نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٦
ايدئولوژى، قدرت ملّى، نيازهاى داخلى و ساختار نظام بين المللى مىباشد.
شناخت نظام جهانى نخستين گام در شناسايى روابط بين الملل، شناخت واحد بين المللى يعنى «دولت» و «نظام جهانى مىباشد».
دولت:
در نظام جهانى، دولت به عنوان مهمترين ركن فعاليت مىكند. واحد اصلى سياست بينالملل دولت است. امروزه، روابط بين ملّتها در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى و فرهنگى فقط در چارچوب دولتها بر قرار مىشود. هر چندعناصرى مانندسازمانهاى بين المللى، اتحاديههاى كارگرى و شركتهاى چند ملّيتى درنظام جهانى فعّال هستند، امّا هنوز هم دولت نقش ويژهاى درهمكاريها يا تضادهاى بين المللى دارد.
دولت عبارت است از:
«عدّهاى از مردم كه در سرزمين مشخص به طور دائم اسكان دارند و داراى حكومتى هستند كه به وضع واجراى قانون اقدام مىكند واز حاكميتى برخوردارند كه به صورت روح حاكم و قدرت عالى آنها را از تعرّضات داخلى وخارجى مصون مىدارد.» «١» دولت داراى دومعناى اعم واخص است: دولت به معناى اخص همان «هيأت دولت و كابينه يا حكومت» است امّا معناى اعم دولت همان معنايى است كه در بالا آمده است.
بنابر تعريف مزبور، دولت از چهار عنصر اصلى تشكيل مىشود؛ مردم، سرزمين، حكومت وحاكميت.
١- ملت:
ملت به عدهاى از افراد انسانى گفته مىشود كه بطور معمول از نظر خصوصيات