نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٦٣
خاطر وحدت قلمرو كشورى و لشكرى، آن دولتها را تابع خود ساختند كه به صورت ايالتهاى امپراتورى توسط حاكمان برگزيده از ناحيه پادشاه عثمانى اداره مىشدند.
روابط دولتهاى مسلمان همجوار، مانند ايران، با عثمانيان تا قرن پانزدهم كم بوده است، بگونهاى كه اين مناسبات در تاريخ جهانى وعثمانى از هيچ شاخص بارزى كه قابل ذكر باشد برخوردار نيست. «١» روابط دولتهاى اروپايى با دولت عثمانى در ابعاد سياسى وتجارى بويژه با دولتهاى شبه جزيره ايتاليا برقرار بود.
«دولى كه عثمانيها دراروپا با آنان مناسبات و روابط داشتند عبارت بودند ازجمهورى «ونيز» و «جنوا» كه بر درياى سفيد (بحر ابيض) ودر ياى سياه حاكميت داشتند و داراى مستعمرات بسيار بودند. همچنين دولتهاى موجود در شبه جزيره ايتاليا چون «پيزا»، «فلورانس» و «ناپولى» نيز با دولت عثمانى روابطى داشتند. در بين اين دولتها، مناسبات جمهورى «ونيز» و «جنوا» با عثمانيها مناسبات سياسى وتجارى، وروابط دولتهاى موجود در شبه جزيره ايتاليا روابط تجارى بود. دولت ديگرى نيز با عثمانيها رابطه داشت، منتها رابطهاى خصمانه، و آن دولت مجارستان بود. اين روابط خصمانه از حضور عثمانيها در بالكان ناشى مىشد.» «٢» اوج قدرت امپراتورى عثمانى فتح قسطنطنيه و فروپاشى امپراتورى روم شرقى، توسعه قلمرو امپراتورى عثمانى در قاره اروپا- منطقه بالكان- را آسان كرد. در دوران سلطان محمدفاتح، سلطان سليم اول و سلطان سليمان قانونى، گسترش نفوذ وقدرت عثمانيها در اروپا به نهايت خود رسيد. قسمت عمده مجارستان، ترانسيلوانى، والاكيا، مولداوى در سيطره