دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٤٨
| بوازيج جلد: ١٢ شماره مقاله:٥١٤٨ |
بَوازيج، يا بوازيج المَلِك، شهري كهن در ساحل راست رود زاب كوچك اصغر،
اسفل، در نزديكى ملتقاي آن با دجله. اين شهر ميان تكريت و اربل واقع
بوده ادريسى، /٥٨؛ ياقوت، المشترك، ٧، و از نواحى موصل بهشمار مىآمده است
ابوعبيد، ٩٧؛ ياقوت، بلدان، /٥٠. برخلاف جغرافىنويسان متقدم مثلاً نك: ابن
حوقل، /٢٥، ادريسى بوازيج را جزو ناحية جزيره در شمال عراق دانسته است
همانجا.
بوازيج از نام سريانى بيت وازيق باجگاه گرفته شده، و در زمان ساسانيان
گويا خنياشاپور نيز خوانده مىشده است ٢ ؛ EIنيز نك: ابن خردادبه، ٤. اين شهر
را بوازيج الملك نيز خواندهاند تا از مكان ديگري موسوم به بوازيج الانبار
بازشناخته شود ياقوت، همانجا، نيز المشترك، ٨. بوازيج الملك در روزگار عمر،
توسط هاشم بن عتبة ابن ابى وقاص، معروف به مرقال گشوده شد بلاذري، ٧٠.
در سدههاي و ق/ و ٠م بوازيج همچون ديگر نواحى و شهر هاي جزيره از مراكز
فعاليت خوارج بود همدانى، ٤٧؛ مسعودي، /٠٠؛ ابن نديم، ٩٥. به گفتة ابن
حوقل بوازيج مسكن قومى از خوارج و پناهگاه دزدان بود و مردم آنجا به
كارهاي ناپسند و خريد و فروش اموالى كه برخى قبايل مانند بنى شيبان از
راهزنى به چنگ مىآوردند، مشغول بودهاند همانجا. در زمان خليفه منتصر حك ٤٧-
٤٨ق/٦١ -٦٢م، ابوالعمود شاري در بوازيج، موصل و يمن شورش كرد و كارش بالا
گرفت و خوارج كرد و عرب به او پيوستند، اما در يكى از نبردهايش با سپاهيان
خليفه به اسارت درآمد مسعودي، /٣. در ٥٢ق/٦٦م مُساوربن عبدالحميد شاري
بجلى موصلى در بوازيج سر به شورش برداشت. در ٥٨ق/٧٢م مسرور بلخى، فرمانده
سپاه خليفه، در نبردي گروهى از ياران او را به اسارت گرفت. مساور شاري در
٦٣ق در حالى كه از بوازيج براي مصاف با لشكريان خليفه حركت كرده بود،
درگذشت طبري، /٠١، ٣٢؛ ابن اثير، الكامل، /٧٤- ٧٥، ٥٧، ٠٩.
در سالهاي ١٧ و ١٨ق/٢٩ و ٣٠م نيز شورشهايى در بوازيج به رهبري سركردگان
خوارج، محمدبن صالح و صالح بن محمود بجيلى درگرفت كه امير موصل،
ابوالسرايا نصر بن حمدان اين شورشها را فرو نشاند همان، /١٤، ٢٠-٢١. در
٤٥ق/٠٥٣م، بساسيري ه م بر ضد راهزنان كرد و عرب كه در شهرهاي شمالى عراق
دست به فساد گشوده بودند، لشكر كشيد و آنان را در بوازيج سركوب كرد. وي در
شوال ٤٨ نيز تا موصل پيش رفت و در آنجا به نام فاطميان خطبه خواند، اما در
اوايل سال بعد طغرل سلجوقى در لشكركشى خود بوازيج را پس از توقفى كوتاه
پشت سر نهاد و موصل را گرفت. جانشين او الب ارسلان در ٥٨ق/٠٦٦م بوازيج را
با شهرها و نواحى ديگر به حاكم موصل، شرفالدوله مسلم بن قريش به اقطاع
داد همان، /٩٦، ٢٥- ٢٨، ٠/٠ -١.
چندي پس از برافتادن سلطة بنى عقيل در موصل و جزيره و ديار بكر، سلطان محمد
سلجوقى اين نواحى را در ٠٠ق به اتابك چاوُلى واگذاشت. وي در مسير خود
بوازيج را تصرف كرد و بهرغم سوگند خود روز در اين شهر به غارت پرداخت
همان، ٠/٢٢-٢٣. سلطان محمود سلجوقى در ٢١ق/١٢٧م اتابك عمادالدين زنگى را
به جاي اتابك چاولى به حكومت موصل گماشت. او بر سر راه خود به موصل،
نخست وارد بوازيج شد و آنجا را پايگاه نيروهاي خود در نبرد احتمالى با اتابك
چاولى ساخت همو، التاريخ ...، ٤- ٥.
صلاحالدين ايوبى حك ٦٤ -٨٩ق/١٦٩-١٩٣م در ٨٢ق، بوازيج و شهرزور را موقتاً از
دست زنگيان خارج ساخت حموي، گ ١ الف، ٢ الف. در ٢٢ق/٢٢٥م سلطان
جلالالدين خوارزمشاه در دقوقا دست به كشتار گشود. مردم از بيم آنكه وقايع
دقوقا در بوازيج تكرار شود، شهر را به شحنة او تسليم كردند و به پرداخت
ماليات تن دادند ابن واصل، /٤٥. بوازيج كه در اوايل سدة ق/٠م به همراه
تكريت و طيرهان و سِنّ، ٠٠ هزار درهم ماليات داشت قدامه، ٥٠، قس: ٤٥، كه
٠٠ ميليون درهم آورده است، در سدة ق/٤م شهري كوچك با مالياتى بالغ بر ٤
هزار دينار بود حمدالله، ٠٣.
از دانشمندانى كه به بوازيج منسوبند، ابوالفرج منصوربن حسن بن على
بوازيجى د پس از ٠١ق فقيه و محدث و قاضى بوازيج سمعانى، /٠٦، و ابوالسكر
حمادبن يحيى بوازيجى سدة ق محدث اربلى، /٥٣ را مىتوان نام برد. بوازيج در
سدة ق خاستگاه شماري از بزرگان صوفيه نيز بود كه در آنجا زاويههايى داشتند؛
از آن جمله شيخى به نام مكى بود ابن خلكان، /٨. ابوعبدالله محمدبن
ابراهيم بستى د ٨٤ق صوفى صاحب كرامات، در زمان حكومت ارسلان بن كرباوي
در بوازيج به آنجا رفت و مجلس وعظ داشت اربلى، /١٢-١٣ و ابوالسكر حمادبن
محمد بن جسّاس بوازيجى د پس از ٩٦ق، شيخ زاهد و مورد توجه و علاقة مردم و
امرا، نيز در اين شهر زاويهاي داشت همو، /٥٣.
بوازيج مسكن برخى از مسيحيان نيز بوده، و اسقفى يعقوبى يا نسطوري گاه در
آنجا اقامت داشته است ٢ .EI
مآخذ: ابن اثير، على، التاريخ الباهر، به كوشش عبدالقادر احمد طليمات،
قاهره، دارالكتب الحديثه؛ همو، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به
كوشش كرامرس، ليدن، ٩٣٨م؛ ابن خردادبه، المسالك والممالك، به كوشش
دخويه، ليدن، ٣٠٦ق/٨٨٩م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابن
واصل، محمد، مفرج الكروب، به كوشش حسنين محمد ربيع، قاهره، ٩٧٢م؛ ابوعبيد
بكري، عبدالله، المسالك والممالك، به كوشش وان لون و ا. فره، تونس،
٩٩٢م؛ ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، مكتبة الثقافة الدينيه؛ اربلى،
مبارك، تاريخ اربل، به كوشش سامى خماس صقار، بغداد، ٩٨٠م؛ بلاذري، احمد،
فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انيس طباع و عمر انيس طباع، بيروت،
٤٠٧ق/٩٨٧م؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، ليدن،
٣٣١ق/٩١٣م؛ حموي، محمد، التاريخ المنصوري، چ تصويري، به كوشش پ.
گريازنويچ، مسكو، ٩٦٣م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالله عمر
بارودي، بيروت، ٤٠٨ق/٩٨٨م؛ طبري، تاريخ؛ قدامة بن جعفر، «الخراج»، همراه
المسالك و الممالك ابن خردادبه، به كوشش دخويه، ليدن، ٨٨٩م؛ مسعودي،
على، مروج الذهب، به كوشش يوسف اسعد داغر، بيروت، ٤٠٤ق/٩٨٤م؛ همدانى،
حسن، صفة جزيرة العرب، به كوشش محمد بن على اكوع، صنعا، ٤٠٣ق/٩٨٣م؛
ياقوت، بلدان؛ همو، المشترك، به كوشش ووستنفلد، بيروت، ٤٠٦ق/٩٨٦م؛ نيز: . ٢
EI
محمدرضا ناجى