نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٥٠
سياست خارجى دوران خلفا همان گونه كه گفته شد، عمدهترين ابزار و روش سياست خارجى امپراتورى اسلامى دراين دوران «جهاد رهايى بخش» بوده است كه به شكست و ضعف قدرتهاى بزرگ آن زمان انجاميد. مردم سرزمينهاى فتح شده يا اسلام اختيار مىكردند يا به حكومت اسلامى «جزيه» مىپرداختند. امر ديپلماسى وتجارت چندان رونقى نداشت و خلفا بيشتر به اداره و تنظيم امور سياسى ومذهبى قلمرو حكومت خود مىپرداختند.
امپراتورى اسلامى تاقرن نهم (ه. ش)
با نظام جهانى ٦٢ سياست داخلى ص : ٦٢ گسترش اسلام در سرزمينهاى وسيعى ازدنيا، امپراتورى اسلامى «١» بنياد نهاده شد. حكومت اسلامى در دوران خلفاى راشدين (١١- ٤٠ ه. ق) تا حدودى ميراث حكومت اسلامى پيامبر (ص) را حفظ كرد، امّا با شهادت حضرت على (ع) و به قدرت رسيدن معاوية بن ابى سفيان، بنياد سلسله امويان به صورت موروثى نهاده شد كه حدود يك قرن ادامه يافت. سلسلههاى عباسيان و عثمانيان تداوم بخش سنّت موروثى حكومت در امپراتورى اسلامى بودند.
خلافت امويان حاكميت دولت پهناور اسلامى در سال چهلم هجرى به دست معاويه- بنيانگذار سلسله اموى- افتاد. معاويه با قرار دادن مقام خلافت درخاندان خود پايه گذار حكومت موروثى وسلطنتى دراسلام شد. دوران خلافت امويان نزديك يك قرن (٤٠- ١٣٢ ه. ق) به طول انجاميد. اينك مهمترين تحولات آن را از لحاظ سياست داخلى وخارجى مورد بررسى قرار مىدهيم.