه اصول فكرى و عملى كه پيامبران به آن مىخواندهاند يكى بوده، و همه آنها مردم را به يك شاهراه، هدايت و به سوى يك هدف مقدّس، دعوت مىكردهاند؛ اختلاف شرايع و قوانين جزئى در جوهر و ماهيّت اين راه كه نامش در منطق قرآن «اسلام» است تأثيرى نداشته است. تفاوت و اختلاف تعاليم پيامبران با يك ديگر از نوع اختلاف برنامههايى است كه در يك كشور، هر چند يك بار به مورد اجرا گذاشته مىشود. و همه آنها از يك قانون اساسى الهام مىگيرد؛ از اين رو، تعليمات پيامبران (ع) در عين پارهاى اختلافات، مكمّل و متمّم يكديگر بوده است.