نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٦٩
درس ششم: نگاهى به نظام جهانى تاقرن چهاردهم ه ش (بيستم ميلادى) (١)
استعمار براى مردم جهان سوم واژهاى آشنا و تلخى است. اين آشنايى از آنجاست كه علتِ فقر و عقب ماندگى ملتهاى محروم جهان سوم بطور قابل ملاحظهاى با اين پديده منفور و ظالمانه ارتباط دارد.
استعمار دو عامل را به عنوان پيش نياز لازم داشت. اول: روحيه سلطه جويى و غارتگرى دوم: امكانات لازم براى به كرسى نشاندن اين روحيه.
غربيان در دوره قرون وسطى به خوبى نشان دادند كه داراى روحيه غارتگرى و سلطه طلبى فوق العاده هستند. جزيره بريتانيا طى قرنها محل سكونت و پناهگاه دزدان دريايى بوده است، جنگهاى بين نژاد ژرمن (آلمان) و فرانكها (فرانسه) و روميان (ايتالياى امروز) طى قرنها خشونت و وحشى گرى را در حد بالايى نمايانگر بوده است، جنگهاى صليبى و حمله عيسويان اروپا به سرزمينهاى اسلامى وحتى به روم شرقى (بيزانس) نشان خوى و خصلت اروپاييان دوره قرون وسطا است.
روحيه مركانتليستى حاكم بر غرب در قرن ١٦ و ١٧ ميلادى و تفكرات مذهبى