نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٥٦
و فنى آوردند. پيشرفت در اين دو زمينه، هم در خلافت عباسيان در بغداد وهم در خلافت امويان در اندلس به اوج واعتلاى خود رسيد.
«دو شهر بزرگ اسلامى يعنى بغداد و قرطبه كه هر دو مركز مهم خلفاى اسلامى بودند در روزگارى كه اروپا در گردابهاى نادانى و وحشيگرى غرق بود مانند دو چراغى بودند كه تمدن آن دو به جهان آن روز پرتو افكنى مىكرد.» «١» خلفاى عباسى در برخورد با شخصيتها وفرقه هاى اسلامى رفتار دوگانه و ناپسند داشتهاند. آنها درحالى كه براى تحكيم موقعيّت خود با فرقه هاى گوناگون اهل سنّت به ملايمت رفتار مىكردند، نسبت به شيعه با زندانى كردن ائمه معصومين (ع) وبه شهادت رساندن آنان واذيّت و آزار پيروانشان، دشمنى وكينه توزى مىكردند. نمونه بارز اين امر، دوران طولانى زندانى حضرت امام موسى بن جعفر (ع) در عصر هارون الرشيد است.
خلافت عباسى همان گونه كه به سوى اقتدار پيش مىرفت، دچار تجزيه داخلى در قلمرو خود گرديد. خلافت امويان دراندلس ادامه پيدا كرد و قُرطبه مركز علم و ادب وفنون گشت. خلافت فاطميان، ادريسيان و ايّوبيان، در شمال آفريقا، به عنوان حكومتهاى مستقل شيعى، خبر ازتجزيه امپراتورى بزرگ اسلامى مىداد و با نمودار شدناستقلال خواهى ايرانيان، خلافت عباسى در واپسين روزهاى عمر خود فقط به قلمرو عراق محدود شده بود.
روابط خارجى ديپلماسى، جنگ وتجارت كه جزو ابزارهاى عمده سياست خارجى اين دوران بود، هر يك به تناسب خود، ارزشى متفاوت از قبل پيدا كرد.
قلمرو اسلامى در پرتو جنگ و جهاد رهايى بخش دوره قبل، در حد زيادى گسترش پيدا كرد، به گونهاى كه قسمت زيادى از قاره آسيا و بخش مهمى از آفريقا و همچنين منطقه وسيعى از اروپا تحت حاكميت امپراتورى اسلامى قرار گرفت. از اين رو،