نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٨٤
دارند. مركز اين شركتها در لندن، نيويورك، پاريس، توكيو، آلمان، ايتاليا وهلند (بزرگترين كشورهاى صنعتى جهان) قرار دارد و با برنامهريزى وتهيه طرحها و استفاده از مقررات وحقوق بين المللى و بادر دست داشتن پيشرفتهترين تكنولوژى و ثروت هنگفت، تلاش مىكنند، تجارت وتوليد جهانى را يك طرفه به سود خود سوق داده انحصار دراين امور را كسب كنند.
شركتهاى چند مليتى از روشهاى مختلفى براى عقب نگه داشتن كشورهايى كه درآنجا سرمايهگذارى كردهاند، استفاده مىكنند. تغيير كشت محصولات كشاورزى، فروش تكنيك نامناسب بدون انتقال دانش آن، عدم تربيت كادر متخصص وفنى بومى، استفاده ازمعافيتهاى مالياتى، فروش محصولات ساخته شده به بالاترين قيمت ممكن و اعمال نفوذ سياسى و فرهنگى از نمونههاى بارز و رايج آن مىباشد.
٦- فرهنگ و آموزش و پرورش اساسى ترين عامل بقاى روابط سلطه، پذيرش وقبول آن است. هنگامى كه ملّتى باور كند كه در دنيا جز تحت رابطه سلطه نمىتوان زندگى كرد، بدان تن داده وموجب تداوم تسلط قدرتهاى بيگانه مىشود.
نخستين روش استعمارگران قديم و جديد، كار فرهنگى بر روى مردم استعمار شده است. آنان با توسل به اهرمهاى تبليغاتى و آموزشى سعى در تحقير فرهنگ ملّتها و برتر نماياندن فرهنگ خود داشته، از اين راه بزرگترين صدمات را بر فرهنگ اصيل ملتهاى محروم وارد مىآورند.
«اصولًا كاركرد اساسى تحميل فرهنگ و وظيفه اصلى استعمارفكرى در اين است كه افراد و ملتهاى زير سلطه، شخصيت اصيل خويش را از دست داده و به صورت زائده و فرعى از كشور استعمارگر در آيند. آن هم زائده و فرعى كه اصول تفكر وفرهنگ كشور مسلط را به صورت بهترين ارمغان و يا حتى به شكل وحى مُنزَل آسمانى پذيرا شده و آن را معلّم مطلق فرهنگ و دانش واخلاق وهمه چيز خود مىداند. ملتى كه تا اين حد «خويشتن» و پايههاى فكرى اصيل وملى خود را از دست بدهد، ناگزير داوطلبانه پذيراى اقتصاد مصرفى تحميل شده از