دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٨٢
| بمباره جلد: ١٢ شماره مقاله:٥٠٨٢ |
بَمْباره، از اقوام سياهپوست مسلمان ساكن در شرق كشور مالى و كرانة
رودخانة نيجر عليا. بمبارهها از نژاد «مانده» هستند و نام بمباره را كه دلالت
ضمنى بر كفر آنان دارد، مسلمانان سرزمينهاي كرانة رود نيجر، به سبب مقاومت
درازمدت اين قوم در برابر اسلام بر آنها نهادند نك: بدوي، ٧٩؛ فيج، .١٨٩
گفته مىشود بمبارهها در سدة ق/٢م از سرزمين اُدينه در ساحل عاج به محل
كنونى كوچ كردند كرنون، .II/٢٤٠ آنان ابتدا با اطاعت از امپراتوري مالى، در
باختر شهر تمبوكتو ه م مىزيستند ديويدسن، ٢٢؛ حسن، ٩، اما اوايل سدة ١ق/٧م
زيستگاههايى در كنارة رودخانة نيجر ساختند و با از ميان رفتن امپراتوري مالى و
پايان گرفتن سلطة مراكش در منطقه از نيمة همان سده در كسب استقلال كوشيدند
و يكى از رؤساي آنها به نام كالادين كولوبالى، حكومتى امپراتوري به شيوة
قديم برپا كرد و سلطة خود را در سمت جنوب بر كشور كهن ماندينگ گستراند
همانجاها؛ كرنون، .I/٢٢٣
فرمانرواي ديگر بمباره به نام بيتون كولوبالى ١٢٤- ١٦٨ق/ ٧١٢- ٧٥٥م اقتدار
قوم خود را به اوج رساند. او سپاهى جانباز فراهم ساخت و سرزمين خود را به ٠
ايالت تقسيم كرد و كشاورزي را رونق بخشيد همانجا؛ اما انحصارطلبى وي سبب شد
بخشى از بمبارهها در ٧٥٣م او را ترك گويند و دولت بمبارة كاآرتا را تشكيل
دهند ديويدسن، ٢٣. به اين ترتيب، دو كشور بمباره به نامهاي سِگو و كاآرتا
شكل گرفت كه وسعت آن در حدود يك سوم جنوب شرقى جمهوري مالى كنونى بود و
در دو كرانة رودخانة نيجر از شمال شرق بَماكو ه م پايتخت كنونى مالى تا
سرزمين موپتى گسترده بود كرنون، ؛ II/٢٤٠ II/٥٦ .ER,
پس از مرگ بيتون كولوبالى چند سال آشفتگى بر سرزمين بمباره حاكم شد، تا در
١٨٠ق/٧٦٦م كه فرمانروايى مقتدر به نام نگولوديارا، به آشفتگى پايان داد و
تا ٧٩٥م بر سرزمين بمباره حكم راند همان، نيز ديويدسن، همانجاها؛ كوك، ٢٢.
در اين زمان دولت بمباره بر سنگال عليا و نيجريه تسلط داشت كرنون، .I/٢٢٣
سگو پايتخت بمباره در اين دوران با خانههاي بسيار زيبا و كرجيهاي بسيار روي
رودخانه و كشتزارهاي سرسبز چشماندازي از تمدن و شكوه اين قوم را نمايان
مىساخت ديويدسن، همانجا.
در اوايل سدة ٣ق/٩م مسلمانان سرزمينهاي اسلامى همسايه برضد بمبارههاي
غيرمسلمان اعلان جهاد كردند و احمدو لوبو پرچم اسلام را در شهرهاي بمباره
برافراشت و شهرهاي سگو، كاآرتا و مَسينا تا هنگام مرگ احمدو لوبو در
٢٦٠ق/٨٤٤م دردست مسلمانان بود بدوي، ٨١-٨٢؛ حسن، همانجا. در ٢٦٤ق/٨٤٨م حاج
عمر بار ديگر برضد بمباره اعلام جهاد كرد و در ٨٥٤م بر كاآرتا و در ٨٦١م بر سگو
دست يافت همو، ١. وي فرمانروايان بمبارهاي را بركنار كرد و حكومت آنجا را
به پسر خود سپرد ديويدسن، ٣٣. بدينگونه، آخرين پادشاهان بمباره از ميان
رفتند و حكومت بمباره پس از كشته شدن حاج عمر به پسرش احمدو رسيد نك:
اُليور، ٣ º ßÑäæä¡ .II/٢٥٣ اما بمبارهها با حكومت احمدو به مخالفت برخاستند و
بهويژه پس از ٢٩٨ق/٨٨١م كه نيروهاي فرانسوي در نزديكى آنها استقرار
يافتند، با احمدو به مبارزه پرداختند كرنون، همانجا.
فرانسويان در ٣٠٨ق/٨٩١م، احمدو را از سگو راندند همو، .I/٣١٠ از اين پس
بمبارهها كه قرنها در مقابل اسلام ايستاده بودند، به صورتى كامل به اسلام
روي آوردند، به گونهاي كه مبلغان مسيحى كه در حدود سال ٨٩٠م به نواحى
سگو سفر كرده بودند، گواهى دادند كه بهرغم ظواهر اعتقاد به «جاندار پنداري»
بيشتر مردم مسلمان بودند نك: كوك، ٢٧؛ تريمينگام، .٤٧٧
زبان بمبارهاي مهمترين شاخة گروه قومى زبانى ماندينگ است. اين زبان
موسوم به بامانا زبان مشترك بخش بزرگى از غرب افريقاي غربى است و به
تدريج بر ساير شاخههاي گروه مزبور برتري يافت نك: بريتانيكا، ؛ I/٨٥٣
II/٥٥-٥٦ ؛ ER, «افريقا»، ؛ IV/٥٧ كوك، ١٦-١٧، چنانكه پس از استقلال كشور
مالى، زبان بمبارهاي پس از فرانسوي، زبان رسمى جمهوري مالى شد و ٠% از
مردم اين كشور بدان سخن مىگويند نك: مراد، ٢٨.
جمعيت بمباره در اواخر سدة ٠م، / ميليون تن بود همانجا. گروههايى از اين
قوم در گينه، سودان، موريتانى و غيرآن زندگى مىكنند نك: كوك، ٨٩؛ پيك، ٥٦
º «ÇÝÑíÞÇ»¡ .IV/٢٧٥ هنگامى كه اسلام در سرزمين بمبارهها رواج يافت، آنها
پيرو آيين جاندار پنداري بودند و به «نگالا»، خداوند يكتا باور داشتند II/٥٦ ؛
ER, «افريقا»، .IV/٣١٣ بهاعتقاد آنها كلام يا «كومو» نيروي بنيادين در آفرينش
مخلوقات است تاريخ...،/٤٩. ٠% جمعيت بمباره آيين جاندار پنداري را حفظ
كردهاند كوك، ٢٥. گفته مىشود كه اسلام با آيين كهن اين قوم درهم آميخته
است نك: همو، ٢٨.
بمبارهها كشاورزانى پرتوان هستند. گلهداري هم در ميان اين قوم رواج دارد
مراد، همانجا؛ تاريخ، /٧. مردم اين قوم در ريختهگري فلزات شهرت داشتند
پرسن، و مجسمههاي بز كوهى كنده كاري شده توسط هنرمندان بمباره ساخته
مىشد. سبك مارپيچ در مجسمهسازي بمباره نماد رشد مداوم جهان هستى است نك:
ديويدسن، ٤٨ º ãÇßå¡ ١٣.
مآخذ: بدوي، عبده، مع حركة الاسلام فى افريقية، قاهره، ٩٧٠م؛ تاريخ عمومى
افريقا، به كوشش ج. ك. زربو، ترجمة حسن انوشه و يحيى مدرسى، تهران، ٣٧٢ش؛
حسن، حسن ابراهيم، انتشار الاسلام والعروبة فيما يلى الصحراء الكبري، قاهره،
٩٥٧م؛ ديويدسن، ب.، افريقا تاريخ يك قاره، ترجمة هرمز رياحى و فرشته
مولوي، تهران، ٣٥٨ش؛ كوك، ژ. م.، مسلمانان افريقا، ترجمة اسدالله علوي،
مشهد، ٣٧٣ش؛ ماكه، ژاك، تمدن سياهان، ترجمة اسدالله علوي، مشهد، ٣٦٩ش؛
مراد، محمد عدنان، المجتمعات الافريقية، دمشق، ٩٩٥م؛ نيز:
Afrika, ed. H. Schiffers, M O nchen etc., ١٩٦٢; Britannica, ١٩٨٦; Cornevin, R.
and M. Cornevin, Histoire de l'Afrique, Paris, ١٩٦٤-١٩٧٦; Davidson, B., African
Kingdoms, New York, ١٩٦٩;ER; Fage, J. D., A History of Africa, London, ١٩٩٥;
Oliver, R. and A, Atmore, Africa Since ١٨٠٠, Cambridge, ١٩٧٤; Person, Y., X
Samori construction et chute d'un empire n , Les Africains, Paris, ١٩٧٧, vol.I;
Pick, H., X Mauritania n , Africa, ed. C.Legum, London, ١٩٦٥; Triming- ham, J.
S., X Islam in Africa n , Africa, ed. C. Legum, London, ١٩٦٥.
پرويز امين