نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٧٣
انگلستان همزمان در قاره نو (امريكا) و آسيا به فعاليتهاى استعمارى دست زد. در سرزمينهاى جديد با تشكيل «كلونى» يعنى مهاجر نشين، آن سرزمينها را دنباله سرزمين اصلى خود اعلام كرد و سلطه اقتصادى و سياسى را نيز به آنها تحميل كرد. در آسيا اين امر با روش ايجاد «نمايندگيهاى تجارى» آغاز شد. كمپانيهاى تجارى «هند شرقى» با انحصار تجارت بتدريج سلطه سياسى بر مناطق تحت نفوذ خود پيدا كرده و اقدام به تشكيل دولتهاى مستعمره كردند.
«انگلستان و پس از آن فرانسه در اواخر قرن شانزدهم وآغاز قرن هفدهم در صددبرآمدند نفوذ خويش را از اروپا به آسيا و آمريكا گسترش دهند.
اولين شركت انگليسى براى تجارت هند شرقى در سال ١٥٩٩ در پايان سلطنت اليزابت تشكيل يافت.
انقلابهاى داخلى انگلستان در قرن هفدهم موجب افزايش مهاجرين وتوسعه مستملكات انگليس در سواحل شرقى آمريكاى شمالى شد.» «١» انقلاب صنعتى، جنگهاى استعمارى و پيروزىانگليس، انحصارتجارت وقدرت دريايى، انگلستان رابه صورت امپراتور بزرگى در آورد، چندانكه يكى از سياستمداران آن كشور ادعا كرد: «خورشيد هرگز در سرزمين بريتانياى كبير غروب نمىكند.» در پايان قرن نوزدهم مستعمرات انگليس در آسيا شامل كشورهاى هند، برمه، سيلان وقسمتهايى از چين مىشد، و در آفريقا كشورهاى اتحاديه آفريقاى جنوبى، رود وزيا، مصر، سودان، اوگاندا، سومالى، گابيلر، سيرآلئون، ساحل طلا ونيجريه، وآفريقاى شرقى از مستعمرات انگليس بودند. «٢» بتدريج كه رقابت امپرياليستها بر سر تصرف سرزمينهاى آن طرف دريا بيشتر شد، قاره آفريقا مناسبترين مكان براى قدرت نمايى و سلطه جويى بود. سرزمين آفريقا در طى قرن نوزدهم بطور كامل به تصرف اشغالگران استعمارى درآمد و آن را بين خود