دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٦٢
| بورينى جلد: ١٢ شماره مقاله:٥١٦٢ |
بورينى، بدرالدين حسنبنمحمد شافعى ٦٣-٠٢٤ق/٥٥٦- ٦١٥م، اديب و تاريخنگار
دمشقى. وي در خاندانى فلسطينى در روستاي صفوريه چشم به جهان گشود و چون
پدرش اهل بورين از روستاهاي نابلس بود، او نيز به همانجا منسوب گرديد غزي،
محمد بن محمد، /٥٦؛ محبى، /١؛ منجد، مقدمه...، /.
بدرالدين تحصيلات خود را با آموختن قرآن آغاز كرد و در سالگى آنرا فرا گرفت
بورينى، /٠-١، ٢٠، /٠٦. در ٧٣ق/٥٦٥م به همراه خانواده به دمشق كوچيد و در
مدارس آنجا به تحصيل علوم متداول پرداخت همو، /٠-١، ٧٩، ٠٤؛ منجد، همان، /
-٠، ٩-٠. گويا در فاصلة سالهاي ٧٥ تا ٨٠ق وي در بيتالمقدس بود محبى، همانجا؛
بورينى، /٣؛ آنگاه از ٨٠ق/٥٧٢م در دمشق تحصيلات خود را ادامه داد بورينى،
/٠-١، ٧، جم؛ غزي، محمدبن محمد، همانجا؛ محبى، /١ -٢؛ منجد، همان، /١-٢.
ديري نپاييد كه بورينى خود از استادان دمشق گرديد و از ٨٨ق رسماً در جامع
اموي و ساير مدارس دمشق به تدريس پرداخت بورينى، /٣، ٥، /١٢؛ منجد، همان،
/٢، ٤؛ محبى، همانجا. وي در جامع اموي با حافظ حسين تبريزي ابن كربلايى د
٦٧ق/ ٥٦٠م اديب و نويسندة تبريزي، صاحب روضات الجنان آشنا شد و دوستى
عميقى ميان آن دو پديد آمد و بورينى زبان فارسى را كه پيش از آن به
اجمال آموخته بود، نزد او تكميل كرد بورينى، /٦٦، ٠٣ و در فارسىدانى چنان شد
كه وقتى به اين زبان سخن مىگفت، او را «اعجمى» مىانگاشتند غزي، محمد بن
محمد، /٥٧؛ محبى، همانجا. وي برخى از اشعار گويندگانى چون سعدي و وحشى
بافقى را به عربى برگرداند و خود در استقبال آنها ابياتى سرود نك: /٧١؛
خفاجى، /٢-٣، ٥. او همچنين اشعار برخى از بزرگانِ ايران را در كتاب خويش
آورده است مثلاً نك: /٥٧، /٥ -٦، جم.
از روزگار تسلط سلاجقه بر آسياي صغير، و پس از آن در زمان عثمانيان، و به
ويژه پس از فتح قسطنطنيه، فرهنگ ايرانى به ويژه زبان فارسى در بخش
بزرگى از جهان اسلام رواج يافت. شمار آثار فارسى برجاي مانده از اين دوره
خود گواه اين مدعاست رياحى، ٠- ٥؛ صفا، ٨ -٩. پس غريب نيست كه محمد بن
صلتى يكى از شاگردان بورينى از وي فارسى بياموزد و در مجالس با استاد خود
به فارسى سخن بگويد غزي، محمد بن محمد، /٨.
بورينى به عنوان فقيهى جامع، اديب و شاعري توانا، از نفوذ كلام و قدرت
بيان نيز برخوردار بود. وي علاوه بر اينكه محل رجوع عامة مردم بود،
موردتوجه و عنايت بزرگان دين و دولت نيز قرار داشت و در قضاياي مختلف
دولتى به عنوان داور، نماينده و سفير شركت داشت بورينى، /٧-٩، ٩١، ١٢؛ غزي،
محمد بن محمد، /٥٩، ٦٢- ٦٣، ٧٦.
بورينى شاگردان بسيار تربيت كرد كه هر يك خود بعدها از بزرگان دمشق به شمار
آمدند بورينى، /٨، ١٧، ٣٩، ٨٤؛ غزي، محمد بن محمد، /٦٠. وي در ٨ سالگى چشم از
جهان فرو بست و در گورستان باب الفراديس به خاك سپرده شد همو، /٧٧- ٧٨؛
محبى، /٩-٠؛ منجد، همان، /٦.
اشعار بسياري از بورينى در تراجم الاعيان و منابع ديگر نقل شده است. موضوع
اين اشعار كه بيشتر در قالب غزل، قصيده و دو بيتى سروده، مدح، شكوه از
روزگار و طلب حاجت است مثلاً نك: /٨ - ١، /٦ - ٨. محمد بن محمد غزي شعر او را
متوسط دانسته است /٦٣.
آثار چاپى:
. بحر الفائض فى شرح ديوان ابن فارض، شرحى است ادبى و لغوي و به دور از
هرگونه گرايشهاي صوفيانه. اين اثر ميان سالهاي ٢٦٩ تا ٣٢٩ق بارها در بيروت
و قاهره به چاپ رسيده است. رشيد بن غالب، تركيب سودمندي از شرح ادبى
بورينى و شرح صوفيانة عبدالغنى نابلسى را فراهم آورده، و در بيروت منتشر
كرده است رشيد ابن غالب، .
. تراجم الاعيان من ابناء الزمان، مهمترين كتاب در شرح احوال بزرگان
روزگار خود او، و مكمل الضوء اللامع سخاوي، الكواكب السائرة غزي، و النور
السافر عيدروسى به شمار مىرود نك: منجد، المؤرخون...، ١ -٢؛ عبدالمطلب، ٥٣؛
كردعلى، ٩٣-٠٢. وي مبدأ تاريخ حوادث كتاب را سال تولد خود، يعنى رمضان ٦٣
قرار داده، و به گردآوري شرح احوال بزرگان سياسى و فرهنگى عصر خود در حوزة
بزرگى از قلمرو اسلام پرداخته است نك: /٣. برخى از رجالى كه احوالشان در
اين كتاب آمده، بورينى خود ديده و با ايشان معاشرت نزديك داشته است. روش
او در اين كار، استناد به گزارشهاي موثق بود و به روايات موردشك و ترديد
عنايت نداشت / و در برخى موارد كه ناگزير از ذكر مطالبى بوده - كه خود به
صحت و وثاقت آنها يقين نداشته - داوري دربارة آنها را به خواننده محول
كرده است همو، /٨٧. بورينى نگارش اين كتاب را به تشويق محمدامين افندي،
رئيس ديوانِ وقت دمشق در ٠٠٩ق/٦٠٠م آغاز كرد / و تأليف آن ظاهراً تا پايان
عمر او ادامه داشت /٣.
كتاب به ترتيب الفبايى تنظيم شده همو، /، اما شمار شرح احوالها در هر يك از
نسخهها متفاوت است منجد، مقدمه، /٣؛ براي نامهاي كسانى كه شرح احوال آنها
در اين كتاب آمده، نك: عبدالمطلب، ٥٤-٦٤. ظاهراً كهنترين نسخه از اين كتاب
همان است كه فضلالله بن محبالله در ٠٧٨ق/٦٦٧م به جمع و تنقيح آن همت
گماشت محبى، /٨٠؛ كردعلى، ٩٣؛ خديويه، /٣. محبى در ديباچة خلاصة الاثر، تاريخ
بورينى يا تراجم الاعيان و ذيلى را كه پدرش بر آن نگاشته، يكى از مآخذ
تاريخ خود معرفى كرده است /. دو مجلد از اين كتاب به كوشش صلاحالدين
منجد، براساس مقابلة نسخة خطى، بدون اطلاع و مراجعه به نسخة وين منجد،
همان، /٧-٢، /٧٦؛ نيز نك: شيخ، /٩٣، تصحيح و در دمشق منتشر شد.
آثار خطى: حاشية على انوار التنزيل بيضاوي محبى، /١؛ I/٧٤٠ S, ؛ GAL, ديوان
شعر كه گويا همانى است كه محبى به آن اشاره كرده است همانجا؛ نيز نك:
II/٤٠١ ؛ GAL,S, منتخبات شعريه و نثريه كه صلاحالدين منجد از آن با عنوان
«كنّاش» ياد كرده است.
قطعات شعري متعددي نيز از بورينى در كتابخانههاي مختلف دنيا موجود است نك:
كوپريلى، /٨؛ نقشبندي، ٤٦، ٤٧، ٦٥؛ پرچ، ؛ I/٨٩ آلوارت، شم ٩٥٨ º äíÒ äß: ٤٠١
II/٣٧٤-٣٧٥, S, ؛ GAL, منجد، همان، /٠، ١؛ نيز نسخهاي از گزارش حوادث سالهاي
٠١٨ تا ٠٢٣ق/٦٠٩-٦١٤م دمشق كه در ليدن نگاهداري مىشود ورهووه، .VII/٤٢٨
آثار يافت نشده: حاشيه بر مطول محبى، همانجا؛ ابن غزي، محمد بن
عبدالرحمان، /١٩؛ الرحلة الحلبية، كه به گفتة خود بورينى نك: /٩ در ٠١٧ق پس
از سفرش به حلب نوشته شده است؛ السبع السيارة، شامل مجموعه محبى، همانجا؛
شرح الكافية ابن حاجب؛ المباحث الدقيقة و الرياض الانيقة حسن، /١٩؛ منازل
الانسية فى الرحلة الطرابلسية، سفرنامة ديگري است كه به گفتة خود بورينى /٤٠
پس از بازگشت از طرابلس آن را به رشته تحرير درآورده است.
مآخذ: بورينى، حسن، تراجم الاعيان، به كوشش صلاحالدين منجد، دمشق، ٩٥٩-
٩٦٣م؛ حسن، سيدكسروي، تعليقات بر ديوان الاسلام نك: هم ، غزي، محمد بن
عبدالرحمان؛ خديويه، فهرست؛ خفاجى، احمد، ريحانة الالباء، به كوشش عبدالفتاح
محمد حلو، قاهره، ٣٨٦ق/٩٦٧م؛ رشيد بن غالب، شرح ديوان ابن الفارض للشيخين
بورينى و نابلسى، بيروت، دارالتراث؛ رياحى، محمدامين، «نفوذ زبان و ادبيات
فارسى در قلمرو عثمانى»، هنر و مردم، تهران، ٣٤٩ش، شم ٢؛ شيخ، محمود،
تعليقات بر لطف السمر نك: هم ، غزي، محمد بن محمد؛ صفا، ذبيحالله، مختصري در
تاريخ تحول نظم و نثر پارسى، تهران، ٣٣٣ش؛ عبدالمطلب، رشاد، «تراجم
الاعيان من ابناء الزمان للبورينى»، مجلة معهد المخطوطات العربية، قاهره،
٣٧٧ق/٩٥٨م، ج ، شم ؛ غزي، محمد بن عبدالرحمان، ديوان الاسلام، به كوشش
سيدكسروي حسن، بيروت، ٤١١ق/٩٩٠م؛ غزي، محمد بن محمد، لطف السمر و قطف
الثمر، به كوشش محمود شيخ، دمشق، ٩٨١م؛ كردعلى، محمد، «تراجم الاعيان من
ابناء الزمان»، مجلة المجمع العلمى العربى، دمشق، ٩٢٣م، ج ، شم ؛ كوپريلى،
خطى؛ محبى دمشقى، محمد، خلاصة الاثر، قاهره، ٢٨٤ق/٨٦٧م؛ منجد، صلاحالدين،
مقدمه و تعليقات بر تراجم الاعيان نك: هم ، بورينى؛ همو، المؤرخون الدمشقيون
فى العهد العثمانى و آثارهم المخطوطة، بيروت، ٩٦٤م؛ نقشبندي، اسامه ناصر و
ظمياء محمد عباس، مخطوطات الادب فى المتحف العراقى، كويت، ٤٠٦ق؛ نيز:
Ahlwardt; GAL, S; Pertsch; Voorhoeve.
ايرانناز كاشيان