نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٤١
مجموعه دلايلى كه جمهورى اسلامى ايران در ردّ اين قطعنامه ارائه داد، عبارت بود از:
«شوراى امنيت با صدور قطعنامه شماره ٤٧٩ به مسأله «تجاوز» عراق عليه ايران به ديده اغماض نگريسته است. اين قطعنامه نه اشارهاى به نقض تماميت ارضى ايران دارد، نه تجاوز عراق را محكوم كرده، نه پيشنهاد آتش بس داده ونه از نيروهاى متجاوز خواسته كه سرزمينهاى اشغالى را ترك كنند. اين قطعنامه تنها از ايران و عراق مىخواهد كه از استفاده بيشتر از زور خود دارى نمايند. درواقع، مفهوم ديگر اين قطعنامه آن است كه نيروهاى عراقى در مناطق اشغالى بمانند وجمهورى اسلامى ايران ازحمله به نيروهاى متجاوز براى باز پس گرفتن مناطق اشغالى خوددارى ورزد.» «١» اقدام بعدى شوراى امنيت، پس از ٢٢ ماه سكوت، صدور قطعنامه شماره ٥١٤ (١٢ ژوئيه ١٩٨٢: ١٣٦١) بود. اين قطعنامه پس از عملياتهاى پرافتخار «طريق القدس» و «بيت المقدس» و بيرون راندن نيروهاى متجاوز از بيشتر سرزمينهاى اسلامى ايران وآزاد سازى خرمشهر صادر شد. دراين قطعنامه براى نخستين بار موضوع برقرار ى آتش بس و عقب نشينى و استقرار نيروهاى حافظ صلح در مرزهاى دو كشور عنوان شد.
سؤال مهم در مورد اين قطعنامه اين است كه چرا قطعنامه پس از حدود ٢٢ ماه سكوت صادر شد؟ علاوه براين چرا در وضعيت برتر نيروهاى جمهورى اسلامى ايران، خواستار آتش بس وعقب نشينى شدند؟
قطعنامههاى ٥٢٢ (١٣٦١ ه/ ١٩٨٢ م)، ٥٤٠ (١٣٦٢ ه/ ١٩٨٣ م)، ٥٥٢ (١٩٨٥ م/ ١٣٦٣ ه)، ٥٨٢ (١٩٨٦ م/ ١٣٦٤ ه)، ٥٨٨ (١٩٨٦ م/ ١٣٦٥ ه) ضمن تكرار مطالب قطعنامههاى قبلى، مبنى بر آتش بس و عقب نشينى، داراى نكات زير بود:
- تأسف از نقض حقوق انسانى در بمباران شهرها وخواستار توقف فورى آنها.
- لزوم بررسى واقع بينانه علل جنگ.
- اظهار نگرانى از به خطر افتادن امنيت كشتيرانى و لزوم توقف حمله به كشتيها،