اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤
٨- در دين زرتشت، روح يك پديده مستقل است. بر خلاف جسم و تَن كه فانى مىشود و از بين مىرود، روح، باقى خواهد ماند، و بعد از آن كه روان از تَن، جدا مىشود تا روز رستاخيز در عالَم برزخ مىماند و سپس در روز قيامت مىبايد حساب و كتاب، پس دهد. از اين نظر در دين زرتشت، سخن از نامه اعمال، ميزان، ترازو و همين طور پل جينوات (پل صراط) به ميان آمده است. به عقيده زرتشتيان، اين پل كه از مو باريكتر و از شمشير، تيزتر است، مؤمنان به راحتى از آن مىگذرند و وارد بهشت مىشوند؛ امّا كسانى كه از اهريمن، پيروى كرده و اعمال شان نيك نبوده است، از اين پل نمىتوانند عبور كنند، و در دوزخ مىافتند. بهشتى كه در دين زرتشت، وصف شده است، چندان با بهشت در اسلام، تفاوت ندارد؛ امّا دوزخ اين دين با دوزخ اسلام كاملًا متفاوت است؛ چون در دين زرتشت، دوزخ، آتشين و سوزان نيست، بلكه جايى بسيار سرد، تاريك و وحشتناك است و از آن صداى دلخراش «فرياد» به گوش مىرسد و بسيار هم متعفّن است، به حدّى كه متراكم شده و جنبه مادّى پيدا كرده و مىتوان آن را با چشم ديد. اين گونه وصف دوزخ از سوى زرتشتيان نشانگر اين است كه چون آرياييان از مناطق بسيار سرد «سيبرى» برخاسته و از سرماى شديد آن جا در رنج و عذاب بودهاند، و در برابر، آتش براى مردم آن زمان بسيار مقدّس و دلپسند و نيز مايه آرامش و سلامت بوده است- درست به عكس اقوام سامى نژاد كه در منطقه بسيار گرمسير استوايى به سر مىبرند و يخ و سرما براى شان لذّت بخش است بر اين اساس، دوزخ را اين طور تعريف و وصف كردهاند. «١» ٩- بنابر آنچه در گاتها آمده اساس ديانت زرتشت، بر سه محور: «انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك» و نيز بر راستى و درستى، بنا نهاده شده و نقطه مقابل آن، دروغ و نادرستى است. تمام قواى عالَم ناشى از راستى و دروغ مىباشد. «٢» ١٠- بنابر اعتقاد سنتى زرتشتيان، عمر جهان ١٢ هزار سال است كه به چهار دوره سه هزار ساله تقسيم مىشود؛ ٣ هزار سال اوّل، دوران فروهران و عصر مينوى جهان (دوران