نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٥١
سياست داخلى:
خاندان بنى اميه كه از اشراف قريش بودند وكينه شديدى از اسلام داشتند، پس از غصب حكومت، دست به تحريف اسلام و تغيير سنت پيامبر زده و به آزار وشكنجه شيعيان و پيروان خاندان پيامبر (ص) پرداختند. شهادت امام حسن (ع) به دستور معاويه و امام حسين (ع)، امام سوم شيعيان، در سال ٦١ ه. ق در كربلا و كشتار شيعيان به دست حجاج بن يوسف، نمونه بارز اين خودكامگى زمامداران اموى است. «١» از اين رو، بنى اميه در طول حكومت خود، با قيامهاى شيعى و غير شيعى رو به رو بودهاند.
«فقيهان و قاريان قرآن و ياران پيامبر واعقاب آنها حكومت اموى را دشمن داشتند و بسيارى از آنها بر ضد امويان شورش كردند. خوارج نيز دشمنان خطرناك بنى اميه بودند.
شيعيان نيز با تسلط و نفوذ امويان مخالف بودند.» «٢» خليفگان اموى بدعت برترى عرب بر ساير اقوام را در اسلام درامور حكومتى بنياد نهادند و با عنوان اميرالمؤمنين به عياشى و خوشگذرانى در قصرها مشغول گرديده، بيت المال را به ناحق مصرف مىكردند. واليان كه با شرط خويشاوندى به امويان منصوب مىشدند، حكومت را وسيله مال اندوزى خود قرار داده بودند.
«در آن روزگار حكومت ولايات وسيله توانگر شدن بود كه آن را «خوردن ولايت» يا «دوشيدن ولايت» مىگفتند. اين روش، خاص سران قوم نبود، بسيارى از كارمندان كوچك نيز جز توانگر شدن به حساب بيت المال هدفى نداشتند.» «٣» سياست خارجى:
در دوران خلافت بنى اميه فتوحات اسلامى ادامه يافت. درعهد حكومت معاويه (٤٠- ٦٠ ه. ق) گسترش اسلام به سوى شرق (هند) ادامه پيدا كرد و مرزهاى امپراتورى اسلامى به لاهور رسيد. جنگهاى بين امپراتورى روم شرقى و مسلمانان تا آنجا پيش رفت كه قسطنطنيه به سال ٤٨ ه. ق مورد حمله ومحاصره قرار گرفت.