اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
اختلاف كردند، از آن در شكّ هستند و به آن، علم ندارند و تنها از گمان و ظنّ، پيروى مىكنند؛ و قطعاً او را نكشتند! بلكه خداوند، او را به سوى خود بالا برد، او، توانا و حكيم است. انتشار و رسمّيت مسيحيّت طبق روايات مسيحى پس از به دار آويختن عيسى (ع) شاگردان وى با عشق و علاقه فراوان به تبليغ دين او پرداختند. اين گروه كه نخستين بار در شهر انطاكيه- در آسياى صغير، تركيه كنونى- آنها را نصرانى ناميدند، همه يهوديانى بودند از پيروان حضرت عيسى (ع) و بدون اين كه روش جديد خود را دين تازهاى بخوانند، خود را مفسّران حقيقى كتاب عهد عتيق و دين يهود مىدانستند؛ با اين تفاوت كه اينها بر امر توبه از گناه و محبّت به همنوع واميد نجات بشر، تأكيد بيشترى داشتند، و كمكم گفتارهاى منسوب به حضرت عيسى (ع) را هم جمع آورى كردند. اين بود كه آيين مسيحيّت كه در آغاز به قصد اصلاح دين يهود، پديد آمده بود، رفته رفته از حدود تنگناى نژادى و قومى، بيرون آمد و به صورت يك دين مستقل، خودنمايى كرد، گرچه فرقه مسيحيان يهودى، به شدّت مورد اذيّت و آزار روحانيّان يهودى قرار داشتند، ولى انتظار رجعت عيسى (ع) موجب مىگشت تا آنان تمام سختىها را تحمّل كنند، و نيز براى تبليغ اديان شناسى ١١٦ بخش دوم: زندگى نامه و سخنان مبلغان صدر مسيحيت ..... ص : ١١٦ و انتشار آيين جديد به سرزمينهاى روم، مسافرت كنند. كسانى كه دين مسيح را مىپذيرفتند، دو دسته بودند: دسته نخست كسانى بودند كه به زبان عبرى، سخن مىگفتند. دسته ديگر، مردمى كه زبان شان يونانى بود و در خارج از سرزمين فلسطين، سكونت داشتند و تحت تأثير فرهنگ يونانى قرار داشتند. مسيحيان اوّليّه، محافل و مجامع دينى خود را همان كنيسه- كه در زبان آرامى به معناى انجمن است،- مىخواندند. امّا به تدريج اين مجمع با كنيسه در مواردى، تفاوت پيدا كرد، و شكل و عنوان مستقلّى متناسب با فرهنگ و آداب مسيحى و مسيحيان به خود گرفت. آن تفاوتها اين گونه بود: نخست اين كه مجمع و اساساً دين مسيح بر خلاف دين يهود، به نژاد معيّنى