نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٦٥
دوره ضعف و تجزيه آغاز قرن هجدهم ميلادى با شكستهاى پى در پى دولت عثمانى از روسيه تزارى توأم بود. روسيه كه ملل مسيحى بالكان را با خود داشت، جنگهاى متعددى را بر ضد دولت عثمانى آغاز كرد. جنگهاى ١٧٦٨، ١٧٨٤، ١٨١٢، ١٨٢٩، ١٨٣٣ و ١٨٧٦ باعث شد كه بيشتر سرزمينهاى اروپايى از دست امپراتورى عثمانى بيرون رود. بعلاوه، در سرزمينهاى مسلمان نشين نيز، عملًا سلطان عثمانى، قدرت و نفوذى نداشت و تنها نام خليفه عثمانى در آن ديار به نيكى ياد مىشد. حوادث پر فراز و نشيب در قرن نوزدهم و بيستم، بگونهاى اين امپراتورى را در تنگناى شرايط سخت و دشوار قرار داد كه پس از جنگهاى بالكان ١٩١٢- ١٩١٣، امپراتورى عثمانى تنها به قسمت شرقى سرزمين تراكيا (شامل ادرنه) محدود شده بود. سرزمينهاى حوزه خليج فارس تحت الحمايه انگلستان قرار گرفت و دولتهاى آفريقايى نيز اطاعتى از سلطان عثمانى نداشتند.
جنگ جهانى اول و اتحاد امپراتورى عثمانى با متحدين عليه متفقين، هيچ گرهى از مشكل اين امپراتورى نگشود و در نهايت به دنبال شكست متحدين در جنگ جهانى اول، امپراتورى عثمانى نيز رو به زوال نهاد. تركان ملى گرا ومتعصب، ابتدا به سال ١٩٢٢، سلطان عثمانى را از خلافت خلع و به سال ١٩٢٤، به طور كلى سيستم خلافت را ملغى كردند.