نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٥٤
دراين راستا، بدون شك مسائلى پيش مىآيد كه به قرار زير است:
رد نظم نوين جهانى با حاكميت آمريكا:
نظام بين الملل تك قطبى تحت سيادت آمريكا و نيز نظام جهانى كه يكى از قطبهاى عمده و مؤثر آن آمريكا باشد، نمىتواند مورد حمايت جمهورى اسلامى قرار گيرد.
آمريكا در طول بيش از ٤٥ سال حاكميت در نظام دو قطبى، پس از جنگ جهانى دوّم، كارنامه سياه و تاريكى از عدالت، آزادى و استقلال را ارائه داده است. او در بلوك بندى جهانى به ايجاد پيمانهاو سازمانهاى نظامى و اقتصادى دست زد تا بر مبناى آنها، اقتدار وسلطه خود را حفظ كند، براى حفظ سلطه اقتصادى به انواع طرحها (از جمله طرح مارشال) دست يازيد، از اسرائيل غاصب درخاورميانه همواره حمايت كرده و با آن پيمان دفاعى و استراتژيكى داشته و دارد.
آمريكا در رابطه با كشورهاى جنوب (جهان سوم) همواره با ابزارهاى «وام واعتبارات» و «دانش و تكنولوژى» آنها را به خود وابسته كرده و بحران بدهى را به وجود آورده است. درمناطقى مانند «هندو چين» جهت تثبيت اقتدار خود به كشتار وسيع و همه جانبه ويتناميها دست زد كه موجب سرافكندگى بشريت قرن بيستم است. آمريكا، درقبال پيروزى انقلاب اسلامى و فروپاشى نظام استبدادى شاه ايران- كه ژاندارم منافع غرب بويژه آمريكا درمنطقه بود- دهها توطئه حتّى براندازى نظام جمهورى اسلامى را تهيه و تدارك ديد. درجنگ تحميلى عراق عليه ايران نيز با حضور گسترده ناوگانهاى آمريكايى درمنطقه خليج فارس و حمايت همه جانبه از عراق تحقق آرمانهاى انقلاب اسلامى را به تأخير انداخت.
اعتماد به نفس نسبت به نقش جمهورى اسلامى ايران در نظم نوين جهانى:
موقعيت استراتژيك، مركزيّت انقلاب اسلامى و توانائيهاى نهفته و آشكار اقتصادى و نظامى جمهورى اسلامى ايران، نقش قابل ملاحظهاى را براى كشورمان در نظم نوين بين المللى فراهم كرده است. ايران درمنطقه خاورميانه و خليج فارس از اهميت جغرافيايى سياسى برخوردار است. آسياى ميانه به همراه استقلال جمهوريهاى شوروى سابق كه