نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٣٤
انگليسيها، پس از قطعنامه نوامبر ١٩٤٧، بتدريج از فلسطين خارج شدند و صهيونيستها جاى آنها را اشغال كردند. اين امر به تأسيس دولت يهودى به رهبرى «بن گورين» در سال ١٩٤٨ انجاميد.
بى اعتبارى قطعنامه تقسيم فلسطين:
طرح تقسيم فلسطين كه توسط مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب رسيد، از جهات زير بى اعتبار است:
١- عدم صلاحيت:
سازمان ملل متحد، از نظر قانونى و حقوقى، اختيار و صلاحيت تصميم گيرى درباره تقسيم يك سرزمين را ندارد. اين سازمان بر اساس منشور ملل متحد، نخست، هيچ گونه حق و مسؤوليتى در قبال سرزمينهاى تحت قيمومت جامعه ملل نداشت. «١» ديگر اينكه، سيستم سرپرستى كه در منشور ملل متحد آمده است به اين نكته اشاره مىكند كه خود آن كشور (دولت- ملت) بايد اين امر را بپذيرد. «٢» بنابراين، از قلمرو صلاحيت قانونى سازمان ملل خارج بود كه در باره فلسطين، چنين تصميمى بگيرد.
٢- تجاوز به حاكميت مردم فلسطين:
حاكميت مردم فلسطين، مطابق ماده ٢٢ ميثاق جامعه ملل، تثبيت شده بود. بند هفتم از ماده دوّم منشور نشانگر آن است كه سازمان ملل متحد درامور داخلى كشورها، حق هيچ گونه دخالتى را ندارد. حاكميت يك ملّت بطور يقين، يك امر ذاتى و درونى آن ملت است. طرح تقسيم فلسطين با حاكميت فلسطينيها مغايرت داشته و دارد. «٣» نكته مهمّ درتقسيم فلسطين اينكه، معنا ندارد به متجاوز، حقوقى تعلق بگيرد و از طرف ديگر با اقدامات تروريستى يهوديان، جمعيت زيادى از فلسطين رانده شدند و تقسيم زمين بين باقيمانده جمعيت فلسطين و يهوديان