دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٧١
| بوسنوي جلد: ١٢ شماره مقاله:٥١٧١ |
بوسْنَوي، محمد بن موسى سرايى د ٠٤٥ يا ٠٤٦ق/٦٣٥ يا ٦٣٦م، مفسر و
قاضىالقضات حلب. وي به سبب احاطهاي كه بر علوم رايج زمان خود داشت،
به «عَلاّمَك» ملقب شد نك: «دائرة المعارف...»، .VI/٣٠٦ اما لقب او در
نسخهاي از خلاصة الاثر، با تصحيف به صورت «غُلامَك» درآمده محبى، /٠٢، و
اين خطا در برخى از منابع ديگر نيز راه يافته است نك: طباخ، /٣٢؛ بروسهلى،
/٦٠؛ زركلى، /١٩. وي در سارايوو به دنيا آمد و از همينرو، سرايى نيز خوانده
شد. شعبانُويچ تولد او را در ٠٠٣ق/٥٩٥م مىداند نك: «دائرة المعارف»، همانجا.
بوسنوي تحصيلات خود را در مدرسة قاضى خسرو بك سارايوو آغاز كرد و عبدالجليل
افندي از استادان او در همانجاست خانجى، ١٧. وي براي تكميل تحصيلات به
استانبول رفت و در آنجا به خدمت سلاحدار مصطفى پاشا مق ٠٥١ق/٦٤١م پيوست.
بوسنوي دو سال در مجلس درس صدرالدين محمدامين شروانى، جانزاده محمد
نورالدين و ديگران حاضر شد. از آن پس، به تدريس در مدارس استانبول «دائرة
المعارف»، همانجا و تأليف و شرح آثار پيشينيان پرداخت.
بوسنوي در سمت قاضى القضاتى به حلب رفت و در اين شهر محبوبيت يافت و
آثارش مورداستقبال همگان قرار گرفت. با اين حال، اقامت او در آنجا ديري
نپاييد و احتمالاً به سبب اختلاف با مصطفى پاشا، پس از گماردن جانشين براي
خود، حلب را ترك كرد؛ زمانى كه به اسكودار رسيد، مصطفى پاشا از خوف افشاي
مظالم گماشتگانش، وي را موردسرزنش قرار داده، به اقامت اجباري در حصار روم
ايلى و خانهنشينى ملزم ساخت. در آخرين روزهاي حيات بوسنوي فرستادهاي از
سوي مصطفى پاشا رسيد و او را بشارت قضاي استانبول داد؛ اما وي از پذيرفتن
آن خودداري كرد و چند روز بعد درگذشت محبى، همانجا. او را در گورستان حصار
روم ايلى دفن كردند بروسهلى، همانجا.
از بوسنوي آثاري برجاي مانده كه بيشتر در تفسير، يا حاشيه بر تأليفات
پيشينيان است: از آنها مىتوان احاديث الاربعين براي نسخة آن در مجموعة
سليمانية استانبول، نك: «دائرة المعارف»، همانجا و شرح شمسية قطبالدين رازي
در علم منطق براي نسخ خطى، نك: دفتر فاتح...، ٩٢؛ دفتر كتبخانه...، ٠٥؛
حميديه...، ٤ را برشمرد. تفسيري از سورة فتح نيز منسوب به اوست چ سارايوو،
٣١٨ق. حياة الحيوان دميري و الجواهر المضيئة فى الاحكام السلطانية مَناوي نيز
توسط او به تركى ترجمه شده است نك: خانجى، ١٨؛ بروسهلى، نيز «دائرة
المعارف»، همانجاها.
در ميان حواشى او مىتوان بهحاشيه بر انوار التنزيل بيضاوياشاره كرد كه
به گفتة برخى آن را تا آخر سورة انعام ترتيب داده بود نك: خانجى، ١٧، اما
ظاهراً بخشهايى از حاشية وي بر سورههاي كهف، فتح و نبأ نيز موجود است
همانجا؛ نيز نك: ثريا، ٥٩.از اينرو، ارائة تصوير واضحى از حجم حاشية او بر
انوارالتنزيل مشكل مىنمايد. نسخههاي متعددي از حواشى تفسيري وي، در
كتابخانههاي تركيه و دارالكتب مصر موجود است خديويه، /٠١-٠٢؛ الفهرس...،
/٤٥٢-٤٥٤؛ I/٧٤٠ GAL,S, I/٥٣٢; .GAL, نمونة ديگر از حواشى او، حاشيه بر شرح
جامى بر كافية ابن حاجب است. به گفتة حاجىخليفه وي در اين اثر، اعتراضات
عصامالدين اسفراينى را جواب داده، و به رد ديدگاههاي او پرداخته است /٣٧٢.
همچنين نسخهاي خطى از آثار او با عنوان حاشيه بر الفوائد الضيائية
عصامالدين اسفراينى در كتابخانةكوپريلى شم ٧٣ موجود است كوپريلى، /٦٥-٦٦ كه
با توجه به اشارة خانجى دربارة اثري از وي در رد عصام ص ١٨، به نظر مىآيد
موضوع آن، بيشتر رد ديدگاههاي عصامالدين اسفراينى باشد. اثر ديگر وي، حاشيه
بر شرح شريف جرجانى بر مفتاح العلوم سكاكى است براي نسخههاي خطى آن،
نك: دفتر فاتح، ٦٢؛ «دائرة المعارف»، همانجا؛ I/٥١٦ S, .GAL,
مآخذ: بروسهلى، محمد طاهر، عثمانلى مؤلفلري، استانبول، ٣٣٣ق؛ ثريا، محمد،
سجل عثمانى تذكرة مشاهير عثمانيه ، استانبول، ٣٠٨ق؛ حاجى خليفه، كشف؛
حميديه كتبخانه سنده محفوظ كتب موجودهنين دفتريدر، استانبول، ٣٠٠ق؛ خانجى،
محمد امين، الجوهر الاسنى فى تراجم علماء و شعراء بوسنه، قاهره، ٣٤٩ق؛
خديويه، فهرست؛ دفتر فاتح كتبخانهسى، استانبول، مطبعة محمودبك؛ دفتر كتبخانة
لالهلى، استانبول، ٣١١ق؛ زركلى، اعلام؛ طباخ، محمد راغب، اعلام النبلاء،
به كوشش محمدكمال، حلب، ٣٤٣ق/٩٢٥م؛ الفهرس الشامل للتراث العربى
الاسلامى المخطوط علوم القرآن، مخطوطات التفسير، عمان، ٩٨٧م؛ كوپريلى، خطى؛
محبى دمشقى، محمدامين، خلاصة الاثر، بيروت، دارصادر؛ نيز:
GAL; GAL,S; T O rkiye diyanet vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢.
مريم صادقى