اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٦
١- مهاجرت وطىّ اين فاصله طولانى چند هزار كيلومترى در آن زمان، بعيد بوده است. ٢- كسى كه در فاصله چند هزار كيلومترى اين منطقه زندگى مىكرده و با زبان و لهجهاى ديگر، سخن مىگفته، چگونه ممكن است به منطقه دور افتادهاى مهاجرت كند و به آسانى به زبان آنان سخن گويد و پيامش را ابلاغ كند؟! ٣- مردم غرب ايران به گواهى تاريخ زير نفوذ تمدّن بابلى بودهاند. حال اگر زرتشت در چنين محيطى، پرورش يافته باشد بايد در گاتاهاى او، نام و نشانى از اين تمدّن، ديده مىشد؛ در حالى كه چنين نيست. با توجه به قرائن ياد شده و شواهد ديگر، برخى برآنند كه زيستگاه زرتشت در نواحى شرقى ايران و در اطراف درياچه «آرال» مىباشد. «١» زندگى زرتشت: درباره تولد زرتشت چه در رَحِم مادر و چه در گهواره و پس از آن، داستانهاى معجزهآميزى نقل شده است. مثلًا مىگويند هنگام تولّد به جاى اين كه همچون ساير نوزادان بگريد، مىخنديد، يا هر بار كه از سوى اهريمنان تهديد مىشد و ديوان، قصد جان او را مىكردند، در اثر فره ايزدى به طور معجزه آسا، نجات مىيافت، و ... اين گونه داستانهاى معجزهآميز، چه درست باشد يا نباشد تأثيرى در شخصيّت زرتشت نخواهد داشت. چيزى كه نشان دهنده شخصيّت و اهمّيّت اوست اين كه در آن عصر و روزگار تاريك توانست جامعهاى را اصلاح كند و منادى توحيد شود، چنان كه همين امر به عنوان بزرگترين معجزه درباره ديگر انبياى الهى نيز صادق است. به نظر مىرسد كه زرتشت در دوران جوانى، مدتى به چوپانى مشغول بوده، و در سالهاى ميان سى- چهل سالگى به پيامبرى، برگزيده شده است. فرشتهاى كه وحى و يا پيام اهورا مزدا را به او مىرساند «وهومنه» يا «بهمن» نام داشت. وى پس از بعثت، قبيله و خانواده خود را به دين اهورا مزدايى، دعوت كرد، ولى مىگويند تنها پسر عمويش