نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٤٢
«هيچ فتحى تحقير آميزتر از تصرف آن سواد اعظم (شهر بزرگ) مسيحى شرق به دست صليبيان غربى نبود كه مدعى نجات قلمرو مسيحيت از دست كافران (مسلمانان) بودند. آنان نتوانستند اورشليم را بستانند، ولى توانستندرُم ثانى (قسطنطنيه) را كاملًا به ويرانى بكشانند. ثروتهاى قسطنطنيه در آنان احساسى جز طمع بر نمىانگيخت. چگونه مىتوان گفت كه جنگهاى صليبى اقدامى ناشى از محبّت بود؟ نفرت، بس آشكارتر بود: نفرت، حسد، طمع وكينه.» «١» اينان حتّى بر زنان كه به كليساى «سانتاسوفيا» پناه برده بودند، رحم نكرده آنان را از دم تيغ شمشير گذراندند.
جنگهاى پنجم تا هشتم صليبى داراى فراز و نشيبهايى هم براى مسلمانان وهم مسيحيان بود. سرانجام، هنگامى كه در سال ٩٦٠ ه. ق/ ١٩٢١ م اين جنگها پايان يافت، بيت المقدس همچنان در دست مسلمانان بود و ديگر سرزمينهاى اشغال شده توسط صليبيها دوباره دراختيار مسلمانان قرار گرفت.
نتايج وآثار جنگهاى صليبى:
جنگهاى صليبى گرچه پيروزى محسوس و چشمگيرى براى اروپاييان نداشت، امّا اثرات شگرفى بر زندگى آنان برجاى گذاشت. شايد اين نوشته «هيلير» مورّخ معرفو درباره نتايج جنگهاى صليبى كفايت كند:
«از اين جنگهاى صليبى، مراد عيسويان كه باز پس گرفتن اورشليم بود، برنيامد. با اين همه، آنان سودهاى فراوان از اين جنگها بردند. در آغاز، صليبيان برخلاف مردمى كه به جنگ آنان برخاسته بودند، متمدّن نبودند. امّا گاه سفر بسيار آموزنده تر از كتاب است و به صليبيان نيز چيزها آموخت. آنان از عادات و احوال سرزمينهاى ديگر آگاهى يافتند. زبان و ادبيات و علوم اين مردمان را ياد گرفتند وتاريخ و هنر را آموختند. از اين رو، اين جنگها كارمدرسه را كرد؛ يعنى به مردم اروپا چيزها آموخت و به دوران جهل دراروپا پايان داد.» «٢»