دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٩٢٥
| بطليوس جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٩٢٥ |
بَطَلْيوس، نام معرب شهر و ايالت باذاخُث در كرانة رود گواذيانا در غرب
اسپانيا.
ايالت باذاخث بطليوس با وسعتى بيش از ٥٧`١ كم بزرگترين ايالت اسپانيا به
شمار مىرود. شهر باذاخث مركز اين ايالت در و ٨ طول غربى و ٨ و ٣ عرض شمالى
در نزديكى مرز پرتغال قرار دارد ادريسى، / ٤٥؛ قلقشندي، /٢٣؛ عنان، دول...،
٠؛ سالم، /٣٧؛ بريتانيكا، .I/٧١٩ بطليوس به سبب قرار گرفتن در دشت مثلث شكل
حاصلخيز به مركز مستعدي براي پرورش دام مبدل شده است. گندم و انگور
مهمترين محصولات كشاورزي آن است. جنگلهاي انبوه بلوط و گردو گرداگرد آن را
پوشانده است. معادن غنى سنگ آهن به وفور در آنجا يافت مىشود. افزون بر
رود گواذيانا، رودهاي دويره و تاجه آب آشاميدنى اهالى را تأمين مىكنند
سالم، /٥١، ٦١-٦٣، ٧٢-٧٤، ٧٧؛ مونس، ١٣؛ وات، ١٢.
پيشينة تاريخى: مورخان اسپانيايى بناي بطليوس را به دورة روم باستان نسبت
دادهاند سالم، /٤١. در ٦١ق/٧٥م امير محمد فرمانرواي اموي اندلس پس از
سركوب شورش عبدالرحمان بن مروان جِلّيقى كه به همراهى ساير مخالفان دولت
اموي در مناطق اطراف قرطبه به قتل و غارت دست زده بودند، آنان را به
بطليوس راند ابن عذاري، /٠٤- ٠٥؛ ابن حيان، ٤٥، ٥٥؛ ابن اثير، /٨٨-٨٩.
بطليوس درآن زمان روستايى گمنام و خالى از سكنه بود و از توابع مارده به
شمار مىرفت ابوعبيد، ٠٦-٠٧؛ ابن عبدالمنعم، ٦ كه پس از پيروزي مسلمانان،
گروهى از قبايل عرب در آنجا سكنى يافته بودند مقري، /٩٨؛ ابن حزم، ٣٢.
ابن مروان پس از استقرار در عمران و آبادانى بطليوس كوشيد. از آنجا كه اين
منطقه به سبب برخورداري از موقعيت ممتاز و استراتژيك پيوسته مطامع مسيحيان
را بر مىانگيخت سالم، /٥٤، ٥٥، ابن مروان با پادشاه لئون به طرح دوستى
پرداخت، تا ضمن در امان ماندن از تعرض مسيحيان، در ساية حمايت آنان با
دولت مركزي درآويزد. در نتيجه او توانست در ٦٢ق/٧٦م شكست سختى به نيروهاي
دولت مركزي قرطبه وارد سازد.ابنمروان پس از اين پيروزي دامنة تجاوزات خود
را وسعت بخشيد و به تثبيت پايههاي قدرت خود پرداخت. البته در اين راه با
فراز و نشيبهايى چند مواجه بود ابن حيان، ٦٠ بب؛ ابن قوطيه، ٠١-٠٢؛ بيضون،
٦١-٦٢؛ عنان، دولة...، /٠١-٠٢. حملههاي مكرر سپاهيان اميرمحمد كه طى سالهاي
٨٥ و ٨٦م براي فرونشاندن آتش فتنه بر بطليوس صورت گرفت، كارساز نشد. چون
امير در كار ابن مروان فرو ماند، سرانجام به خواستة وي مبنى بر استقلال در
بطليوس تن داد نك: ابن اثير، /١٦؛ عنان، همان، /٠٢؛ دوزي، .٣٩٦ ابن مروان
با مالى كه از حكومت مركزي دريافت كرده بود، بر استحكام برج و باروها و
شمار دژهاي آنجا افزود و مسجد جامع، صومعه، حمام و مساجدي چند بنا كرد
ابوعبيد، ٠٧؛ ابن عبدالمنعم، همانجا؛ سالم، /٨٤- ٨٥.
پس از ابن مروان، فرزندانش به قدرت رسيدند. آنان نه تنها به حكومت مركزي
قرطبه وقعى ننهادند، بلكه پيوسته با حكمرانان محلى نيز در پيكار بودند.
سرانجام در ١٨ق/٣٠م عبدالرحمان سوم الناصر پس از محاصرهاي طولانى و نبردي
خونين آنجا را از فرزندان ابن مروانجليقى بازستاند و بدينسان، سيطرة پنجاهو
انديسالة بنىمروان بر بطليوس پايان يافت. از آن پس كارگزارانى از سوي
دولت اموي در آنجا گمارده مىشدند ابن عذاري، /١٦-١٧؛ سالم، /٩٥-٩٦، ٣٦-٣٧؛
عنان، همان، /٣٥؛ لوي پرووانسال، .II/٢٤-٢٥
همزمان با افول دولت اموي، شاپور فارسى زمام امور را در بطليوس به دست
گرفت. پس از وفات وي در ١٣ق/٠٢٢م عبدالله بن افطس، وزير زيرك و دورانديش
او بر مسند قدرت نشست. شورش پسران شاپور در اشبونه و دستاندازيهاي پى در
پى بنى عَبّاد، فرمانروايان اشبيليه مهمترين مشكلات حكومت او بود. پس از
مرگ ابن افطس در ٣٧ق/٠٤٥م نوبت به فرزندش المظفر محمد بن عبدالله رسيد.
او در تثبيت پايههاي قدرت خود و دفاع از مرزها شيوة پدر را در پيش گرفت و
بارها با عباديان درآويخت. كشمكشهاي متوالى ميان المظفر و المعتضد ابن عباد
سرانجام با وساطت ابن جهور در ٤٣ق/٠٥١م خاتمه يافت. المظفر هنوز از جنگهاي
محلى نياسوده بود كه مسيحيان از غرب و شرق بر او تاختند. پادشاه نيرومند
قشتاله از ٤٩ق/٠٥٧م به بعد بارها بطليوس را عرصة تاخت و تاز خود قرار داد و
سرانجام، المظفر را به پرداخت خراج ملزم گردانيد ابن خلدون، /٠١، ٠٣، ٠٥؛
ابن عذاري، /١١-١٣، ٣٤ بب؛ عنان، دول، ٠ بب؛ شحنه، .٥٣
با مرگ پادشاه قشتاله در ٥٧ق/٠٦٥م و كشمكشى كه ميان فرزندان او بر سر
قدرت درگرفت، بطليوس تا مدتها از آسيب مسيحيان در امان ماند. چون المظفر
درگذشت، فرزندانش المنصور يحيى و المتوكل عمر به ترتيب در ٦١ و ٦٤ق امارت
يافتند. بطليوس در دورة زمامداري المتوكل با صلح و امنيت دمساز شد و توسعة
فراوان يافت و دربار اين امير فرهيخته، كانون علم و ادب به شمار مىرفت
عنان، همان، ٦ - ٨.
آنگاه كه زمامداران بطليوس و اشبيليه از دفع حملات مجدد مسيحيان
فروماندند، از يوسفبنتاشِفين امير مرابطون ياريخواستند. سپاهيان يوسف به
اندلس درآمدند و در ٢ رجب ٧٩ق/٣ اكتبر ٠٨٦م در نبردي سهمگين مسيحيان را
تارومار ساختند. امير مرابطى در مدت كوتاهى سراسر اندلس را درنورديد و
زمامداران محلى را به تسليم واداشت. او در ٨٧ق/٠٩٤م بطليوس را فتح كرد و
به حكومت ٥ سالة افطسيان بر آنجا پايان داد ابن خطيب، /٦٠؛ الحلل...، ٣ - ٨؛
عبدالله زيري، ٧٤؛ عنان، همان، ٥٤-٥٦.
آنگاه كه موحدون بر سپاه مرابطون در اندلس سيطره يافتند، ابن وزير، والى
بطليوس در ٤١ق/١٤٦م شهر را به فاتحان موحدي وانهاد. موحدون بارها تجاوز
پادشاه پرتغال را به اين منطقه دفع كردند، تا آنكه در ٦٤ق/ ١٦٩م مسيحيان
به فرماندهى مردي حادثهجو به نام جرالدو از شمال شرقى و غرب بر بطليوس
تاختند. پادشاه لئون كه به بطليوس چشم طمع دوخته بود، به ياري موحدان
شتافت و جرالدو را منهزم ساخت. نيروهاي تازه نفس موحدي در اوايل سال ٦٦ق/
١٧١م به بطليوس درآمدند. در همان حال پادشاه لئون از بيم آنكه شهر به
دست پرتغاليها افتد، در حمله به آنجا پيشگام شد؛ اما در نهايت، پيروزي از آن
سپاه اسلام بود ابن خلدون، /١٢؛ عنان، عصر...، /٢٧- ٢٨، /٥-٧، ٣-٦؛ شحنه، .٨٥
بطليوس از آن پس در ساية دولت موحدون آرامش يافت. تا آنكه پس از
٢٦ق/٢٢٩م با شورش محمد بن يوسف بن هود در اشبيليه و عنايت موحدون به
فرونشاندن آتش فتنه، و در نتيجه غفلت از مناطق غربى اندلس، پادشاه لئون
با استفاده از اين فرصت، به بطليوس لشكر كشيد. سرانجام در تابستان
٢٧ق/٢٣٠م بطليوس از دست مسلمانان خارج شد و به تصرف مسيحيان درآمد عنان،
همان، /٩٩-٠٠، ٩٦ - ٩٧.
امروزه برخى از آثار تمدن اسلامى، از جمله بقاياي دژهاي سدة ق/م در آنجا
به چشم مىخورد بريتانيكا، ؛ I/٧١٩ عنان، نهاية ...، ١٧. بطليوس در دورة تمدن
اسلامى انديشمندان و فرهيختگان بىشماري را در دامن خود پروراند و محدثان،
نحويان، شاعران، نويسندگان و فقيهان ناموري از آنجا برخاستند نك: ابن
بشكوال، /٣٩؛سمعانى،/٥٩-٦٠؛ ابنخلكان،/٦- ٨؛ ياقوت،/٦٤.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن بشكوال، خلف، الصله، قاهره، ٩٦٦م؛ ابن حزم،
على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ٤٠٣ق/٩٨٣م؛ ابن حيان، حيان، المقتبس، به
كوشش محمود على مكى، بيروت، ٩٧٣م؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة فى اخبار
غرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ٣٧٥ق/٩٥٥م؛ ابن خلدون، العبر،
به كوشش خليل شحاده و سهيل زكار، بيروت، ٤٠١ق/٩٨١م؛ ابن خلكان، وفيات؛
ابن عبدالمنعم حميري، محمد، صفة جزيرة الاندلس، به كوشش لوي پرووانسال،
قاهره، ٩٣٧م؛ ابن عذاري، احمد، البيان المغرب، ج ، به كوشش دوزي، ليدن،
٨٤٩م، ج ، به كوشش كولن و لوي پرووانسال، بيروت، دارالثقافه؛ ابن قوطيه،
محمد، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش ابراهيم ابياري، قاهره/ بيروت،
٤٠٢ق/٩٨٢م؛ ابوعبيد بكري، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون و
ا. فره، تونس، ٩٩٢م؛ ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، بيروت، ٤٠٩ق/٩٨٩م؛
بيضون، ابراهيم، الدولة العربية فى اسبانية، بيروت، ٤٠٦ق/٩٨٦م؛ الحلل
الموشية، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، فاس، ٣٩٩ق/٩٧٩م؛ سالم، سحر
عبدالعزيز، تاريخ بطليوس الاسلامية و غرب الاندلس فى العصر الاسلامى،
اسكندريه، ٩٨٩م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمى،
حيدرآباد دكن، ٣٨٣ق/٩٦٣م؛ عبدالله زيري، مذكرات، به كوشش لوي پرووانسال،
قاهره، ٩٥٥م؛ عنان، محمد عبدالله، دولة الاسلام فى الاندلس، قاهره، ٩٦٠م؛
همو، دول الطوائف، قاهره، ٣٨٠ق/٩٦٠م؛ همو، عصرالمرابطين و الموحدين فى
المغرب و الاندلس، قاهره، ٣٨٣ق/٩٦٤م؛ همو، نهاية الاندلس، قاهره،
٣٨٦ق/٩٦٦م؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ٣٨٣ق/٩٦٣م؛ مقري، احمد،
نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ٣٨٨ق/٩٦٨م؛ مونس، حسين، تاريخ
الجغرافية و الجغرافيين فى الاندلس، قاهره، ٩٨٦م؛ وات، مونتگمري، اسپانياي
اسلامى، ترجمة محمدعلى طالقانى، تهران، ٣٥٩ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨; Chejne, A., Muslim Spain its History and Culture,
Minneapolis; Dozy, R., Spanish Islam, tr.F.G.Stokes, London, ١٩١٣; L E vi-Proven
٥ al, E., Histoire de l'Espagne musulmane, Paris, ١٩٥٠.
عزت ملاابراهيمى