دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٤٧
| بلك جلد: ١٢ شماره مقاله:٥٠٤٧ |
بَلَك، يا بُلُك، نورالدولة بن بهرام بن اَرْتُق مق ١٨ق/١٢٤م، از امراي
طبقة نخست آل ارتق ه م و از فرماندهان مسلمان در جنگهاي صليبى. نخستين بار
از بلك در وقايع سال ٨٩ق/٠٩٦م به عنوان فرمانده سپاه شهر سَروج در كرانة
فرات وسطى ياد شده است ابن شداد، /٠٤؛ ٢ .EIگفتهاند كه چون بدرفتاري پيش
گرفت، اهالى شهر بر ضد او سر به طغيان برداشتند؛ بلك از بالدوين حاكم رُها و
فرمانده صليبيان براي سركوب مردم كمك خواست و بالدوين نيز موافقت كرد؛ اما
از ديگر سوي، مردم شهر به بَلدوك پيغام فرستادند و او را به آنجا فراخواندند
رانسيمان، .I/٢٠٩-٢١٠ به روايت ابن شداد بدرفتاري بلك با مردم سبب شد تا
اهالى سروج از بالدوين براي ضبط ولايت دعوت كنند همانجا؛ از اين رو، بلك
ناگزير به فرار شد و ظاهراً در سال بعد اين ولايت را از دست داد .EIبعدها در
٩٤ق/١٠١م بلك موفق شد بار ديگر بر سروج غلبه يابد ابن شداد، /٠٤- ٠٥؛ سپس
در ٩٧ق بر عانه و حديثه نيز سلطه يافت، اما در همين زمان صليبيان سروج را
از دست وي خارج ساخته بودند ابن اثير، ٠/٦٨.
در ٩٨ق بلك به فرمان عمويش ايلغازي، حاكم ارتقى عراق مأمور حفظ امنيت
راه بغداد - ايران در برابر تاخت و تاز كردها و تركمانان شد همو، ٠/٩٥؛ ٢ و
توانست امنيت را در اين نواحى برقرار سازد. سپس در ٠٣ق/١٠٩م در لشكركشى
ايلغازي برضد معينالدين سقمان سكمان قطبى، امير اخلاط شركت جست. اين نبرد
به اسارت بلك انجاميد؛ اما ديري نگذشت كه سقمان درگذشت و بلك آزاد شد ابن
قلانسى، ٧٠؛ ٢ .EIمدتى بعد، وي ناحية پالو در كرانة فرات شرقى مرادصو را
اشغال كرد و سپس مادر طغرل ارسلان، پادشاه خردسال سلجوقىِ ملطيه را به
همسري خويش درآورد و اتابك شاهزادة جوان شد. وي كه با اين وصلت نيرومند
شده بود، توانست بر خرپوت غلبه يابد. اين ناحيه تا ٠٩ق/١١٥م مقر اصلى او
بود. همچنين دست اندازيهاي بلك به قلمرو مِنگوجك در نواحى شمالى، او را به
جنگ با اين امير و متحدش گَوْرَس واداشت. بلك آنان را مغلوب ساخت ١٢ ق و
قلمرو خود را توسعه داد ابن شداد، /٨٥؛ كائن، ٧ º نيز نك: ٢ .EI
بلك در ١٤ق/١٢٠م بر عفراس رومى يورش برد و او را اسير كرد و بسياري از
سپاهيانش را به قتل رساند ابن قلانسى، ٠٢؛ ابن اثير، ٠/٨٦؛ عظيمى، ٥، سپس
در ١٦ق در نزديكى سروج صليبيان را شكست داد و بعضى از امراي آنان چون
جوسلين را به اسارت درآورد ابن عديم، /٠٦؛ ابن قلانسى، ٠٨؛ رانسيمان،
.II/١٦١ سپس به پيكار بالدوين دوم، پادشاه بيتالمقدس رفت ١٧ق/١٢٣م و در
كَركَر واقع در ساحل فرات او را شكست داد و به اسارت درآورد ابن عديم،
/١٠-١١؛ ابن قلانسى، ٠٩. ناتوانى بدرالدوله عبدالجبار ابن ارتق، پسر عموي
بلك و حاكم حلب در برابر صليبيان سبب شد تا بلك او را بركنار كند و خود
حكمرانى حلب را برعهده گيرد و بر حران نيز مستولى گردد همانجا؛ ابن اثير،
٠/١١؛ ابن عديم، /١١-١٢. وي در همين سال باره را نيز به تصرف خويش درآورد
و اسقف اين ناحيه را اسير كرد همو، /١٢. در اين وقت خبر رسيد كه بالدوين و
جوسلين و اسراي رومى در خرپوت برخى از سپاهيان او را فريفته، و بر آنجا
مستولى شدهاند. او ناگزير بازگشت و بسياري را - بجز بالدوين و برخى سركردگان
رومى - به قتل رساند و جوسلين موفق به فرار شد ابن قلانسى، ٠٩-١٠؛ ابن
اثير، ٠/١٣ -١٤؛ ابن عديم، /١٣- ١٤.
در ١٧ يا ١٨ق بلك باز در شام با صليبيان پيكار كرد و بر آنها چيره شد و سپس
اسماعيليان حلب را كه مىكوشيدند تا سلطه و سيادت او را متزلزل كنند، تبعيد
كرد ابن اثير، ٠/١٧؛ ابن عديم، /١٦؛ ٢ .EIبلك در ١٨ ق در جريان محاصرة منبج
با آنكه حسان بن گُمُشْتگين امير آنجا را اسير كرده بود، بر اثر اصابت تيري
درگذشت ابن اثير، ٠/١٩؛ ابن عديم، /١٨-١٩؛ سبط ابن جوزي، /١٢؛ قس: قلقشندي،
/٧٧، كه مرگ او را در ١٧ق دانسته است. به گفتة ابن عديم او را پس از مرگ
به حلب بردند و در آنجا به خاك سپردند /١٩.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطيرة، به كوشش يحيى
عباره، دمشق، ٩٧٨م؛ ابن عديم، عمر، زبدةالحلب، به كوشش سامى دهان، دمشق،
٣٧٠ق؛ ابن قلانسى، حمزه، ذيل تاريخ دمشق، به كوشش آمدرز، بيروت، ٩٠٨م؛
سبط ابن جوزي، يوسف، مرآة الزمان، حيدرآباد دكن، ٣٧٠ق/٩٥١م؛ عظيمى حلبى،
محمد، تاريخ حلب، به كوشش على سويم، آنكارا، ٩٨٨م؛ قلقشندي، احمد، صبح
الاعشى، به كوشش محمدحسين شمسالدين، بيروت، دارالفكر؛ نيز:
, C., Pre-Ottoman Turkey, tr. J. Jones-Williams, London ١٩٦٨; EI ٢ ; Runciman,
S., A History of the Crusades, London, ١٩٦٥.
ناديا برگنيسى