نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١١٥
شوروى آمريكا انگلستان فرانسه چين ١١٤ «١» مورد ٣٩ مورد ٢٠ مورد ١٥ مورد ٣ مورد نقش سازمان ملل متحد در دوره تفاهم ابر قدرتها سازندهتر شد، از آن رو كه در جهت افزايش همكاريهاى بين المللى ومسائل توسعه مىتوانست تصميمات واقدامات متناسب اتخاذ كند. اين نقش بويژه در سالهاى اخير (پس ازروى كار آمدن گورباچف ١٩٨٥ و دوران تنش زدايى نوين و سرانجام فروپاشى اتحاد جماهير شوروى ودر حقيقت بلوك شرق ١٩٩١) از اهميت بيشترى برخوردار شد. قطعنامههاى مربوط به جنگ عراق عليه ايران، «٢» اشغال كويت از جانب عراق، درگيريهاى داخلى مناطقى مانند ناميبيا وآنگولا و ... كه به حل وفصل اين مناقشات منجر شد، نشان دهنده افزايش نقش سازمان ملل در صحنه بين المللى است، البته قطعنامههاى صادره از سوى شوراى امنيت به معناى اجراى عدالت وصلح خواهى نيست و روى آوردن ابرقدرتها به سازمان ملل وشوراى امنيت به عنوان ابزارى جهت اجراى مقاصد بين المللى خويش است.
با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و طرح «نظم نوين بين المللى» كه آمريكا مدعى رهبرى آن است، سازمان ملل متحد هرگز نمىتواند نقش ارزندهترى را ايفا كند، زيرا تفاهم وهمكارى، چه درميان قدرتهاى بزرگ و چه درميان قدرتهاى كوچك، نخستين قدم در فعّال كردن اين سازمان است و به نظرمىرسد كه قدرت يكّه تاز آمريكا مانع تحقق بخشيدن به آن است. امروز بيشتر از ديروز زمينههاى واگرايى وتمايل به سازش ناپذيرى در جنبههاى مختلف درمتن روابط بين الملل موجود است.