اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
اجتماعى بشر از آغاز آلوده به چنين گناهى و متأثّر از آن است. به بيان روشنتر، مسيحيان معتقدند كه خدا اين انسان، يعنى عيسى را از ميان مردگان، برانگيخت و بااين عمل، رسالت عيسى و همه تعاليم و شيوه زندگى او را پابرجا ساخت، مسيحيان در برخاستن عيسى از مردگان و دست يافتن به زندگى تازه، پيروزى او بر «گناه ومرگ» را مشاهده مىكنند. بنابراين، اگر بر صليب شدن و مردن عيسى، موجب زدودن گناه اوّليه از دامن آدميان شد، رستاخيز و زنده شدن دوبارهاش، «بشارت» به نجات آدمى از مرگ و نيستى وگناه اجتماعى و جهانى و نيز مژده رحمت و محبّت الهى را به ارمغان آورده است. «١» ٥- تجسّد به لحاظ تاريخى، يكى از بنيادىترين اصول ايمان مسيحى، تجسّد يا تجسّم بوده ومى باشد؛ يعنى اعتقاد به اين كه خداوند در شخص عيسى مسيح، تبديل به بشر شد؛ خصوصاً اعتقاد بر اين بوده است كه عيسى هم كاملًا بشر بوده و هم كاملًا خدا. امّا اين عقيده نيز از سوى بسيارى از پيروان آيين مسيح، رفته رفته مورد اعتراض وانكار، واقع شده ودر تحقّق خارجى تجسد، ترديد كردهاند، و حتّى امكان وقوع آن را هم قابل قبول ندانستهاند. به اين صورت كه چگونه يك شخص مىتواند كاملًا بشر ودر عين حال، كاملًا خدا باشد؟! آيا براى يك انسان عاقل، آگاه و زيرك، تصديق اين آموزه، ممكن است؟! «٢» هر چند افرادى در صد اديان شناسى ١٤٢ تأملاتى چند در تثليث مسيحيت(براى مطالعه) ..... ص : ١٤٠ د حل اين معمّاى پيچيده و نيز پاسخ به پرسشهاى پيرامون آن برآمدهاند، ولى هيچ گاه نتوانسته ونخواهند توانست، دليل منطقى، علمى و عقل پسندى براى آن بيابند! ٦- خدا