نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١١٢
درهمين كنفرانس نيز قدرتهاى بزرگ و فاتح حرف آخر را مىزدند. «١» وجود حق وتو در شوراى امنيت اين سازمان، بيانگر آن است كه مراكز ثقل قدرت جهانى شكل گيرى سازمان مللومنافع خود را با صلح و امنيت بين المللى پيوند زدند. حق وتو به اين دولتها اجازه مىدهد كه جلوى هرگونه اقدام مخالف منافع خود را- با رأى منفى- بگيرند. آنان با اين قدرت مىتوانند در عرصه جهانى به فعاليتهاى مختلف درجهت رسيدن به اهداف و منافع خود دست زنند، بگونهاى كه هيچ كشورى را ياراى مقابله با آنها (از طريق سازمان ملل متحد) نباشد.
انقلابهاى تكنولوژيك وارتباطاتى وروابط متقابل كشورها:
يكى ازعوامل زيربنايى درتشكيل سازمانهاى بين المللى، كيفيّت روابط در عصر انقلابهاى تكنولوژيكى وارتباطاتى است. انقلابهاى مذكور، ملتهاى مختلف جهان را چنان هم به نزديك كرد و حيات كشورها را به هم پيوند داد كه براستى مى توان گفت:
«جهان به يك دهكده تبديل شده است.» دراين روابط و وابستگى متقابل، تداوم حيات دولتها جز از طريق همكارى بين المللى وتوسعه آن امكان پذير نيست. در دنياى به هم پيوسته، اگر جنگ يا نابسامانى پيش آيد، مرتبط با همه اعضا واجزاى آن شده وازاين رو لزوم همكارى وراه حلهاى صلح آميز را براى منافع مشترك ضرورى مىسازد. «٢» سازمان ملل متحد، آن چنان كه از منشور آن بر مىآيد، مبتنى بر اين عامل نيز بوده و (در مرحله ادّعا) خواهان مشاركت همه ملتها و دولتهادرتوسعه وگسترش اهداف عاليه انسانى از جمله پيشرفتهاى علمى، فنى، صنعتى و بالا بردن سطح زندگى همه ملتها وبهرهمند شدن از اختراعات و ابتكارات تكنولوژيكى نوين مىباشد. «٣» سازمان ملل به عنوان مركز هدايت كننده فعاليتهاى هماهنگ ملل در حصول منافع مشترك مىتواند مورد استفاده قرار گيرد، همان گونه كه بر اساس منشور، يكى از اهداف آن «مركز هماهنگ كننده درتحقق اهداف