نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ٢٦
و يك ديپلماسى قوى جهانى را دنبال مىكنند، مناطق جهان را زير نفوذ وسلطه خود در آورده و در شوراى امنيت سازمان ملل متّحد داراى «حق وتو» مىباشند.
دو كشور آمريكا وشوروى (سابق)، پس از پايان جنگ جهانى دوم، به عنوان كشورهاى ابرقدرت در صحنه بين المللى ظاهر شدند. چين كمونيست با افزايش قدرت نظامى و اقتصادى در صدد كسب عنوان ابرقدرتى درجهان مىباشد. «١» روابط ابرقدرتها با يكديگر به شكل همكارى آميخته با رقابت است، در حالى كه در روابط با ساير كشورها به ديد «مناطق تحت نفوذ» مىنگرند. آمريكا تحت چتر «ناتو» متحدين اروپايى خود را سازماندهى كرده، به اقتضاى منافع و سياستهاى خود بر آنها اعمال نفوذ مى كند. شوروى (سابق) نيز در اروپاى شرقى تحت چتر «ورشو» اين دولتها را به صورت دولتهاى اقمارى وتحت نفوذ خود قرار داده بود. اين دو گروه از كشورها دو قطب و بلوك غرب و شرق را به وجود آورده بودند.
پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى (سابق) تنها ابرقدرت معاصر يعنى آمريكا سعى در كنترل نظام جهانى داشته و «نظم نوين بين المللى» را به عنوان نظام جهانى مورد قبول خود مطرح مىكند به اين گمان كه نظم نوين بين المللى منتهى به رهبرى آمريكا و تثبيت قدرت او در عرصه جهانى خواهدشد و در نتيجه، تمام كشورها مىبايست با توجه به خط مشى تعيين شده از سوى آمريكا سياست خارجى خود را تنظيم كنند. البته شرايط كنونى جهان بر وفق مراد امريكا پيش نمىرود.
قدرتهاى بزر نظام جهانى ٣٩ ٢ - تضعيف امپراتورى روم شرقى:
ص : ٣٩ گ:
به كشورهايى «قدرتهاى بزرگ» اطلاق مىشود كه از نظر قدرت در سطح بالايى قرار دارند، ولى هنوز به پايه ابرقدرتها نرسيدهاند. اين نوع كشورها از لحاظ سلاحهاى اتمى، قدرت اقتصادى، نفوذ ديپلماتيك در رتبهاى پس از ابرقدرتها در جهان پيش مىروند.