دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٣٥

بزار
جلد: ١٢
     
شماره مقاله:٤٨٣٥


بَزّار، ابوبكر احمد بن‌عمرو بن‌عبدالخالق‌عَتَكى‌د ٩٢ق‌/ ٠٥م‌، محدث‌بصري‌و از قديم‌ترين‌مسند نويسان‌. ابن‌ناصر الدين‌واژة بزار را بر اساس‌لغت‌بغداديان‌، به‌گيرندة روغن‌دانة كتان‌معنى‌كرده‌است‌/٨٤. نسبت‌عتكى‌، به‌سبب‌انتساب‌وي‌به‌قبيلة عتيك‌ازد است‌سمعانى‌، /٢٧. ذهبى‌حدود سال‌١٠ق‌/٢٥م‌را زمان‌تولد وي‌دانسته‌است‌ سير...، ٣/٥٥.
بزار در يكى‌از مهم‌ترين‌مقاطع‌تاريخ‌تدوين‌حديث‌پا به‌عرصة وجود نهاد و اين‌زمانى‌است‌كه‌مدونه‌هايى‌حديثى‌همچون‌صحاح‌سته‌، مسانيد و سنن‌گوناگون‌به‌وجود آمده‌، يا در حال‌شكل‌گيري‌بود. زيست‌او در محيط علمى‌بصره‌- كه‌يكى‌از مهم‌ترين‌مدرسه‌هاي‌حديثى‌زمان‌را در خود جاي‌داده‌بود - وي‌را از همان‌كودكى‌به‌درس‌مشايخ‌بزرگ‌آن‌روزگار كشاند. او افزون‌بر بصره‌، در كوفه‌، واسط و بغداد به‌دانش‌اندوزي‌پرداخت‌و در درس‌بسياري‌از مشايخ‌زمان‌حضور يافت‌. شاخص‌ترين‌شيخ‌وي‌در دورة آموزش‌كه‌بزار از او روايت‌كرده‌، بخاري‌، صاحب‌صحيح‌است‌نك: بزار، /٤٥، جم. جاي‌شگفتى‌است‌كه‌بيشتر منابع‌شرح‌حال‌او بدين‌مطلب‌اشاره‌اي‌نكرده‌اند. افزون‌بر بخاري‌، نام‌شمار فراوانى‌از استادان‌او را مى‌توان‌در منابع‌گوناگون‌و نيز اثر خود وي‌، مسند يافت‌كه‌از آن‌جمله‌اند: ابوخالد هُدبة بن‌خالد بصري‌د ٣٥ق‌، عبدالواحدبن‌غياث‌بصري‌د پيش‌از ٤٠ق‌، بشر بن‌معاذ بصري‌د پس‌از ٤٠ق‌، احمد بن‌بكار د٤٤ق‌، احمدبن‌عبدة ضبى‌د ٤٥ق‌، حسن‌بن‌خلف‌واسطى‌د٤٦ق‌، سَلَمة بن‌شَبيب‌نيشابوري‌مكى‌د ٤٧ق‌، ابوكُرَيب‌كوفى‌د ٤٨ق‌و محمد بن‌بشار بصري‌د ٥٢ق‌نك: زين‌الله‌، مقدمه‌بر مسند، ١-٢. ابونعيم‌اصفهانى‌نيز استادان‌او در اصفهان‌را نام‌برده‌است‌/٠٥. به‌هر روي‌، با در نظر گرفتن‌تاريخ‌درگذشت‌مشايخ‌او، چنين‌مى‌نمايد كه‌دورة دانش‌اندوزي‌وي‌را بايد نيمة سدة ق‌تخمين‌زد.
بر خلاف‌آنچه‌تصور مى‌شود كه‌بزار به‌طور طبيعى‌مى‌بايد در درس‌بسياري‌از نام‌آوران‌حديثى‌زمان‌خود حضور، يا دست‌كم‌با آنان‌ارتباط داشته‌باشد، اما حق‌آن‌است‌كه‌گفته‌شود بجز بخاري‌، تقريباً بيشتر استادان‌و مشايخ‌روايى‌بزار كسانى‌هستند كه‌نه‌تنها چندان‌شهرت‌بسزايى‌ندارند، بلكه‌در برخى‌موارد نام‌آنها را بايد در شمار «مجاهيل‌» آوردكه‌گاه‌يافتن‌شرح‌حالى‌از آنهادشوار است‌نك: ابوذر، /٧- ٨. در هر حال‌، بزار براي‌آموزش‌حديث‌، سفرهاي‌بسياري‌به‌مكه‌، شام‌، مصر و نيز اصفهان‌داشته‌است‌سيوطى‌، طبقات‌...، ٨٩؛ ذهبى‌، تاريخ‌...، ٩. ابوالشيخ‌به‌دو بار سفر وي‌به‌اصفهان‌اشاره‌كرده‌، و دومين‌بار را در ٨٦ق‌ذكر كرده‌است‌ طبقات‌...، /٨٦. بنا بر نقلى‌، وي‌مدتى‌هم‌در نيشابور به‌سر مى‌برده‌، و از آنجا به‌مكه‌رفته‌بوده‌است‌نك: سبكى‌، /٢، اما در منابع‌شرح‌حال‌وي‌، و تواريخ‌محلى‌، مطلبى‌كه‌نشان‌از اين‌سفر داشته‌باشد، ديده‌نشد.
در نگاهى‌كلى‌و گذرا به‌ديدگاههاي‌رجاليان‌دربارة بزار بايد گفت‌كه‌ غالباً او را ثقه‌، صدوق‌و حافظ دانسته‌، و برخى‌او را پس‌از ابن‌مدينى‌، داناترين‌كس‌در حديث‌ياد كرده‌اند ابوالشيخ‌، همانجا؛ ذهبى‌، ميزان‌...، /٢٤؛ خطيب‌، /٣٤؛ سمعانى‌، /٩٥، اما برخى‌ديگر كه‌در رأس‌ايشان‌دارقطنى‌قرار دارد، به‌اعتماد بيش‌از اندازة بزار به‌حافظه‌اشاره‌كرده‌، و گفته‌اند كه‌وي‌به‌همين‌سبب‌در اسانيد و متن‌روايات‌، بسيار دچار خلط شده‌است‌. اشاره‌به‌تدريس‌وي‌در مصر نيز كه‌بدون‌هيچ‌كتابى‌صورت‌مى‌گرفته‌، بيانگر اين‌معنى‌است‌خطيب‌، /٣٥؛ سمعانى‌، همانجا؛ ذهبى‌، تذكرة...، /٥٤. همچنين‌برخى‌به‌رواياتى‌واهى‌از وي‌نيز اشاره‌كرده‌اند ذهبى‌، سير، ٣/٥٧.
گر چه‌بيشترِ مشايخ‌بزار از شهرت‌اندكى‌برخوردارند، اما در ميان‌شاگردان‌و راويان‌او، نام‌برخى‌از بزرگان‌تاريخ‌حديث‌مشاهده‌مى‌شود كه‌ابوالقاسم‌طبرانى‌و ابوالشيخ‌اصفهانى‌از اين‌دستند طبرانى‌، ٠/٣، ٤٠؛ ابوالشيخ‌، اخلاق‌...، ٧، ٨. از ديگر شاگردان‌وي‌بايد به‌كسانى‌چون‌ابوبكر احمد بن‌جعفر خُتَّلى‌، عبدالباقى‌بن‌قانع‌، احمد بن‌جعفر سمسار، محمد بن‌عباس‌بن‌نَجيح‌، محمد بن‌عبدالله‌بن‌مَمْشاد قاري‌، عبدالرحمان‌بن‌محمد بن‌جعفر كسايى‌و ابومحمد قاسم‌بن‌ثابت‌عوفى‌سرقسطى‌اشاره‌كرد نك: ذهبى‌، همان‌، ٣/٥٥؛ خطيب‌، /٣٤؛ مقري‌، /٩. گفتنى‌است‌كه‌طبري‌در كتابهاي‌تاريخ‌/٥٤ و تفسير ٩/٠ خود، از بزار روايت‌كرده‌است‌.
اگر چه‌نام‌بزار به‌عنوان‌يكى‌از حلقه‌هاي‌روايى‌در آثار سده‌هاي‌ و ق‌باقى‌است‌و در شمار محدثان‌توانا قرار دارد، سبب‌اصلى‌اشتهار او، تأليف‌كتاب‌مسند است‌. گردآوري‌حديث‌، تدوين‌و تبويب‌آن‌كه‌اندكى‌پيش‌از زمان‌بزار آغاز گرديده‌بود، در عصر وي‌به‌اوج‌خود رسيد و بسياري‌كسان‌در اين‌زمينه‌گام‌برمى‌داشتند. در اين‌ميان‌، مسند بزار يكى‌از مهم‌ترين‌آثار در اين‌زمينه‌است‌. اين‌كتاب‌همچون‌معمول‌ِ مسانيد، بر اساس‌صحابه‌ترتيب‌يافته‌، و مؤلف‌در آغاز به‌ذكر مسانيد «عشرة مبشره‌»، و سپس‌مسانيد ديگر صحابه‌پرداخته‌است‌. او در اين‌اثر با ياد كرد كامل‌اسانيد، به‌متون‌احاديث‌و نيز به‌«علل‌» آنها پرداخته‌، و همچون‌يك‌رجالى‌به‌جرح‌و تعديل‌اسانيد همت‌گماشته‌است‌زين‌الله‌، مقدمه‌بر العلل‌، ١٧- ١٨. گفتنى‌است‌كه‌در منابع‌به‌دو مسند كبيروصغيراز بزار اشاره‌شده‌است‌مثلاً نك: كتانى‌، ٨ كه‌اطلاق‌مسند بزار، در منابع‌، اشاره‌به‌مسند كبير اوست‌.
از مباحث‌اصلى‌در مسند بزار، توجه‌مؤلف‌به‌مبحث‌تعليل‌در آثار و احاديث‌است‌. بررسى‌متن‌يا سند حديثى‌به‌ظاهر درست‌، براي‌يافتن‌و نماياندن‌نشانه‌هايى‌از خلل‌كه‌صحت‌آن‌حديث‌را خدشه‌دار مى‌كند نك: سخاوي‌، /٢٤ بب ؛ سيوطى‌، تدريب‌...، /٥٢- ٥٨، نيازمند دارا بودن‌دانشى‌ژرف‌، در بخشهاي‌گوناگون‌علم‌حديث‌از جمله‌رجال‌و متون‌روايات‌است‌؛ و كسانى‌از بزرگان‌و پيشگامان‌تاريخ‌علم‌حديث‌چون‌ابن‌مدينى‌، احمد بن‌حنبل‌، ترمذي‌، ابن‌ابى‌حاتم‌و دارقطنى‌در اين‌زمينه‌قلم‌زده‌اند. بزار نيز در كنار اين‌مشايخ‌، به‌عنوان‌يكى‌از متقدمان‌اين‌علم‌، در مسند خود به‌اين‌مبحث‌دقيق‌پرداخته‌است‌نك: ابن‌كثير، ١؛ سيوطى‌، همان‌، /٤٠؛ صنعانى‌، /٢٨. چنانكه‌ابن‌كثير همانجا اشاره‌كرده‌، وجه‌تمايز اين‌اثر با ديگر مسانيد، وجود همين‌بذل‌توجه‌بزار به‌علل‌الحديث‌است‌. در اينجا گفتنى‌است‌كه‌در ميان‌استادان‌بزار، ابوبكر احمد بن‌منصور بن‌سيّار رَمادي‌، اثري‌با نام‌المسند الكبير، و ابوحفص‌عمرو بن‌على‌فَلاّس‌، كتابى‌با عنوان‌العلل‌داشته‌اند نك: ابن‌حجر، تهذيب‌...، /١؛ ذهبى‌، سير، ٢/٩٠.
بزار در مسند خود، پس‌از بيان‌سند و متن‌هر حديث‌، سند آن‌را بررسى‌كرده‌، و همچون‌يك‌رجالى‌به‌جرح‌و تعديل‌پرداخته‌است‌نك: ابن‌حجر، مختصر...، /٠، ١، ٥، ٨٢، جم ؛ و همين‌امر سبب‌گشته‌ است‌تا اين‌اثر، مجموعه‌اي‌از انبوهى‌اطلاعات‌رجالى‌گردد نك: همو، تهذيب‌، /٧٤، لسان‌...، /١. مسند بزار از زمان‌مؤلف‌، توجه‌بسياري‌از بزرگان‌حديث‌را به‌خود جلب‌كرد و شماري‌از ايشان‌در آثار خود از آن‌بهره‌مند گشتند نك: مثلاً نك: سيوطى‌، مسند...، ٢٥، ٥١، جم ؛ ابن‌قيم‌، /٧٢-٧٣، /٢٥؛ هيثمى‌، ٣، ٨٣.
بهره‌مندي‌، و به‌ويژه‌روايت‌از اين‌اثر، تا چند سده‌پس‌از مؤلف‌نيز وجود داشت‌و حتى‌نشانه‌هايى‌از روايت‌آن‌در غرب‌سرزمينهاي‌اسلامى‌، در مغرب‌و اندلس‌، در اختيار است‌نك: ابن‌خير، ٦٥؛ ابن‌عطيه‌، ٣١. گفتنى‌است‌كه‌بيشترين‌طرق‌روايى‌مسند وي‌، از سوي‌شاگرد، و اصلى‌ترين‌راوي‌كتابش‌، محمد بن‌ايوب‌رَقّى‌صورت‌گرفته‌است‌نك: همانجاها.
افزون‌بر آنكه‌بسياري‌كسان‌در آثار خوداز مسند بزارسودجسته‌اند، شماري‌از بزرگان‌علم‌حديث‌نيز برپاية كتاب‌وي‌،آثاري‌تأليف‌نموده‌اند كه‌مهم‌ترين‌آنها اينهاست‌: كشف‌الاستار عن‌زوائد مسندالبزار، اثر هيثمى‌كه‌مؤلف‌به‌تجريد «زوائد» اسانيد افزون‌يابى‌در سند در مسند بزار پرداخته‌است‌؛ مختصر زوائد مسند البزار كه‌اختصاري‌از ابن‌حجر است‌نك: مآخذ.
بزار افزون‌بر مسند، آثار ديگري‌نيز تأليف‌نموده‌است‌كه‌كتاب‌الصلاة على‌النبى‌ص‌، از آن‌جمله‌است‌و نسخه‌اي‌از آن‌در كتابخانة حسين‌چلبى‌در بورسه‌نگهداري‌مى‌شود نك: I/١٦٢ ؛ GAS, نيز الاشربة و تحريم‌ المسكر، كه‌ اين‌ كتاب‌ هم‌ به‌ روايت‌ شاگردش‌، رقى‌ به‌ ابن‌ خير اشبيلى‌ رسيده‌، و او با نشان‌ دادن‌ سلسلة اسنادي‌، به‌ روايت‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ نك: /٢٧- ٢٨؛ الامالى‌، كه‌ آشكارا آن‌ را اثري‌ مجزا از مسند نام‌ برده‌اند ذهبى‌، ميزان‌، /٢٠؛ زيلعى‌، ٩٢؛ جزئى‌ حديثى‌ با نام‌ معرفة من‌ يترك‌ حديثه‌ او يقبل‌ كه‌ سخاوي‌ از آن‌ ياد كرده‌ است‌ /٨٠. همچنين‌ گفتنى‌ است‌ كه‌ كحاله‌، كتابى‌ به‌ نام‌ شرح‌ موطأ مالك‌ به‌ بزار نسبت‌ داده‌ است‌ /٦؛ قس‌: ذهبى‌، سير، /٦.
مآخذ: ابن‌ حجر عسقلانى‌، احمد، تهذيب‌ التهذيب‌، حيدرآباد دكن‌، ٣٢٥ق‌؛ همو، لسان‌ الميزان‌، بيروت‌، ٤٠٨ق‌/٩٨٨م‌؛ همو، مختصر زوائد مسند البزار، به‌ كوشش‌ صبري‌ ابوذر، بيروت‌، ٤١٢ق‌؛ ابن‌ خير، محمد، فهرسة، به‌ كوشش‌ ابراهيم‌ ابياري‌، قاهره‌/بيروت‌، ٤١٠ق‌/٩٨٩م‌؛ ابن‌ عطيه‌، عبدالحق‌، فهرس‌، به‌ كوشش‌ محمد ابوالاجفان‌ و محمد زاهى‌، بيروت‌، ٩٨٠م‌؛ ابن‌ قيم‌ جوزيه‌، محمد، زاد المعاد، به‌ كوشش‌ شعيب‌ ارنؤوط و عبدالقادر ارنؤوط، بيروت‌، ٤٠٦ق‌/٩٨٦م‌؛ ابن‌ كثير، اسماعيل‌، الباعث‌ الحثيث‌، به‌ كوشش‌ احمد محمد شاكر، بيروت‌، دارالكتب‌ العلميه‌؛ ابن‌ ناصرالدين‌، محمد، توضيح‌ المشتبه‌، به‌ كوشش‌ محمد نعيم‌ عرقسوسى‌، بيروت‌، ٤١٤ق‌/٩٩٣م‌؛ ابوذر، صبري‌، مقدمه‌ بر مختصر الزوائد نك: هم ، ابن‌حجر؛ابوالشيخ‌، عبدالله‌، اخلاق‌النبى‌ و آدابه‌، به‌ كوشش‌ سيد جميلى‌، بيروت‌، دارالكتاب‌ العربى‌؛ همو، طبقات‌ المحدثين‌ باصبهان‌، به‌ كوشش‌ عبدالغفور عبدالحق‌ حسين‌ بلوشى‌، بيروت‌، ٤٠٧ق‌/٩٨٧م‌؛ ابونعيم‌ اصفهانى‌، احمد، ذكر اخبار اصبهان‌، به‌ كوشش‌ ددرينگ‌، ليدن‌، ٩٣١م‌؛ بزار، احمد، مسند، به‌ كوشش‌ محفوظ الرحمان‌ زين‌ الله‌، بيروت‌/مدينه‌، ٤٠٩ق‌/٩٨٨م‌؛ خطيب‌ بغدادي‌، احمد، تاريخ‌ بغداد، قاهره‌، ٣٤٩ق‌؛ ذهبى‌، محمد، تاريخ‌ الاسلام‌، حوادث‌ ٩١-٠٠ق‌، به‌ كوشش‌ عمرعبدالسلام‌ تدمري‌،بيروت‌،٤١١ق‌/٩٩١م‌؛ همو، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن‌، ٣٣٤ق‌؛ همو، سير اعلام‌ النبلاء، به‌ كوشش‌ شعيب‌ ارنؤوط و ديگران‌، بيروت‌، ٤٠٤ق‌/٩٨٤م‌؛ همو، ميزان‌ الاعتدال‌، به‌ كوشش‌ على‌ محمد بجاوي‌، قاهره‌، ٣٨٢ق‌/٩٦٣م‌؛ زيلعى‌، عبدالله‌، نصب‌ الراية لاحاديث‌ الهداية، قاهره‌، ٣٥٧ق‌/٩٣٨م‌؛ زين‌ الله‌، محفوظ الرحمان‌، مقدمه‌ بر العلل‌ دارقطنى‌، رياض‌، ٤٠٥ق‌/٩٨٥م‌؛ همو، مقدمه‌ بر مسند نك: هم ، بزار؛ سبكى‌، عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعية الكبري‌، به‌ كوشش‌ محمود محمد طناحى‌ و عبدالفتاح‌ محمد حلو، قاهره‌، ٣٨٣ق‌/٩٦٤م‌؛ سخاوي‌، محمد، فتح‌ المغيث‌، بيروت‌، ٤٠٣ق‌/٩٨٣م‌؛ سمعانى‌، عبدالكريم‌، الانساب‌، حيدرآباددكن‌، ٣٨٣ق‌/٩٦٣م‌؛ سيوطى‌، تدريب‌ الراوي‌، به‌ كوشش‌ احمد عمر هاشم‌، بيروت‌، ٤٠٩ق‌/٩٨٩م‌؛ همو، طبقات‌ الحفاظ، بيروت‌، ٤٠٣ق‌/٩٨٣م‌؛ همو، مسند على‌ بن‌ ابى‌طالب‌، حيدرآباددكن‌، ٤٠٥ق‌/ ٩٨٥م‌؛ صنعانى‌، محمد، توضيح‌ الافكار، به‌ كوشش‌ محمد محيى‌ الدين‌ عبدالحميد، مدينه‌، مكتبة السلفيه‌؛ طبرانى‌، سليمان‌، المعجم‌ الكبير، به‌ كوشش‌ حمدي‌ عبدالمجيد سلفى‌، بيروت‌، ٤٠٠- ٤٠٦ق‌/٩٨٠- ٩٨٦م‌؛ طبري‌، تاريخ‌؛ همو، تفسير؛ كتانى‌، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول‌، ٩٦٣م‌؛ كحاله‌، عمر رضا، معجم‌ المؤلفين‌، دمشق‌، ٣٧٦ق‌/٩٥٧م‌؛ مقري‌، احمد، نفح‌ الطيب‌، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بيروت‌، ٣٨٨ق‌/٩٦٦م‌؛ هيثمى‌، على‌، مجمع‌ الزوائد، بيروت‌، ٤٠٢ق‌/٩٨٢م‌؛ نيز:
.
فرامرز حاج‌منوچهري‌