نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٥
ملل متحد كه خواهان «برابرى» و «استقلال» همه دولتها و كشورهاست، مغايرت دارد.
وجود وتو حتى از كارآيى شوراى امنيت نيز كاسته است. وتوى مكرر شوروى وآمريكا در مورد مسائل مهم و حياتى جهان، سازمان ملل را ناچار به مسيرى سوق داد كه با تصويب «قطعنامه اتحاد براى صلح» تهديد عليه صلح بين المللى را توسط مجمع عمومى امكان پذير ساخت. «١» شيوه اصولى ايجاد امنيت و صلح جهانى:
هيچ يك از روشهاى امنيت دسته جمعى، توازن قوا، ديپلماسى، حكومت جهانى و سازمانهاى بين المللى، قادر نبودند از جنگ وتجاوز در عرصه روابط بين الملل جلوگيرى كنند. زيرا طرّاحان اين سيستمها، گاهى با آرمانهاى بسيار خوش بينانه خود به زمينههاى عملى وتحقق اين آرمانها، توجه نكردهاند وبرخى نيز آن چنان تسليم واقعيات موجود شدند كه طرح آنها جز گردن نهادن به روابط نابرابر بين دولتها و كشورها چيز ديگرى نبود.
به نظر مىرسد كه راه حل واقعى، «اصلاح ساختار بين المللى» است. حق وتو درشرايط نظام بين المللى مبتنى بر «سياست قدرت» ايجاد شد و تا حدودى نيز در اين چارچوب، مؤثر واقع گشت، امّا راه حل بنيادى و حقيقى، تحوّل درنظام بين المللى است.
اين تحول ودگرگونى بايد بگونهاى باشد كه «حقوق ومسؤوليت برابر و مساوى» همه كشورها، در بهره بردارى ازمنافع نظام بين المللى در نظر گرفته شده، در حفظ آن نيز «منافع و سهم مشترك» داشته باشند، زيرا تازمانى كه «منافع مشترك» واقعى براى كشورها در برابر نظام بين الملل حاصل نشود، كشورها هرگز حاضر به همكارى وافزايش ثبات در سيستم جهانى نخواهند بود.