اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
ج- نقش پولس در رواج تثليث پولسِ رسول مىگويد: «... هر چند هستند كه به خدايان خوانده مىشوند، چه در آسمان و چه در زمين؛ چنان كه خدايان بسيار و خداوندان بسيار مىباشند، ليكن ما را يك خداست؛ يعنى پدر كه همه چيز از اوست و ما براى او هستيم و يك خداوند، يعنى عيسى مسيح كه همه چيز از اوست و ما از او هستيم.» «١» محقّقان غربى هم صدا با پيشوايان اسلام مىگويند دين عيسى در آغاز به گونهاى ديگر بود و پولس آن را به شكل كنونى در آورده است «٢»؛ و مسائلى چون تثليث و الوهيّت عيسى، فدا شدن وى در راه گناهان بشر، الغاى شريعت و غير آن را از عقايد مشركان، اقتباس كرده و بر مسيحيّت، افزوده است! همچنين آنان پولس را نخستين كسى مىدانند كه بند ناف كليساى مسيحى جديد را از يهوديّت، جدا كرده است. «٣» توضيح آن كه پولس، كه فردى يهودى بسيار متعصبى از فرقه فريسيان بوده و در آغاز به نام «شاؤل» شهرت داشته است، در سفرى كه براى سركوبى و دستگيرى مسيحيانى كه به سوى شام گريخته بودند، در حركت بود، در ميان راه، مدّعى شد كه مكاشفهاى برايش حاصل شد، به اين صورت كه نورى از آسمان بر او درخشيد، او به زمين افتاد، آوازى شنيد كه به او گفت: اى شاؤل، شاؤل! براى چه بر من جفا مىكنى؟ گفت: خداوندا! تو كيستى؟ گفت: من همان عيسى هستم كه تو به او جفا مىكنى! چون از اين حالت مكاشفه به خود آمد خود را نابينا يافت، پس دستش را گرفتند و او را به دمشق بردند، و پس از سه روز در آن جا در حال كورى به سر برد، و هيچ نخورد و