اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
اوصياى خاصّ انبيا، القا و ابلاغ مىشود تا جهت هدايت بشر به كار گرفته شود. «١» اين وحى، طبق تصريح قرآن كريم از سه طريق، ارسال مىگردد؛ يعنى يا از راه وحى و الهام قلبى (اعمّ از ادراك عقلى و شهود باطنى پيامبر) است، يا از پشت حجاب و به واسطه چيزى است. (مانند تكلّم خداوند با موسى كليم اللّه در كوه طور وراى درخت) و يا اين كه خداوند توسّط رسول و پيك وحى (جبرئيل) پيامهايش را به پيامبران مىرساند. «٢» گرچه وحى نبوّت، چنان كه گفته شد داراى مراتب و مراحلى بوده و به موازات سير مراحل تكاملى انسان و نيز بر اساس نيازمندى بشر در طول زمان، از حيث محتوا و مفاد، مراحل تكاملى را گذرانده تا اين كه به مرحله نهايى تكاملى خود كه وحى به پيامبر خاتم (ص) «وحى محمّدى (ص)» باشد رسيده است، ولى در اصل معنا و مفهوم از حقيقت و سنخيّت يكسانى برخوردار و نيز از راهها و شيوههاى متّحدى ارسال شده است. «٣» نظر اسلام اين است كه وحى در اسلام، مجموعه پيامهاى آسمانى ابلاغى به پيامبران به ويژه پيامبر خاتم (ص) را گويند كه توسّط پيك وحى كه فرشتهاى به نام «جبرئيل» است ارسال شد؛ و مجموع مفاد و آيات و حيانى كه توسط جبرئيل و به طور مستقيم بر آن حضرت ابلاغ و برايش ارسال شده است، در «قرآن كريم» جمع آورى و تدوين گرديده است. از اين رو، قرآن، وحى خدا، وحى حقيقى و پيامى با عبارات روشن، كامل و نهايى شناخته مىشود. قرآن براى اثبات وحيانى بودنش به چيزى فراتر از خود، دعوت نمىكند. «٤» اكنون كه از ديدگاه اسلام نسبت به وحى به طور فشرده آگاه شديم، بايد ديد ديدگاه