دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٤٧

بزنطى‌
جلد: ١٢
     
شماره مقاله:٤٨٤٧


بَزَنْطى‌، ابوجعفر احمد بن‌محمد بن‌ابى‌نصر ٥٢-٢١ق‌/٦٩- ٣٦م‌، از عالمان‌متقدم‌اماميه‌در كوفه‌كه‌در شمار اصحاب‌امامان‌كاظم‌، رضا و جواد ع‌نامبردار است‌.
از نظر خاندان‌او را به‌نسبت‌ولاء، سَكونى‌دانسته‌اند، اما چنين‌مى‌نمايد كه‌اين‌خاندان‌در كوفه‌از خاندانهاي‌معتبر امامى‌بوده‌، و از افراد شناختة شدة آن‌پسر عم‌وي‌، اسماعيل‌بن‌مهران‌قابل‌ذكر است‌شيخ‌طوسى‌، الفهرست‌، ٣، الغيبة، ١؛ نجاشى‌، ٦، ٥، ٩٠؛ قس‌: كشى‌، ٨٩، به‌تعبير «كانا من‌ولد تحريف‌موالى‌السكون‌». در صورت‌اعتماد بر روايتى‌در خرائج‌راوندي‌، وي‌ سال‌از امام‌رضا ع‌جوان‌تر بوده‌است‌/٦٥-٦٦. بزنطى‌به‌تصريح‌منابع‌، در فرصتهايى‌براي‌استفاده‌از ائمه‌ع‌، نزد ايشان‌مى‌شتافت‌. همچنين‌در خلال‌برخى‌روايات‌، از چندي‌اقامت‌او در قادسيه‌، در حدود سال‌٠٠ق‌سخن‌آمده‌است‌نك: حميري‌، ٦٦؛ كشى‌، ٨٨ -٨٩.
در ميان‌منابع‌رجالى‌، تنها برخى‌به‌صحبت‌بزنطى‌با امام‌جواد ع‌نيز اشاره‌كرده‌اند نك: شيخ‌طوسى‌، رجال‌، ٩٧؛ نجاشى‌، ٥؛ براي‌يادكردي‌قابل‌خدشه‌مبنى‌بر روايت‌او از امام‌كاظم‌ع‌، نك: شيخ‌طوسى‌، همان‌، ٦٦؛ براي‌نقد اقوال‌، نك: تستري‌، /٦٨. افزون‌بر ائمه‌ع‌، بزنطى‌از شيوخى‌از اصحاب‌ائمه‌ع‌نيز دانش‌آموخته‌است‌كه‌از شمار آنان‌مى‌توان‌كسانى‌چون‌عبدالله‌بن‌سنان‌، حماد بن‌عثمان‌، جميل‌بن‌دراج‌، ابان‌بن‌عثمان‌و عاصم‌بن‌حميد را برشمرد. در فهرست‌شاگردان‌و راويان‌او نيز نام‌شخصيتهايى‌برجسته‌چون‌ابراهيم‌ابن‌هاشم‌قمى‌، حسين‌بن‌سعيد اهوازي‌، احمد بن‌محمد برقى‌، حسن‌بن‌محبوب‌و على‌بن‌مهزيار ديده‌مى‌شود. در شمار شاگردان‌او همچنين‌بايد به‌محمد بن‌عيسى‌بن‌عبيد يقطينى‌اشاره‌كرد كه‌به‌گفتة خود در ١٠ق‌/٢٥م‌از وي‌دانش‌آموخته‌بوده‌است‌نجاشى‌، همانجا؛ نيز نك: اردبيلى‌، /٩ -١؛ خويى‌، /٣٦- ٣٨.
از نظر گرايش‌مذهبى‌، به‌گفتة منابع‌وي‌پس‌از درگذشت‌امام‌كاظم‌ع‌، نخست‌در شمار قائلان‌به‌وقف‌قرار داشت‌، اما در پى‌مكاتبه‌اي‌با امام‌رضا ع‌، به‌امامت‌آن‌حضرت‌باور آورد نك:حميري‌، ٥٢؛ ابن‌بابويه‌، عيون‌...، /١٣؛ شيخ‌طوسى‌، الغيبة، ١-٢. از آن‌پس‌، نام‌او در كنار رجالى‌چون‌هشام‌بن‌سالم‌و صفوان‌بن‌يحيى‌جاي‌گرفته‌است‌كه‌از نخستين‌مروجان‌گرايش‌قطعيه‌در كوفه‌بوده‌اند و بر پاية آنچه‌على‌بن‌احمد علوي‌، مؤلف‌واقفى‌كتاب‌نصرة الواقفه‌نمايانده‌، وي‌مؤثرترين‌فرد در ترويج‌گرايش‌قطعى‌بوده‌است‌نك: همان‌، ٢. در پى‌جويى‌گرايشهاي‌درونى‌قطعيه‌نيز بايد گفت‌: پس‌از درگذشت‌هشام‌بن‌سالم‌، شخصيتى‌كه‌مى‌توان‌او را به‌عنوان‌نمايندة مكتب‌هشام‌ابن‌سالم‌در دفاع‌از مواضع‌اصولى‌آن‌به‌شمار آورد، بزنطى‌است‌كه‌به‌نقد ديدگاههاي‌اساسى‌مكتب‌هشام‌بن‌حكم‌در باب‌دانش‌امام‌و منابع‌دانش‌فقهى‌ائمه‌همت‌گمارده‌است‌نك: پاكتچى‌، ٥.
در باب‌علم‌ائمه‌ع‌روايات‌متعددي‌به‌نقل‌از بزنطى‌در منابع‌روايى‌اماميه‌، همچون‌كافى‌كلينى‌، قرب‌الاسناد حميري‌، بصائر الدرجات‌صفار و كتاب‌الاختصاص‌به‌ثبت‌رسيده‌است‌، اما در اين‌ميان‌، يك‌روايت‌با وجود كوتاهى‌سخن‌، از درخششى‌خاص‌در تبيين‌مواضع‌مكتب‌هشام‌بن‌سالم‌برخوردار است‌؛ بر پاية اين‌روايت‌كه‌بر نقل‌مستقيم‌بزنطى‌از امام‌رضا ع‌استوار است‌، ايمان‌هيچ‌بنده‌اي‌كمال‌نمى‌يابد، مگر آنكه‌بشناسد آنچه‌براي‌نخستين‌ِ ايشان‌ائمه‌ع‌است‌، براي‌آخرين‌ايشان‌نيز همان‌است‌و ايشان‌در حجت‌و طاعت‌و حلال‌و حرام‌با يكديگر برابرند حميري‌، ٥٣؛ الاختصاص‌، ٢؛ قس‌: همين‌مضمون‌از صفوان‌بن‌يحيى‌، كلينى‌، /٧٥؛ صفار، ٠٠.
از نظر جايگاه‌رجالى‌، در منابع‌اماميه‌بر اعتبار بزنطى‌تأكيد شده‌، شيخ‌طوسى‌او را توثيق‌كرده‌، و نجاشى‌او را نزد امام‌رضا و جواد ع‌«عظيم‌المنزلة» دانسته‌است‌. همچنين‌بايد افزود كه‌وي‌را در شمار اصحاب‌اجماع‌آورده‌اند شيخ‌طوسى‌، الفهرست‌، نيز نجاشى‌، همانجاها؛ نيز كشى‌، ٥٦. گفتنى‌است‌: قرار گرفتن‌بزنطى‌در سلسلة اسناد حديثى‌در سيرة نبوي‌، موجب‌گشته‌تا شخصيت‌او در آثار رجالى‌اهل‌سنت‌نيز مورد بررسى‌قرار گيرد و ظاهراً به‌سبب‌مذهب‌، با نقد روبه‌رو گردد نك: عقيلى‌، /٨؛ ذهبى‌، /٣٥؛ ابن‌حجر، /٦١.
در سخن‌از روشهاي‌فقهى‌، نخست‌بايد به‌مبحث‌حديثين‌ِ مختلفين‌اشاره‌نمود كه‌از دغدغه‌هاي‌فكري‌بزنطى‌بوده‌، و اين‌امر به‌طور گسترده‌ در روايات‌بازمانده‌از او بازتاب‌يافته‌است‌؛ به‌خصوص‌در اين‌باره‌بايد به‌نامه‌اي‌اشاره‌كرد كه‌بزنطى‌خطاب‌به‌امام‌رضا ع‌نوشته‌بوده‌، و در آن‌ضمن‌ابراز نگرانى‌خود نسبت‌به‌اختلاف‌اقوال‌فقهى‌ از ائمه‌ع‌، بر جايگاه‌تقيه‌در تفسير اين‌اختلاف‌تأكيد داشته‌است‌حميري‌، ٥٢. در گفت‌وگو از مبحث‌اجتهاد و استنباط، بايد گفت‌تأييد انديشة القاء اصول‌و تفريع‌فقيهان‌كه‌از سوي‌هشام‌بن‌سالم‌مورد تأكيد قرار داشته‌، در آموزشهاي‌فقهى‌احمد بن‌محمد بزنطى‌نيز مطرح‌بوده‌است‌؛ چنانكه‌وي‌در كتاب‌جامع‌خود، رواياتى‌با همين‌مضمون‌را به‌نقل‌از هشام‌بن‌سالم‌و نيز به‌نقل‌مستقيم‌خود از امام‌رضا ع‌ثبت‌نموده‌بود نك: ابن‌ادريس‌، ٧٧، به‌نقل‌از جامع‌بزنطى‌.
محقق‌حلى‌در سدة ق‌، از بزنطى‌به‌عنوان‌يكى‌از فقيهان‌متقدم‌اماميه‌ياد كرده‌كه‌نقش‌او در گسترش‌دانش‌فقه‌تا عصر وي‌همچنان‌مورد توجه‌بوده‌است‌ص‌؛ براي‌نقل‌محدود فتاوي‌وي‌، نك: همو، ١٣، جم؛ علامة حلى‌، ٠٤؛ شهيد اول‌، /٦٨. تأييد يادكرد محقق‌حلى‌، در اين‌واقعيت‌تاريخى‌ديده‌مى‌شود كه‌شماري‌از آثار فقهى‌بزنطى‌همچنان‌تا عصر وي‌باقى‌بوده‌، و در محافل‌اماميه‌تداول‌داشته‌است‌. در حال‌حاضر، افزون‌بر گزيده‌ها و اقتباسات‌برجاي‌مانده‌از اثر ياد شدة وي‌، مى‌توان‌انبوهى‌از روايات‌فقهى‌او را در كتب‌اربعة اماميه‌بازجست‌.
در ميان‌آثار او آنچه‌داراي‌اهميت‌فقهى‌بوده‌، اينهاست‌:
. الجامع‌. در فهرستهاي‌ارائه‌شده‌از آثار بزنطى‌، الجامع‌در صدر قرار دارد و اين‌نوشته‌، چنانكه‌بر پاية دانسته‌ها از جامعهاي‌آن‌عصر برمى‌آيد، در بردارندة مجموعه‌اي‌گسترده‌از اخبار در زمينه‌هاي‌گوناگون‌معارف‌دينى‌، به‌ويژه‌فقه‌بوده‌است‌براي‌يادكرد آن‌، نك: ابوغالب‌، ٠؛ ابن‌نديم‌، ٧٦؛ شيخ‌طوسى‌، رجال‌، ٦٦، الفهرست‌، ٣؛ نجاشى‌، ٥. نسخه‌هايى‌از اين‌اثر تا سدة ق‌هنوز باقى‌بوده‌است‌، به‌طوري‌كه‌مى‌توان‌برگرفته‌ها و نقل‌قولهايى‌از آن‌را در آثار گوناگون‌آن‌سده‌ها از ابن‌ادريس‌و آبى‌بازيافت‌. همچنين‌اقتباسهاي‌ابن‌طاووس‌از يكى‌از آثار بزنطى‌، ظاهراً بايد برگرفته‌از همين‌اثر بوده‌باشد ابن‌ادريس‌، ٧٧- ٧٨؛ آبى‌، /٢٥؛ ابن‌طاووس‌، ٧- ٨.
. المسائل‌. ابن‌نديم‌در فهرست‌خود، از اين‌اثر ياد كرده‌، و عنوان‌آن‌در رسالة ابوغالب‌زراري‌به‌شكل‌گوياتر مسائل‌الرضا ع‌ضبط شده‌است‌ابن‌نديم‌، همانجا؛ ابوغالب‌، ٣. در گزارش‌ابوغالب‌، محمد بن‌حسين‌بن‌ابى‌الخطاب‌به‌عنوان‌راوي‌كتاب‌معرفى‌شده‌است‌. گفتنى‌است‌نسخه‌اي‌مشتمل‌بر مجموعه‌اي‌از احاديث‌فقهى‌به‌صورت‌پرسش‌و پاسخ‌ميان‌بزنطى‌و امام‌رضا ع‌به‌روايت‌عبدالله‌بن‌جعفر حميري‌نيز وجود داشته‌كه‌امكان‌يكى‌بودن‌آن‌با كتاب‌المسائل‌وجود دارد. اين‌نسخه‌به‌عنوان‌بخشى‌از قرب‌الاسناد حميري‌برجاي‌مانده‌، و در بخش‌مربوط به‌امام‌رضا ع‌از اين‌كتاب‌، درج‌گرديده‌است‌حميري‌، ٥١-٧٣؛ نيز نك: ابوغالب‌، ٧، ٢: «كتاب‌» بزنطى‌.
. النوادر . شيخ‌طوسى‌در فهرست‌خود به‌اثري‌با اين‌عنوان‌از بزنطى‌اشاره‌كرده‌، و يحيى‌بن‌زكريا بن‌شيبان‌را به‌عنوان‌راوي‌آن‌معرفى‌نموده‌است‌. همچنين‌نجاشى‌در فهرست‌آثار بزنطى‌، از دو كتاب‌متفاوت‌با عنوان‌نوادر ياد كرده‌كه‌نخستين‌ِ آن‌دو به‌روايت‌يحيى‌بن‌زكريا بوده‌است‌شيخ‌طوسى‌، الفهرست‌، نيز نجاشى‌، همانجاها. نسخه‌هايى‌از اين‌اثر تا سدة ق‌همچنان‌برجاي‌بوده‌، و ابن‌ادريس‌در مستطرفات‌سرائر، گزيده‌هايى‌از روايات‌آن‌را ضبط كرده‌است‌ص‌٧٢- ٧٥.
گفتنى‌است‌كه‌نسخه‌يا نسخه‌هايى‌از آثار فقهى‌- روايى‌بزنطى‌در اختيار ابن‌بابويه‌قرار داشته‌، و در جاي‌جاي‌من‌لايحضره‌الفقيه‌مورد استفادة او قرار گرفته‌است‌ابن‌بابويه‌، «مشيخة...»، ٨، اما وي‌در سخن‌از اين‌منابع‌تصريحى‌به‌عنوان‌آثار مورد استفادة خود نداشته‌است‌.
مآخذ: آبى‌، حسن‌، كشف‌الرموز، قم‌، ٤٠٨ق‌؛ ابن‌ادريس‌، محمد، السرائر، تهران‌، ٢٧٠ق‌؛ ابن‌بابويه‌، محمد، عيون‌اخبار الرضا ع‌، نجف‌، ٣٩٠ق‌/٩٧٠م‌؛ همو، «مشيخة الفقيه‌»، همراه‌ج‌ من‌لايحضره‌الفقيه‌، به‌كوشش‌حسن‌موسوي‌خرسان‌، نجف‌، ٣٧٦ق‌/٩٥٧م‌؛ ابن‌حجر عسقلانى‌، احمد، لسان‌الميزان‌، حيدرآباد دكن‌، ٣٢٩-٣٣١ق‌؛ ابن‌طاووس‌، على‌، محاسبة النفس‌، تهران‌، ٣١٨ق‌؛ ابن‌نديم‌، الفهرست‌؛ ابوغالب‌زراري‌، احمد، رسالة فى‌آل‌اعين‌، به‌كوشش‌محمد على‌ابطحى‌، اصفهان‌، ٣٩٩ق‌؛ الاختصاص‌، منسوب‌به‌شيخ‌مفيد، به‌كوشش‌على‌اكبر غفاري‌، قم‌، منشورات‌جماعة المدرسين‌؛ اردبيلى‌، محمد، جامع‌الرواة، بيروت‌، ٤٠٣ق‌/٩٨٣م‌؛ برقى‌، احمد، «رجال‌»، همراه‌رجال‌ابن‌داوود، به‌كوشش‌جلال‌الدين‌محدث‌ارموي‌، تهران‌، ٣٤٢ش‌؛ پاكتچى‌، احمد، «گرايشهاي‌فقه‌اماميه‌در سدة دوم‌و سوم‌هجري‌»، نامة فرهنگستان‌علوم‌، ٣٧٥ش‌، شم ؛ تستري‌، محمد تقى‌، قاموس‌الرجال‌، قم‌، ٤١٠ق‌؛ حميري‌، عبدالله‌، قرب‌الاسناد، تهران‌، مكتبة نينوي‌الحديثه‌؛ خويى‌، ابوالقاسم‌، معجم‌الرجال‌، نجف‌، ٣٩٨ق‌/٩٧٨م‌؛ ذهبى‌، محمد، ميزان‌الاعتدال‌، به‌كوشش‌على‌محمد بجاوي‌، قاهره‌، ٣٨٢ق‌/٩٦٣م‌؛ راوندي‌، سعيد، الخرائج‌و الجرائح‌، قم‌، ٤٠٩ق‌؛ شهيد اول‌، محمد، غاية المراد، به‌كوشش‌رضا مختاري‌، قم‌، ٤١٤ق‌؛ شيخ‌طوسى‌،محمد، رجال‌، به‌كوشش‌محمدصادق‌آل‌بحرالعلوم‌، نجف‌،٣٨١ق‌/٩٦١م‌؛ همو، الغيبة، به‌كوشش‌عبادالله‌طهرانى‌و على‌احمد ناصح‌، قم‌، ٤١١ق‌؛ همو، الفهرست‌، به‌كوشش‌محمد صادق‌آل‌بحرالعلوم‌، نجف‌، ٣٨٠ق‌؛ صفار، محمد، بصائر الدرجات‌، تهران‌، ٤٠٤ق‌؛ عقيلى‌، محمد، كتاب‌الضعفاء الكبير، به‌كوشش‌ عبدالمعطى‌امين‌قلعجى‌، بيروت‌، ٤٠٤ق‌/٩٨٤م‌؛ علامة حلى‌، حسن‌، مختلف‌الشيعة، تهران‌، ٣٢٤ق‌؛ كشى‌، محمد، معرفة الرجال‌، اختيار شيخ‌طوسى‌، به‌كوشش‌حسن‌مصطفوي‌، مشهد، ٣٤٨ش‌؛ كلينى‌، محمد، الكافى‌، به‌كوشش‌على‌اكبر غفاري‌، تهران‌، ٣٧٧ق‌؛ محقق‌حلى‌، جعفر، المعتبر، چ‌سنگى‌، ٣١٨ق‌؛ نجاشى‌، احمد، رجال‌، به‌كوشش‌موسى‌شبيري‌زنجانى‌، قم‌، ٤٠٧ق‌.
احمد پاكتچى‌