دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٩٥٥
| بغراجق جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٩٥٥ |
بُغْراجُق مق ح ٩٠ق/٠٠٠م، برادر سبكتكين مؤسسسلسلة غزنوي و والى هرات و
پوشنگ. از بغراجق در دو لشكركشى مربوط به عهد نوح دوم سامانى حك ٦٦-٨٧ق ياد
شده، و در هر دوبار، وي همراه محمود غزنوي از سوي سبكتكين در سپاه حضور
داشته است: نخست در حدود سال ٨٥ق/٩٥م در جنگ با جيپال كه گفتهاند:
پادشاه هند بوده، و قصد تسخير كابل را داشته است شبانكارهاي، ٢؛ نيز نك:
عتبى، تاريخ...، ٧ بب و ديگري در حدود سال ٨٦ق كه سبكتكين براي به رخ
كشيدن قدرت خود، سپاه عظيمى به بخارا، تختگاه سامانيان فرستاد نك: بارتولد،
/٦٠ -٦١؛ براي تفصيل، نك: عتبى، همان، ٣٥- ٣٦. پس از آن در سالهاي حكمرانى
سبكتكين، بغراجق به همراه محمود براي سركوب ابوالقاسم سيمجور ه م كه در
نيشابور علم طغيان برافراشته بود، به آن سامان فرستاده شد همو، «تاريخ...»،
/٤٦؛ رشيدالدين، ٧ - ٨؛ نيز نك: ناظم، ٣٧ .٣٢,
پس از مرگ سبكتكين در ٨٧ق كه ميان فرزندانش اسماعيل و محمود بر سر جانشينى
اختلاف افتاد، محمود از عموي خود بغراجق براي سركوب برادر ياري خواست و او
پذيرفت عتبى، تاريخ، ٦١- ٦٢؛ ابن اثير، /٣٠-٣١؛ ذهبى، ٧/٨٥؛ نيز نك: ابن
خلكان، /٧٧. احتمالاً سبكتكين پيش از مرگ نواحى هرات و پوشنگ را به بغراجق
داده بود نك: عتبى، همان، ٠٦؛ ابن اثير، /٥٩ و آنگاه كه محمود سرگرم نبرد
با دشمنان بود، خلف بن احمد صفاري فرصت را غنيمت شمرد و به دست فرزند خود،
طاهر قهستان و پوشنگ را تصرف كرد. بغراجق پس از جلوس محمود بر تخت از او
اجازه خواست تا اين سرزمينها را بازپس گيرد. آنگاه به پوشنگ حمله برد و در
آغاز بر سپاه طاهر پيروز شد و غنايم بسياري نيز به چنگ آورد، اما ظاهراً از
وجود دشمن غفلت كرد و به شادخواري و عيش و نوش پرداخت. در اين ميان طاهر
حيلهاي به كار بست و بر بغراجق حمله آورد و او را به يك ضربت از اسب به
زمين افكند و سرش را از تن جدا كرد تاريخ...،٤٥-٤٦؛ عتبى، همانجا؛ ابناثير،
/٥٩-٦٠؛ رشيدالدين، ٢؛ حمدالله،٩٢. از آنجا كه محمود غزنوي در جماديالا¸خر
٩٠/مة ٠٠٠ به انتقام خون عموي خود به سيستان لشكركشيد نك: تاريخ، همانجا؛
نيز نك: عتبى، همان، ٠٧، مىتوان حدس زد كه قتل بغراجق ميان سالهاي ٨٨ تا
٩٠ق روي داده باشد نك: بازورث، ٣٤ º äÇÙã¡ ٧ ¡ ßå ÓÇá ٨٨Þ ÑÇ íÇÏ ßÑÏåÇäÏ.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن خلكان، وفيات؛ بارتولد، و.و.، تركستان نامه،
ترجمة كريم كشاورز، تهران، ٣٦٦ش؛ تاريخ سيستان، به كوشش محمدتقى بهار،
تهران، ٣١٤ش؛ حمدالله مستوفى، تاريخ گزيده، به كوشش عبدالحسين نوايى،
تهران، ٣٦٢ش؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران،
بيروت، ٤٠٦ق/٩٨٦م؛ رشيدالدين فضلالله، جامعالتواريخ، به كوشش محمد
دبيرسياقى، تهران، ٣٣٨ش/٩٥٩م؛ شبانكارهاي، محمد، مجمعالانساب، به كوشش
هاشم محدث، تهران، ٣٦٣ش؛ عتبى، محمد، «تاريخ يمينى»، ضمن شرح اليمينى
الفتحالوهبىاز منينى، قاهره، ٢٨٦ق؛ همو، تاريخ يمينى، ترجمة ناصح
جرفادقانى، بهكوشش جعفر شعار، تهران، ٣٤٥ش؛ نيز:
, C. E. X The ٦ ? hirids and W aff ? rids n , The Cambridge History of Iran,
vol. IV, ed. R. N. Frye, Cambridge, ١٩٧٥; N ? z im, M., The Life and Times of
Sul t ? n Ma h mud of Ghazna, Lahore, ١٩٧٣.
ناديا برگنيسى