نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٨٥
كشور سلطه گر خواهد شد.» «١» راههاى مقابله با استعمار نو ١- انتخاب استراتژى صحيح ومناسب پيشرفت وتوسعه اقتصادى وفعاليت براى تحقق آن با بهرهگيرى از امكانات ومنابع داخلى.
٢- حفظ استقلال سياسى با تكيه براراده مردم وملت خويش. طبعاً استقلال ملتهاى مسلمان آنگاه كامل و واقعى خواهد بود كه بر حاكميت الهى استقرار يابد.
٣- گزينش و اجراى سياست عدم تعهد به قدرتهاى بيگانه در سياست خارجى.
٤- حفظ فرهنگ اصيل نظام جهانى ٩٧ كنفرانسهاى در حين جنگ و آينده جهان ص : ٩٦ و باورهاى مردم. در مورد ملتهاى مسلمان تكيه كامل بر فرهنگ اصيل اسلامى ضرورت دارد.
٥- همبستگى و اتحاد با ملتهاى محروم در قالب سازمانها و پيمانهاى محلى و منطقهاى.
درميان عوامل مزبور، تكيه برامكانات و ظرفيتهاى داخلى داراى اهميت ويژه بوده و ملتها و دولتها نمىبايست از اين عنصر غافل باشند.
«كشورى كه عملًا چشم به خارج دوخته باشد، حتى اگر برنامههايى هم درجهت به كارگيرى ظرفيتهاى ملى داشته باشد، ذاتاً وابسته خواهد بود، و در شروع كار تمامى برنامههاى خود را براى شكست طراحى كرده و اين چيزى است كه به تجربه ثابت شده است. راه شكستن و غلبه بر توسعه نيافتگى، كشف ظرفيتهاى ملى واتكا بر نيروهاى درونى اين كشورهاست.
خودباورى، اصالت دادن به نيروهاى داخلى وتكيه بر ظرفيتهاى ملى وامكانات مادى ومعنوى خود، سياستهاى اصيلى هستند كه عدم توجه به آنها در الگوهاى انتخابى براى توسعه درجهان سوم، راه شكست تلاشهاى مبارزه با توسعه نيافتگى را هموار ساخته است.» «٢»