نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٧١
را در دست گرفتند.
درمرحله بعد، با ورود به داخل سرزمينها وايجاد مراكز مهاجر نشين گام به گام به سوى سلطه جويى بيشتر پيش رفتند.
در مرحله نهايى، با تأسيس حكومتها و دولتهاى دست نشانده به غارت و چپاول منابع و سرمايههاى آنان پرداختند. بدين سان، دول استعمارگر اروپايى در طى حدود پنج قرن دنيا را بين خود تقسيم و به عنوان مراكز قدرت جهانى به استعمار ملتهاى محروم و ستمديده قارههاى آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين پرداختند.
با پايان جنگ جهانى اوّل ودوّم ومبارزات استقلال طلبانه مستعمرات وبه استقلال رسيدن آنها، اين مرحله تاريخى استعمار به پايان رسيد.
٢- استعمار نو بيدارى ملتها تحت سلطه ومبارزات حق طلبانه آنان با استعمارگران موجب شد تا دولتهاى استعمارى قبلى با چهرهها و روشهاى نوينى به غارت و چپاول بپردازند. در تعريف استعمار نو آمده است:
«بقاى نظام استعمارى على رغم به رسميّت شناخته شدن استقلال سياسى كشورهاى نوپا كه با روشهايى ظريف و غير مستقيم تحت سلطه نيروهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، نظامى و فنى قرار مىگيرند.» «١» انسان فزون طلب و سلطه جو كه تربيت شده وانگيزه يافته از انديشههاى مادّى است، در صدد كسب سود بيشتر و ثروت اندوزى بى حدّ و مرز بر مىآيد، امّا اين انسان همواره ابزار لازم براى اعمال اين انگيزه را نداشته است. با پيدايش ماشين بخار و استفاده از آن در كشتيرانى و با استفاده از تكنيك تازه توليد و سرعت يافتن توليد كالاها، كشورهاى غربى ومردم ماجرا جوى آن، ابزار لازم را براى اعمال انگيزه فزون خواهى و سلطه جويى بدست آوردند و در پى جلب مواد خام، يافتن بازار مصرف براى كالاهاى