اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٨
شهود درون! پيچيدگى و ابهام تثليث، آن گاه بيشتر و عميقتر مىشود كه مسيحيان مدّعى مىگردند تثليث مسيحى همان توحيد واقعى و خالص است! اين ادّعاى آنان را نبايد جدّى گرفت؛ زيرا در اين صورت، يا بايد بپذيرند كه «تثليث و سه گانه بودن خدا، واقعيّت خارجى دارد» كه در اين صورت ادّعاى وحدت و يگانگى خدا، تناقض گويى آشكار بوده و به حكم عقل، باطل است؛ زيرا نمىتوان پذيرفت چيزى كه در واقع سه چيز است در همان حال، يك چيز باشد؟ يا اين كه بگويند «تثليث» واقعيّت ندارد و فقط يك تئورى است.» در اين صورت بايد روشن كنند كه آيا عيسى و روح القدس جزو ذات خداى پدر (خداى حقيقى) هستند يا فعل خدا؟ يعنى آيا صفات ذاتى اند يا صفات فعلى او؟ اگر صفات ذاتى باشند بايد با ذات، متّحد باشند به وحدت حقيقى، به طورى كه بينونت و جدايى ميان اين دو و ذات خدا نباشد، مانند ديگر صفات ذاتى، در حالى كه آنها براى عيسى و روح القدس در كتاب مقدّس، استقلالى قائل بوده و آنها را مؤثّر در عالم و منشأ افعالى مىدانند. يا بايد اين دو را جزو صفات فعل الهى بدانند، كه در اين صورت ديگر نمىتوانند صفت ذات به شمار آيند ودر مرتبه ذات، لحاظ شوند كه مسيحيان چنين تصوّرى از عيسى و روح القدس دارند. در هر صورت، مطلب، روشن نيست و تعابير مسيحيان به ويژه در كتاب مقدّس درباره تثليث بسيار مبهم، آشفته و غير قابل فهم است. خوب است اين حقيقت را از زبان خود مسيحيان واقع بين و ژرف نگر بشنويم. پدر «توماس ميشل» مىنويسد: با گذشت زمان ودر طول تاريخ كليسا، مسيحيان به اين نتيجه رسيدند كه طبيعت سه گانه خدا، يك راز است و نمىتوان آن را با تعابير بشرى بيان كرد با آن كه نويسندگان، صوفيان، و متكلّمان مسيحى به كمك معلومات عهد جديد براى نيل به برخى از آنچه به ذات خدا مربوط مىشود، كوشيدهاند، ولى همگى به نافرجامى آن كوششهاى بسيار اعتراف دارند! «١»