دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٩١٤
| بصره جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٩١٤ |
بَصْره، شهري كهن در مغرب اقصى كه امروزه از آن ويرانهاي بيش برجاي
نمانده است.
نام اين شهر از بصرة عراق گرفته شده است و آنجا را به سبب رواج تجارت
كتان و وفور لبنيات و سرخى خاكش به ترتيب بصرة الكتّان، بصرة الذبّان و
بصرة الحمرا نيز ناميدهاند ابوعبيد، /٨٩؛ ياقوت، /٥٣؛ ابن عذاري، /٠٣؛
ابوالفدا، ٣٣؛ ابن عبدالمنعم، ٠٨.
شهر بصره در كنار اقيانوس و جزو اقليم طنجه، به مركزيت شهر فاس اصطخري، ٩؛
مسعودي، ٨؛ مقدسى، ٧، ١٩ و در حدود ٣كيلومتريِ كوه صَرصَر قرار داشت كه سرشار
از منابع آبى و ميوه و زيستگاه قبايل مصموده بود ابن عذاري، /٣٥. گويند:
برخى از نوادگان خليفة دوم در آنجا مسكن داشتند ابن حزم، ٥٤.
ديوار گرداگرد شهر بصره از سنگ و آجر ساخته شده بود و ٠ دروازه داشت ابوعبيد،
همانجا؛ ابن عذاري، /٠٣. در اين شهر مسجدي بزرگ با دو گرمابه و دو گورستان
بزرگ، يكى در مشرق و ديگري به نام قُضاعه در غرب آن وجود داشت. آب بصره
شور بود و آب آشاميدنى مردم از چاه ابن ذَلفاء كه در مدخل شهر بود، تأمين
مىشد ابوعبيد، ياقوت، ابن عذاري، ابن عبدالمنعم، همانجاها.
شهر بصره همزمان يا نزديك به تأسيس شهر اصيلا ابوعبيد، همانجا؛ ابن عذاري،
/٠٣، ٣٥، به احتمال قوي در اواخر سدة ق و در زمان حكومت ادريس دوم
٧٧-١٣ق/٩٣- ٢٨م، يا به روايتى در ١٨ق و در زمان حكومت فرزندش محمد ١٣-٢١ق/
٢٨ -٣٦م احداث گرديد و اقامتگاه تابستانى آنان بود ابوعبيد، /٠٦؛ مكناسى، ١؛
ابن ابار، /٣١؛ لئون افريقى، ١٠ ؛ ٢ .EIوقتى محمدبن ادريس دوم به
فرمانروايى رسيد، شهرهاي مغرب را ميان برادرانش تقسيم كرد و شهر بصره و نيز
طنجه، سبته و تطوان به قاسم و به روايتى يحيى رسيد ابوعبيد، همانجا؛ ابن
اثير، /١٥؛ ابن ابار، همانجا؛ ابن ابىزرع، ١ ؛ ٢ EI.
ابن عذاري نام فرمانروايان بصره را از آغاز تأسيس تا ٤٧ق ذكر كرده است
/٣٥. اين شهر در ١٠ق/٢٢م به تصرف حسن بن محمد بن قاسم بن ادريس، معروف
به حَجّام درآمد ابن ابى زرع، ٢ و سال بعد، موسى بن ابى العافية مكناسى
بر آن مستولى گرديد و ادريسيان ناگزير به قلعة معروفشان، موسوم به حُجَر
النَّسر كه در نزديكى بصره قرار داشت، پناه بردند همو، ٣؛ ابن خلدون، /٧٤-
٧٥.
در ٤٧ق/٥٨م بصره به عنوان مركز ايالتى كوچك شامل منطقة ريف و بلاد
غُماره، توسط جوهر سيسيلى، سردار معروف فاطمى به حسن بن كَنّون سپرده شد
همو، /٨ و مدت ٥ سال زير نظر فاطميان افريقيه اداره مىشد تا در اوايل سال
٦٣ق توسط غالب، مولاي حكم دوم حك ٥٠- ٦٦ق/٦١-٧٧م، خليفة اموي اندلس تصرف
شد ابن خطيب، ٢؛ ابن خلدون، /٨-٩. در ٦٨ق ابوالفتح يوسف بُلُكين بن زيري،
مغرب را فتح كرد و عمال اموي را بيرون راند و آنگاه به بصره آمد و يحيىبن
على بن حمدون، فرمانرواي اموي آنجا را سركوب، و شهر را در همان سال يا ٦٩ق
ويران كرد ابن اثير، /٦٦؛ ابن عذاري، /٣١-٣٢؛ نويري، ٤/٧٥؛ ابن خلدون،
/١٨-١٩، ٣٣.
مقدسى در ٧٨ق/٨٨م بصره را شهري ويران وصف كرده است ص ٢٠. در سدة ٠ق/٦م
تنها ديوارهاي سنگى اين شهر برجا مانده بود لئون افريقى، ١٠-١١.
مآخذ: ابن ابار، محمد، الحلة السيراء، به كوشش حسين مونس، قاهره، ٩٨٥م؛ ابن
ابى زرع، على، الانيس المطرب، رباط، ٩٧٢م؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن حزم،
على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ٩٨٣م؛ ابن خطيب، محمد، اعمال الاعلام، به
كوشش لوي پرووانسال، بيروت، ٩٥٦م؛ ابن خلدون، العبر؛ ابن عبدالمنعم
حميري، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ٩٧٥م؛ ابن
عذاري، احمد، البيان المغرب، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، ٩٢٩م؛
ابوعبيد بكري، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون و ا. فره،
تونس، ٩٩٢م؛ ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ٨٤٠م؛
اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ٩٢٧م؛ لئون
افريقى، حسن بن محمدوزان، وصف افريقيا، ترجمة محمد حجى و محمد اخضر، بيروت،
٩٨٣م؛ مسعودي، على، التنبيه و الاشراف، به كوشش دخويه، ليدن، ٨٩٣م؛
مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن، ٩٠٦م؛ مكناسى، احمد،
خريطة المغرب الاركيولوجية، تطوان، ٩٦١م؛ نويري، احمد، نهاية الارب، به كوشش
حسين نصار، قاهره، ٩٨٣م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز: . ٢EI
ستار عودي