اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
ميان به او گفتند: اى استاد! شاگردان خود را نهيب نما. او در جواب ايشان گفت: به شما مىگويم اگر اينها ساكت بشوند هر آيينه، سنگها به صدا در آيند. «١» حضرت عيسى با شكوه فراوان به معبد، پا نهاد، و آن مكان مقدّس را پر از صّرافان، دست فروشان و كبوتربازان ديد كه مشغول داد و ستد و خريد و فروشند. به كمك شاگردان خويش آنان را از معبد (هيكل) بيرون كرد؛ آن گاه فرياد بر آورد: «آيا مكتوب نيست كه خانه من خانه عبادت تمامى امتّها ناميده خواهد شد، امّا شما آن را مغازه دزدان ساختهايد؟» «٢» در واقع حضرت عيسى (ع) با اين كار خود، جامعه بنى اسرائل را آزمايش كرد، ولى با مخالفت گروههاى مذهبى به ويژه فريسيان مواجه شد. اين جا بود كه پس از مشاهده مخالفت آشكار يهوديان و فريسيان با اقدامات اصلاحى او در معبد، يقين كرد كه به هيچ وجه شرايط براى يك انقلاب دينى- اجتماعى، فراهم نيست؛ از اين رو، پس از عتاب فراوان به آنها، شهر قدس را مخاطب قرار داد و چنين گفت: «اى اورشليم، اورشليم! قاتل انبيا و سنگسار كننده مرسلان خود؛ چند مرتبه خواستم فرزندان تو را جمع كنم مثل مرغى كه جوجههاى خود را زير بال خود جمع مىكند ولى نخواستيد. اينك خانه شما براى شما، ويران گذارده مىشود؛ زيرا به شما مىگويم از اين پس مرا نخواهيد ديد تا بگوييد: «مبارك است او كه به نام خداوند مىآيد.» «٣» دستگيرى و محاكمه عيسى (ع) روحانيّان يهود در يافتند كه عيسى تنها واعظ انقلابى نيست، بلكه مصلحى اجتماعى، آشتىناپذير و غير قابل انعطاف نيز مىباشد. از اين رو، تصميم بر دستگيرى و از بين بردنش گرفتند؛ و براى اجراى نقشه شوم خود، يهوداى اسخر يوطى را كه از شاگردان