دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٧٦
| بسطه جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٨٧٦ |
بَسْطه، شهري واقع در ايالت غرناطه گرانادا در جنوب اسپانيا. اين شهر در
٢٣ كيلومتري شمال شرق غرناطه واقع است تازي، ٠٣؛ زكار، ٧، ٢؛ ٢ .EIظاهراً
نام اين شهر در عصر روميان، بَستى بوده است شحاده، /٢١؛ ٢ .EIشهر بسطه
بسته كه در زبان اسپانيايى به صورت باثا تلفظ مىشود شكيب ارسلان، الحلل
...، /٢٦، حاشية ؛ ٢ ، EIتوسط سَوّاربن حمدون بن عبده مق ٧٧ق/ ٩٠م براي بنى
قُحطبه و بنى مسيره پىريزي شد ابن خطيب، الاحاطة ...، /٧٠.
بسطه چنانكه از نامش پيداست، در زمينى هموار و جلگهاي پهناور واقع است كه
پيرامون آن را كوههايى احاطه كردهاند شكيب ارسلان، خلاصة ...، ٢٧؛ حايك،
١٧. اين شهر جزو شهرهاي متوسط و خوش آب و هوا و پرجمعيت با ديوارهاي بلند و
محكم و بازارهاي پاكيزه بود و به داشتن صنايع مختلف شهرت داشت ادريسى،
٠٢؛ ابن عبدالمنعم، ١٣؛ شكيب ارسلان، الحلل، /٢٦-٢٧؛ ابن شريفه، ٧. چشمة
كوه ابوالحسن در اطراف بسطه و دو رود واديالقطن و واديالتين آب اين شهر
را تأمين مىكرد حايك، همانجا؛ شكيب ارسلان، خلاصة، ٢٧، ٣٢. كوه كحل سرمه از
جمله كوههاي معروف اطراف بسطه بود كه مورخان دربارة آن داستانهاي
شگفتانگيزي نقل كردهاند قزوينى، ٠٥، ١٢؛ دمشقى، ٢١؛ ابن عبدالمنعم، همانجا.
بخشى از كوههاي بسطه چوب مورد نياز اندلس و حتى مغرب را تأمين مىكرد همو،
٨٨.
در اطراف شهر بسطه به سمت وادي آش و جيان، قلعههاي بسياري وجود داشت
ادريسى، ٠٣ كه مىتوان به قلعههاي بَرْشانه، تاجَله ابن سعيد، /١، ٤،
قليه يا قوليه واقع در شمال شرق بسطه همو، /٧؛ مراكشى، ٧٠؛ تازي، ٠٤؛ ابن
عبدالمنعم، همانجا؛ مقري، نفح ...، /٦؛ بسطى، ١٩، و قلعة مشهور طشكر يا اَشكر
اشاره كرد ادريسى، ٠٢؛ شكيب ارسلان، الحلل، /٢٧؛ ابن خطيب، همان، /٩٠.
مورخان از برخى روستاها و مناطق اطراف بسطه چون نجيطه،
مسينه،تلون،مرينهبسطى، ٠٤؛ نيز ابن شريفه، ٠٤، بجا وثائق ...، ٠، غُلَّيره
بسطى، ٠؛ نيز ابن شريفه، ٠، قسطلونه قزوينى،٥٣، قنالِش قنولش وثائق، «٣م»،
نيز ٩؛ بسطى، ٩؛ ابن شريفه، ٩؛ مونس، تاريخ ...، ٧٤ ياد كردهاند.
در بسطه بناهايى چون مسجد جامع شهر ابن شريفه، ٢ و مسجد الجنه ابن خطيب،
ريحانة ...، /٥٢؛ ابن شريفه، ٨؛ مونس، همانجا شهرت داشتهاند. از نقاط ديدنى و
شگفتانگيز بسطه كه مورخان به آنها اشاره كردهاند، مىتوان به چشمة هوته و
غار شيمه در راه بسطه به بياسه ابن عبدالمنعم، ١٣؛ قزوينى، ١٢ و
گردشگاههاي زيبا و سرگرم كنندة مُنيه، جنان رومه بسطى، همانجا؛ وثائق، ، ٠،
٧، ١؛ ابن شريفه،٩،٩و حَمّه صالحهابن خطيب، مشاهدات، ٣؛ ونشريسى، /٤ اشاره
كرد.
در بسطه زيراندازهاي بىنظير و لباسهاي بسيار نفيس چرمى و ضدآب با رنگهاي
شگفتانگيز به نام مُلَبّد توليد مىشدياقوت، /٢٤؛ ابن عبدالمنعم، همانجا؛
مقري، همان، /٠١؛ مونس، همان، ٨٩؛ دندش، ٨٣. مهمترين محصول كشاورزي بسطه
زعفران بود ابن خطيب، همان، /٥١-٥٢، ٩٣ و صنعت ابريشم نيز به سبب فراوانى
درخت توت در اين شهر رونق داشت ابن عبدالمنعم، همانجا.
پيشينة تاريخى: اين شهر از زمان پىريزي آن به دست سوار بن حمدون در اواسط
سدة ق/م ابن خطيب، الاحاطة، /٧٠ تا سقوطش به دست مسيحيان اسپانيا در اواخر
سدة ق/ ٥م مونس، مقدمه ...، ٧؛ مقري، همان، / ١٨ شاهد حوادث گوناگونى بود.
در ٨٣ق/٩٦م ابوالعباس احمدبن محمدبن ابى عبده به همراه سپاهيانش وارد
بسطه شد ابن حيان، /١٦.
در ٢٢ق/٣٤م خليفة اموي عبدالرحمان سوم، معروف به ناصر فرمانروايان مناطق
وسطاي اندلس از جمله عبدالله بن احمد بن محمد ابن ابى عبده حاكم بسطه را
سركوب كرد مونس، موسوعة ...، /١٤.
در اواسط سدة ق/١م بسطه جزو قلمرو المظفر باديس بن حَبوس د ٦٥ق/٠٧٣م قرار
گرفت ابن خطيب، اعمال ...، ٣٠؛ عنان، دول ...، ٣٣، ٣٨-٣٩. ابن حبوس پس از
تصرف بسطه آن را به ابن مَلْحان سپرد و او نيز پس از مدتى به عنوان
اعتراض و نارضايى از وزيران ابن حبوس شهر را به ابن صُمادح تسليم كرد
عبدالله، ١. باديس بن حبوس براي جبران كمكهاي يحيى بن اسماعيل ذوالنون،
ملقب به مأمون حاكم طليطله حك ٣٥-٦٧ق در باز پسگيري واديآش از چنگ ابن
صمادح، بسطه را بهوي واگذارد همو، ٦ - ٧؛ عنان، همان، ٣٨.
در ٧٨ق/ ٠٨٥م آلفونسوي ششم پادشاه مسيحى قشتاله دستور داد قلعة آلِدو كه
نزد مورخان اسلامى به نام قلعة لييط معروف است، در نزديكى بسطه ساخته شود
و از آنجا به مسلمانان حمله كنند همان، ٣٤. هنگامى كه مردم بسطه و
مسلمانان اندلس از كارها و تجاوزهاي مسيحيان قشتاله و حملات سيد كامپئادُر
كه نام اصلى وي روذريگو دياث دِ ويوار بود شكيب ارسلان، الحلل، / ٥، ٨ به
ستوه آمدند، از امير مرابطون مراكش يوسف بن تاشفين ياري خواستند و او نيز در
٨١ق/ ٠٨٨م به اندلس آمد و به كمك ملوك طوايف شهرهاي اندلس، مسيحيان را
سركوب كرد الحلل ...، ٧؛ مونس، موسوعة، /٨٥- ٨٦؛ عنان، همان، ٣٥. پس از اين
پيروزي بسطه نيز به تصرف ابن تاشفين درآمد ابن سعيد. /٧- ٨.
در ١٩ ق/ ١٢٥م آلفونسوي هفتم براي تصرف بسطه حركت كرد، اما پس از رسيدن
به آنجا مسير خود را به سوي وادي آش تغيير داد عنان، عصر ...، / ٠٨. در ٣٩
ق/١٤٤م احمد بن محمد بن مَلحان ملجان طائى المتأيد بالله در وادي آش
قيام كرد و بسياري از شهرهاي اطراف از جمله بسطه را تصاحب كرد بيذق، ٢٥؛
عنان، همان، /٢٠؛ دندش، ٣. در ٤٦ ق/١٥١م ابن ملحان ناگزير شهر بسطه را به
محمد بن سعد بن مَرْدَنيش جُذامى كه در شرق اندلس قيام كرده بود، واگذارد
عنان، همان، /٢٠، ٣٥، ٧٢؛ ابن خطيب، الاحاطة، /٢٦؛ دندش، ٣، ٢٠؛ شكيب
ارسلان، همان، /٣٠.
در ٦٠ ق/ ١٦٥م سپاه موحدون بسطه را تصرف كردند و در حومة شهر در جايى به
نام وادي قشتاله اردو زدند ابن صاحب الصلاة، ٠٣؛ عنان، همان، /٦. در ٦٥ يا
٦٦ ق/١٧٠ يا ١٧١م ابوحفص موحدي سپاهى به سرداري ابو عبدالله بن ابى
ابراهيم به بسطه فرستاد و اين شهر را به اطاعت موحدون درآورد و به مردم
آنجا امان داد ابن صاحب الصلاة، ٢١، ١٩؛ ابن خلدون، /٢١؛ عنان، همان، /٠.
در ٠٠ق/٢٠٤م فرمانرواي موحدون ناصرلدينالله حك ٩٥ - ١٠ق حكومت بسطه را به
شيخ ابو عبدالله بن يحيى سپرد عنان، همان، /٦٣. پس از شكست موحدون در نبرد
معروف عِقاب در ٠٩ق/٢١٢م فرنگيان به شهرهاي اسلامى اندلس از جمله بسطه
حمله كردند ابن عبدالمنعم، ١٦. در ٣٠ق/٢٣٣م بسطه به تصرف ابن احمر نصري
درآمد عنان، همان، /١٥، نهاية ...، ٩، ٨، نيز نك: ابن خلدون، /٥١.
بسطه در دوران حكومت بنى نصر كه بيش از دو قرن و نيم به درازا كشيد، توسعة
چشمگيري يافت و جمعيت آن نيز دوچندان شد و به يكى از شهرهاي مهم سرزمين
غرناطه بدل گشت ابن شريفه، ٧- ٨. اين شهر در اواخر دوران حكومت بنى نصر
دچار انحطاط گرديد و بارها مسيحيان به آنجا حمله كردند مقري، نفح ...، /١١ بب؛
ابن شريفه، ٨٠-٨٢.
در رجب ٩٤/ ژوئن ٤٨٩ محاصرة طولانى شهر بسطه توسط مسيحيان شروع شد كه مردم
بسطه مقاومت شگفتانگيزي از خود نشان دادند، اما اين شهر پس از حدود ماه
محاصره ناگزير در مقابل شرايطى تسليم شد و مسيحيان در ٠ محرم ٩٥ وارد شهر
شدند. در اول صفر همان سال/ ٥ دسامبر ٤٨٩م سند تسليم بسطه با حاكم ليون و
نمايندة شاهان مسيحى اندلس امضا شد و بدين ترتيب، حكومت مسلمانان بر اين
شهر پايان يافت نك: ابن شريفه، ٣؛ مقري، همان، /٢١ -٢٢؛ حايك، ١٦ بب؛ عنان،
همان، ٢١، ٢٥-٢٦، ١٥؛ اروينگ، ١١ بب؛ شكيب ارسلان، خلاصة، ٢٧-٤٧؛ شاتوبريان،
١٥؛ اخبار ...، ٨-٩.
پس از سقوط بسطه به دست مسيحيان، شمار بسياري از مسلمانان، اين شهر را به
مقصد غرناطه و مراكش ترك كردند شكيب ارسلان، همان، ٥٧- ٥٨؛ عنان، همان، ١١؛
مونس، مقدمه ..، ٩.
فرمانروايان مسيحى بسطه در ٥٠٠م مسلمانان باقىمانده در شهر را به زور
مسيحى كردند عنان، همان، ١٩-٢٠. در ٧٧ق/٥٦٩م موريسكوهاي بسطه شوريدند همان،
٦٧ و در اثر آن در ٥٧٠م فيليپ دوم فرمان اخراج و پراكنده كردن مردم بسطه
را صادر كرد همان، ٧٥.
نويسندگانومورخان، نامشماري از قضات، شعرا و ادبا،دانشمندان و بزرگان بسطه
را ثبت كردهاند كه از آن جمله به ابوالحسن على بن معاذ بسطى ابن فرضى،
/٢٦، اَفوَه خرّاز بسطى شاعر و اديب ابن سعيد، /٩، ابوالحسن على بن
عبدالعزيز بن شفيع بسطى شاعر مشهور همو، / ٨؛ ابن عبدالمنعم، ١٣، ابو عبدالله
محمد بيّانى قاضى قلصادي، ٥؛ ابن شريفه، ٦، ٥، حسين بن عبدالعزيز بن ابى
اَحوَص، معروف به ابن ناظر قاضى بسطه نباهى، ٢٧؛ ابن خطيب، الاحاطة، /١٩،
ابوعبدالله محمد ازرق يا ابن ازرق شاعر نامدار اواخر سدة ق ابن شريفه، ٢٣-٣٢
و عبدالكريم بن محمد قيسى غرناطى بسطى آخرين شاعر بسطه همو، ٥، جم مىتوان
اشاره كرد.
در ميان فقيهان بسطه مىتوان از قاضى عياض بن موسى يَحصبى فقيه مشهور
مالكى و صاحب تأليفات متعدد، نام برد نباهى، ٠١؛ مقري، ازهار ...، /٧؛ ابن
خطيب، همان، /٢٢ بب.
بدون شك، نامدارترين و پرآوازهترين شخصيت بسطه ابوالحسن على بن محمد
قرشى بسطى، مشهور به قلصادي از بزرگان و پيشوايان اندلس بود مقري، نفح،
/٩٢-٩٤؛ سخاوي، /٤- ٥؛ بابا تنبكتى، ٣٩؛ ابن قاضى، /٥١؛ ابن مريم، ٤١.
مآخذ: ابن حيان، حيان، المقتبس فى تاريخ رجال الاندلس، به كوشش ملچور
آنتونيا، پاريس، ٩٣٧م؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة فى اخبار غرناطة، به كوشش
محمد عبدالله عنان، قاهره، ٣٩٥ق/ ٩٧٥م؛ همو، اعمال الاعلام، به كوشش لوي
پرووانسال، بيروت، ٣٧٥ق/٩٥٦م؛ همو، ريحانةالكتاب و نجعةالمنتاب، به كوشش
محمد عبدالله عنان، قاهره، ٩٨٢م؛ همو، مشاهدات، به كوشش احمدمختار عبادي،
اسكندريه، ٩٥٨م؛ ابن خلدون، العبر، به كوشش خليل شحاده، بيروت، ٩٩٦م؛
ابن سعيد مغربى، على، المغرب فى حلى المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره،
٣٥٥ق؛ ابن شريفه، محمد، البسطى آخر شعراء الاندلس، بيروت، ٩٨٥م؛ ابن صاحب
الصلاة، عبدالملك، المن بالامامة، به كوشش عبدالهادي تازي، بيروت، ٩٨٧م؛
ابن عبدالمنعم حميري، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت،
٩٧٥م؛ ابن فرضى، عبدالله، تاريخ علماء الاندلس، قاهره، ٩٨٨م؛ ابن قاضى
مكناسى، احمد، درةالحجال فى اسماءالرجال، به كوشش محمد احمدي ابوالنور،
قاهره، ٣٩١ق/ ٩٧١م؛ ابن مريم، محمد، البستان فى ذكر الاولياء و العلماء
بتلمسان، به كوشش محمد ابن ابى شنب، الجزاير، ٣٢٦ق/ ٩٠٨م؛ اخبارالعصر فى
انقضاء دولة بنى نصر، به كوشش حسين مونس، قاهره، ٤١٢ق/٩٩١م؛ ادريسى، محمد،
نزهةالمشتاق، به كوشش دوزي و دخويه، ليدن، ٩٦٨م؛ اروينگ، واشينگتن، اخبار
سقوط غرناطة، ترجمة هانى يحيى نصري، بيروت/لندن، ٠٠٠م؛ باباتنبكتى، احمد،
نيل الابتهاج، به كوشش عبدالحميد عبدالله هرامه، طرابلس، ٤٠٩ق/٩٨٩م؛
بسطى، عبدالكريم، «ديوان»، همراه البسطى ... نك: هم، ابن شريفه؛ بيذق،
على، اخبارالمهدي ابن تومرت و ابتداء دولة الموحدين، به كوشش لوي
پرووانسال، پاريس، ٩٢٨م؛ تازي، عبدالهادي، تعليقات بر المن بالامامة نك: هم،
ابن صاحب الصلاة؛ حايك، سيمون، ثريا الرومية او استسلام غرناطة، بيروت،
٩٨٨م؛ الحلل الموشية، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبيضاء،
٩٧٩م؛ دمشقى، محمد، نخبة الدهر، بيروت، ٤٠٨ق/ ٩٨٨م؛ دندش، عصمت عبداللطيف،
الاندلس فى نهاية المرابطين و مستهل الموحدين، بيروت، ٤٠٨ق/ ٩٨٨م؛ زكار،
سهيل، تعليقات بر الحلل الموشية هم؛ سخاوي، محمد، الضوءاللامع، قاهره، ٣٥٣-
٣٥٥ق؛ شاتوبريان، ف. ر.، الاسلام فى الاندلس، ترجمة شكيب ارسلان، بيروت،
٩٨٥م؛ شحاده، خليل، تعليقات بر العبر نك: هم، ابن خلدون؛ شكيب ارسلان،
الحلل السندسية، بيروت ٣٥٨ق/٩٣٩م؛ همو، خلاصة تاريخ الاندلس، بيروت،
٤٠٣ق/٩٨٣م؛ عبدالله زيري، مذكرات، به كوشش لوي - پرووانسال، قاهره،
٩٥٥م؛ عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، ٤٠٨ق/ ٩٨٨م؛ همو،
عصرالمرابطين و الموحدين فى المغرب و الاندلس، قاهره، ٩٩٠م؛ همو، نهاية
الاندلس، قاهره، ٤٠٨ق/ ٩٨٨م؛ قزوينى، زكريا، آثارالبلاد، بيروت،
٣٨٠ق/٩٦٠م؛قلصادي،على، رحلة، بهكوششمحمد ابوالاجفان،تونس،٩٨٥م؛ مراكشى،
عبدالواحد، المعجب، به كوشش محمدسعيد عريان و محمد عربى علمى، قاهره،
٣٦٨ق/٩٤٩م؛ مقري، احمد، ازهارالرياض، به كوشش ابراهيم ابياري و ديگران،
قاهره، ٣٥٨ق/٩٣٩م؛ همو، نفح الطيب، ج ، و ، به كوشش احسان عباس، بيروت،
٣٨٨ق/ ٩٦٨م، ج و ، به كوشش يوسف محمد بقاعى، بيروت، ٤٠٦ق/٩٨٦م؛ مونس،
حسين، تاريخ الجغرافية و الجغرافيين فى الاندلس، قاهره، ٤٠٦ق/٩٨٦م؛ همو،
مقدمه بر اخبارالعصر هم؛ همو، موسوعة تاريخ الاندلس، قاهره، ٤١٦ق/٩٩٦م؛
نباهى، على، تاريخ قضاةالاندلس، بيروت، ٩٨٠م؛ وثائق عربية غرناطية، به
كوشش ل. س. لوثينا، مادريد، ٣٨٠ق/٩٦١م؛ ونشريسى، احمد، المعيار المعرب، به
كوشش محمد حجى، بيروت، ٤٠١ق/٩٨١م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
٢ .
ستار عودي