نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٨١
مىشود.
شيوههاى استعمار نو در طى ساليان درازى كه سلطه استعمارى در روابط بين الملل وجود داشته، روشهاى مختلفى براى اعمال نفوذ كشورهاى پيشرفته و صنعتى بر دولتهاى توسعه نيافته به كار گرفته شده كه نمونههايى از آن ارائه مىشود.
١- ايجاد حكومتهاى دست نشانده از روشهاى رايج استعمار نو، تحميل حكومتى است كه حافظ منافع استعمارگران باشد. آنان در اين راستا فردى يا افرادى راكه مجرى سياستهاى مطلوب ايشان باشند، برگزيده و به قدرت مىگمارند و با پشتيبانى مادى و غيرمادى از او سعى در چپاول منابع و ثروت ملت استعمار شده دارند.
«مكانيسم مهم استعمار نو، حكومتى است كه در خود كشور مستعمره بر پا مىشود. حكومتِ جديد ترين كشورهايى كه استقلال يافتهاند حكومتى متشكل از گروه نخبگان است. اين گروهها توسط استعمار تشكيل شدند. ايالات متحده آمريكا و ساير قدرتهاى استعمارى بارها درآمريكاى لاتين، آفريقا و آسيا به حكومتهاى ارتجاعى يارى رساندند و يا خود آنها را روى كار آوردند.» «١» ٢- فروش تكنولوژى، علوم وتحقيقات يكى از شيوههاى استعمار نو درتداوم سلطه بر فروش تكنولوژى و دادههاى علمى و تحقيقاتى است كه بر وابستگى بيشتر آنها مىافزايد.
از آنجا كه رنسانس و انقلاب صنعتى، زمينههاى پيشرفت علمى را براى اروپا فراهم كرد، رابطه استعمارى نيز «ثروت» لازم را براى پيشرفتهاى بعدى تهيه نمود. دولتهاى اروپايى و آمريكا و در اين اواخر