نظام جهانى - جمالی، حسین - الصفحة ١٠٣
ضديت و دشمنى بيشتر پيش برد. سرانجام، وقتى كه بحران موشكى كوبا (١٩٦٢) دو قطب عمده قدرتمند جهان را تالبه پرتگاه جنگ هستهاى كشاند، دوره تفاهم و تنش زدايى فرا رسيد.
بحران موشكى كوبا:
كوبا با انقلاب سال ١٩٥٨ وسرنگونى رژيم طرفدار غرب، مورد هجوم سياستهاى سلطه جويانه آمريكا قرار گرفت و از آن پس به عنوان يكى از متحدان شوروى درآمده، مورد حمايت بلوك شرق قرار گرفت.
خروشچف، صدر هيأت رئيسه اتحاد شوروى (سابق)، دستور استقرار موشكهاى ميان برد اتمى را درخاك كوبا صادر كرد.
دستگاههاى اطلاعاتى وجاسوسى آمريكا از ورود سكّوها وموشكهاى هستهاى شوروى به خاك كوبا مطلع گرديده آن را به مقامات عالى آمريكاگزارش دادند.
رئيس جمهور آمريكا، جان اف كندى، كه با خطر تهديد مستقيم و بسيار نزديك شوروى «١» مواجه بود، راه حل پايان اين بحران را «برگرداندن موشكها» يا «جنگ بر سر آن، بين دو ابر قدرت» اعلام كرد.
از آنجاكه جنگ اتمى، جهان و بشريت را به پرتگاه نابودى ونيستى مىكشاند وجز نابودى نتيجهاى در برنداشت، اتحاد شوروى به پذيرش باز گرداندن موشكها از كوبا تن داد ومذاكرات بين دو كشور، براى بازگرداندن موشكها و پيش نيامدن حالتهاى مثل آن، آغاز گرديد. «٢» ويژگى سلاحهاى اتمى «بازدارندگى» است واين امر در بحران موشكى كوبا به درستى اثبات شد. جنگ اتمى در واقع بن بست درجنگ است و امكان كاربرد آن موجب نابودى دو جناح مىشود. بنابراين خصوصيت بازدارندگى، مانع ازاستفاده آن مىگردد.
در پى اين بحران، مذاكرات سران آمريكا و شوروى، اتصال تلفن «خط قرمز» بين كرملين وكاخ سفيد وبحث گروههاى كارشناسى دو طرف بر سر مسائل عمده جهانى،