نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٧٠
ناشى از مذهب پروتستان كه ثروت اندوژى را مقدس جلوه مىدهد، همراه با رنسانس و پيدايش ماشين بخار و بهرهگيرى از آن درتوليد و حمل و نقل امكانات لازم براى اجياى تفكر سلطه جويى را فراهم كرد، اينگونه شد كه غربيان سيل آسا به سرزمينهاى تازه كشف شده (امريكا) براى بدست آوردن زمين و طلا و معادن و به هندوستان براى غارت و سلطه روى آوردندو سپس به ساير مناطق آسيا، آفريقا، امريكاى لاتين وارد شده به استعمارگرى پرداختند.
تعريف واژه استعمار استعمار در لغت به معناى «آبادانى خواستن» و «آباد كردن» است. امروزه ازنظر اصطلاحى، آن را به:
«تسلط سياسى و/ يا نظامى و/ يا اقتصادى و/ يافرهنگى ملتى قدرتمند بر يك قوم يا ملت ضعيف» «١» تعريف كردهاند.
تقسيم بندى تاريخى استعمار در طول پنج قرن اخير، بطور كلى، دو نوع استعمارگرى ظاهر شد.
١- استعمار قديم مرحله تاريخى استعمار قديم از قرن شانزدهم تانيمه اوّل قرن بيستم مىباشد. در اين دوره، استعمارگران با كشف راههاى دريايى و سرزمينهاى جديد به انحصار تجارت دنيا دست يافتند. بازرگانان غربى كه بتدريج تحت حمايت نظامى- سياسى دولتهاى استعمارى قرار مى گرفتند، ضمن ايجاد مراكز تجارى در بندرها، انحصار مبادلات عمده