نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٤
١- اين حق را كشورهاى كوچك درهنگام تصويب منشور ملل متحد در سال ١٩٤٥ در كنفرانس سانفراسيسكو- هر چند به اكراه و اجبار- به اعضاى دائم شوراى امنيت دادند تا آنها را از خطرات عمده جنگ جهانى ديگرى حفظ كنند.
٢- حق وتوى شوراى امنيت موجب تعادل و توازن بين كشورهاى كوچك و بزرگ مىشود. در مجمع عمومى، همه كشورها، اعم از بزرگ و كوچك، بطور مساوى داراى يك رأى مىباشند. با حق وتوى شوراى امنيت، كشورهاى بزرگ كه در عرصه بين المللى نقش مهمترى دارند، داراى حق ويژه مىشوند.
٣- حق وتو موجب كاهش تشنجها بين قدرتهاى عمده و ابرقدرتها مىشود، چنانكه در دهه جنگ سرد و روابط خصمانه بين آمريكا وشوروى، حق وتو مانع وقوع جنگ بين آنها شده واز خروج قدرتهاى بزرگ از سازمان ملل نيز جلوگيرى كرد. علاوه بر اين، اگر هم حق وتو وجود نداشت، قدرتهاى بزرگ با توسل به راههاى ديگربراى تحقق اهداف خود اقدام مىكردند. «١» با بررسى استدلالهاى موافقان، بدين نتيجه مىرسيم كه علت اصلى دفاع آنها «واقعيات روابط بين المللى» است، در صورتى كه خواسته همه انسانها و دولتهاى آزاده، تحقق «حقيقت» و «عدالت» است. بايد تلاش كرد كه به جاى تسليم شدن درمقابل واقعيت، زمينههاى تحقق عدالت و حقيقت فراهم شود.
مخالفان حق وتو:
بيشتر كشورهاى جهان سوم كه اكثريت آنها در «جنبش عدم تعهد» عضويت دارند، مخالف حق وتو مىباشند. كنفرانس سران جنبش عدم تعهد در سال ١٩٦٧ در كلمبو، قطعنامهاى را تصويب كرد كه يكى از درخواستهاى آن «لغو حق وتوى» شوراى امنيت بود.
استدلال اين دسته از كشورها اين است كه حق وتو با بنيادى ترين اصول منشور