اديان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
«و بعد از آن عيسى در «جليل» مىگشت؛ زيرا نمىخواست در يهوديه، راه رود؛ چون يهوديان قصد قتل او را داشتند؛ و عيد يهود كه عيد خيمهها باشد نزديك بود. پس برادرانش به او گفتند: از اين جا روانه شده به يهوديه برو، تا شاگردانت نيز اعمالى را كه تو مىكنى ببينند؛ زيرا هر كه مىخواهد آشكار شود پنهانى كار نمىكند. پس اگر اين كارها را مىكنى خود را به جهان بنما ... چون برادرانش براى عيد رفته بودند او نيز (به يهوديه) آمد، نه آشكار، بلكه در خفا. امّا يهوديان در عيد او را جست و جو نموده مىگفتند كه: او كج اديان شناسى ١٠٦ آغاز دشمنى و مخالفت با عيسى مسيح(ع) ..... ص : ١٠٥ ا است؟ ... و چون نصف عيد، گذشته بود عيسى به هيكل آمده تعليم مىداد. و يهوديان تعجّب كرده، گفتند: اين شخص هرگز تعليم نيافته؛ چگونه كتب را مىداند؟ عيسى در جواب آنان گفت: تعليم من از من نيست، بلكه از فرستنده من ...» «١» از جمله اقدامات ايمنى حضرت عيسى (ع) اين بود كه در مسير اهداف والاى رسالت خود به يك تن از شاگردانش اجازه داد تا به طور ناشناس در شوراى عالى يهود (سَنْهِدْرين) شركت كند. گرچه كسى نمىدانست كه نقش اين شاگرد كه موظّف به انكار ظاهرى حضرت مسيح (ع) بوده چيست، ولى طبيعى به نظر مىرسد كه او توطئههاى شوراى ياد شده و خيانت «يهوداى اسخر يوطى» را به آن حضرت گزارش داده و او را در جريان نقشههاى شوم و پليد آنان قرار داده باشد. اين شاگرد با وفاى عيسى مسيح (ع) را «يوسف» از اهالى «رامه» از بلاد يهود، معرّفى كردهاند، كه به دستور آن حضرت در جلسههاى شوراى عالى يهود، شركت؛ ولى از ترس يهود، چهرهاش را از آنها مخفى مىكرد. «٢» دعوت به مبارزه و مقاومت بر خلاف اين پندار نادرست درباره حضرت مسيح (ع) كه او اصلًا اهل مبارزه و ستيز