دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٣٦
| بنىاهدل جلد: ١٢ شماره مقاله:٥١٣٦ |
بَنىْ اَهْدَل، لقب خاندان يمنىِ بزرگى كه بسياري از آنان صوفى،
اديب، فقيه، شاعر، اصولى، نحوي، متكلم و مؤلف بودهاند. اين خاندان را كه
نسبشان به امام جعفر صادقع مىرسد و در جنوب غربى جزيرةالعرب ساكن
بودهاند، «مهادله» نيز گفتهاند تاج...،/٦٥؛ امين، /١. جد آنها، محمدبن
سليمان كه تمايلات صوفيانه داشت، همراه نوادگانش از عراق به يمن رفته، و
در ناحية وادي سهام ساكن شده بود. پس از آن، يكى از نوادگان او - جد مشايخ
بنى قديمى - به ناحية وادي سردد رفت و يكى ديگر - سرسلسلة باعلوي ه م - به
حضرموت كوچيد نبهانى، /١٩؛ نيز نك: شرجى، ٠. نخستين فرد از اين خاندان كه
به «اهدل» ملقب شد، علىبن عمر شم ، معروف به «قطب يمن»،از اهالى تهامه
بود مقحفى، ٨؛ تاج، همانجا؛ , ٢ EI.I/٢٥٥ جمعى از سادات اين خاندان در شهر
زبيد، واقع در يمن مدفونند و به دستور مراد پاشا، وزير سلطان احمد گنبد بزرگى
بر قبور آنان بنا شده است محبى، /٥٥-٥٦.
مشهورترين فقيهان و محدثان اين خانواده كه صاحب آثاري نيز بودهاند،
عبارتند از طاهربن حسين د ٩٨ق/٥٩٠م، محمدبن طاهر د ٠٨٣ق/٦٧٢م، يحيىبن عمر
د ١٤٧ق/٧٣٤م، سليمانبن يحيى د ١٩٧ق/٧٨٣م، محمدبن احمد د ١٩٨ق/٧٨٤م و
عبدالرحمانبن سليمان ٢٥٠ق/٨٣٤م.
بسياري از افراد اين خاندان، علاوه بر احاطه بر علوم متداول داراي
گرايشهاي عرفانى نيز بودند و برخى از آنان در منطقة يمن از جملة مشايخ
بهشمار مىآمدند:
. ابوالحسن علىبن عمربن محمد، ملقب به اهدل د اوايل سدة ق/٣م. نسب وي
به عون، از اعقاب امام موسى كاظمع مىرسد روضاتى، ٠-١. مورخان دربارة شيخ
او اختلاف نظر دارند. گروهى او را مجذوب دانستهاند و بر آنند كه شيخى نداشته
است؛ و عدهاي او را از شاگردان عبدالقادر گيلانى بهشمار آوردهاند؛ همچنين
گفته شده كه به محمدبن سنان احوزي نيز ارادت داشته است بعكر، ٢٢. علىبن
عمر مريدان بسياري، چون شيخ ابوالغيث بن جميل خزرجى، /٠٢-٠٣؛ شرجى،
همانجا؛ عامري، ٨٨-٨٩ و شيخ احمدبن جعد شرجى، همانجا پرورد. كرامات بسياري
نيز به او - كه صاحب خلقى نيكو بود - نسبت دادهاند نبهانى، /١٩-٢٠، ٢٦، ٢٧.
وي در ٠ سالگى در وادي سهام درگذشت عامري، ٨٩؛ شرجى، ١؛ نبهانى، /٢٧؛ بعكر،
همانجا.
. ابوبكربن علىبن عمر اهدل د ٠٠ق/٣٠١م. وي در مباحث مختلف، از جمله
تصوف، تفسير، حديث، فقه، اصول، نحو و منطق سرآمد، و از مراجعِ دين بود. از
جزئيات زندگى او اطلاع چندانى دردست نيست. سليمانبن يحيى را از جملة
بزرگترين مشايخ او دانستهاند صديق حسن خان، /٨٢. نبهانى ابوبكر را شيخِ
ابوالغيث بن جميل معرفى مىكند /٥٩؛ در حالى كه در منابع ديگر على بن عمر
يعنى پدر ابوبكر، شيخِ او دانسته شده است عامري، همانجا؛ شرجى، ٠. خزرجى
نيز بر آن است كه ابوالغيث بن جميل تنها در يكى از سفرهايش به ابوبكربن
على برخورده، و چندي در رباط وي اقامت گزيده است /٧٤.
ابوبكر بن على را مؤلف كتابى موسوم به صلة الموصول بايضاح رويةالجمل لابن
المقبول دانستهاند صديق حسن خان، همانجا و كرامات بسياري هم به او نسبت
دادهاند نك: شرجى، ٧٤؛ نبهانى، /٥٩-٦٠.
. ابومحمد بدرالدين حسين بن صديق ٥٠ -٠٣ق/٤٤٦- ٤٩٨م، صوفى، فقيه، محدث،
اديب و نحوي. وي در «ابيات حسين»، واقع در يمن متولد شد، در همانجا پرورش
يافت سخاوي، /٤٤؛ قس: ابن عماد، /٠؛ عيدروسى، ٧، سپس به شهرهاي مختلف سفر
كرد و از محضر استادان بسياري بهره برد. او فقه را از عالمانى چون ابوبكربن
قصيص و ابوالقاسم بن عمر بن مطير در ابيات حسين، و ابراهيم بن ابىالقاسم
جمعان در مراوغه، و عمرالفتى در زبيد فرا گرفت و ادب را نزد علىبن زين
شرجى آموخت. استادانِ او در نحو نيز ابوبكربن قصيص و على احمر بودند سخاوي،
/٤٤- ٤٥؛ ابن عماد، عيدروسى، همانجاها.
بدرالدين در ٧٢ق/٤٦٧م براي گزاردن حج به مكه رفت و مجاور شد. وي در آنجا
در مجالس قاضى برهانى و قاضى محيوي حاضر مىشد و سرانجام از برهانى اجازه
يافت. در مدينه نيز از محضر ابوالفرج مراغى، و پس از آن در يمن از محضر
يحيى عامري بهره برد سخاوي، /٤٥؛ عيدروسى، همانجا. حسينبن اهدل در مكه
همنشين سخاوي بود و تصانيف او را كتابت، و سپس قرائت مىكرد سخاوي، همانجا.
وي همچنين از سخاوي روايت كرده، و قصيدهاي نيز در مدح او سروده است.
نجمبن فهد و عيدروسى اشعار بسياري از حسينبن اهدل نقل كردهاند سخاوي،
همانجا؛ عيدروسى، ٨-٠. چنين به نظر مىرسد كه حسين در اواخرِ عمر به جرگة
صوفيان پيوسته، و به عرفان روي آورده بوده است سخاوي، همانجا. وي در بندر
عدن از دنيا رفت و در همانجا به خاك سپرده شد ابن عماد، همانجا؛ ابن قاسم،
/٢٤.
آثار منسوب به او اينهاست: . ارتياح الارواح فى ذكرالله الكريم. . الفتاح،
كه نسخهاي از آن در رامپور موجود است GAL,S,II/) .٢٥١ . المولدالشريف، كه
نسخهاي از آن در كتابخانة احقاف نگاهداري مىشود
فهرست...،/٦.ابراهيمخليلزبيدي خلاصهاي از شروح اين كتاب را گرد آورده كه
نسخهاي از آن در كتابخانة ظاهريه موجود است ظاهريه، /٢١.
. حاتم بن احمد بن موسى اهدل حسينى د ٧ محرم ٠١٣ق/ ژوئن ٦٠٤م، صوفى و
شاعر. از دوران كودكى و جوانىِ او اطلاع چندانى دردست نيست. تنها گفته شده
است كه وي از يمن به حرمين سفر كرد و مدتى در آنجا اقامت گزيد، سپس به
يمن بازگشت و در المخا ساكن شد نبهانى، /٨٦. او در علوم و معارف گوناگون
متبحر بود نك: زباره، ٥؛ محبى، /٩٦. عيدروسى كه شاگرد وي بوده، او را «ابن
عربىِ» زمان خويش دانسته، و كرامات بسياري به او نسبت داده است ص ٤٨،
همچنين مكاتبات خود با او را - كه بعضى از آنها به صورت پرسش و پاسخ است -
در كتاب خود نقل كرده است ص ٤٨-٦١. به نظر عيدروسى حاتم توانسته بوده
است ميان شريعت و حقيقت سازگاري ايجاد كند و اصول طريقت را به بهترين وجه
شرح دهد. يكى از شاگردان حاتم اشعار بر جاي مانده از او را در ديوانى
گردآورده است محبى، /٠٠؛ زركلى، /٥١، عيدورسى نيز قصيدهاي در مدح پيامبر
اكرمص از او نقل كرده است ص ٥١- ٥٢. حاتم پس از ٧ سال زندگى، در المخا از
دنيا رفت و در خانهاش به خاك سپرده شد محبى، همانجا.
آثاري كه از حاتم بر جاي مانده، اينهاست: . ديوان يا طوالع الجمال و
مطالع الكمال، كه نسخههاي متعددي از آن در كتابخانههاي مختلف جهان موجود
است نك: فهرست، /٠؛ سيد، /٢٨-٢٩؛ نقشبندي، ٠٨-٠٩؛ دوسلان، ؛ II/٥٦٩ ورهووه، ٢
º II/٥٦٥ S, .GAL, . القصيدة الحاتمية، كه نسخهاي از آن در كتابخانة دانشگاه
هايدلبرگ وجود دارد برنباخ، .٣٨٧ . النصائح، كه نسخهاي از آن در كتابخانة
آصفيه نگاهداري مىشود II/٥٣٦) .(GAL, . الموشح، كه نسخهاي از آن در
بانكيپور به شمارة ٥٥١ موجود است بانكيپور،.(XXIII/٥٧
مآخذ: ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ٣٥١ق/٩٣٢م؛ ابن قاسم،
يحيى، غاية الامانى فى اخبار القطر اليمانى، به كوشش سعيد عبدالفتاح عاشور،
قاهره، ٣٨٨ق/٩٦٨م؛ امين، حسن، الموسوعةالاسلامية، بيروت، ٤٠١ق/٩٨١م؛ بعكر،
عبدالرحمان، كواكب يمنية، بيروت، دارالفكر المعاصر؛ تاج العروس؛ خزرجى، على،
العقود اللؤلؤية، به كوشش محمد بسيونى عسل، صنعا/بيروت، ٤٠٣ق/٩٨٣م؛ روضاتى،
محمدعلى، جامع الانساب، اصفهان، ٣٧٦ق/٣٣٥ش؛ زباره، محمد، حاشيه بر البدر
الطالع شوكانى، بيروت، دارالمعرفه؛ زركلى، اعلام؛ سخاوي، محمد،
الضوءاللامع، بيروت، ٣٤٩ق؛ سيد، خطى؛ شرجى زبيدي، احمد، طبقات الخواص،
قاهره، ٣٢١ق/٩٠٣م؛ صديق حسن خان، محمد صديق، ابجدالعلوم، به كوشش
عبدالجبار زكار، دمشق، ٩٨٩م؛ ظاهريه، خطى تاريخ؛ عامري، يحيى، غربال
الزمان، به كوشش محمد ناجى زعبى عمر، دمشق، ٤٠٥ق/٩٨٥م؛ عيدروسى،
عبدالقادر، النور السافر، بيروت، ٤٠٥ق/٩٨٥م؛ فهرست الكتب المخطوطة بمكتبة
الاحقاف بتريم، المركز اليمنى للابحاث الثقافية، صنعا، ٩٨٨م؛ محبى دمشقى،
محمد امين، خلاصةالاثر، بيروت، ٣٩٤ق/٩٧٤م؛ مقحفى، ابراهيم احمد، معجم المدن
والقبائل اليمنية، صنعا، ٩٨٥م؛ نبهانى، يوسف، جامع كرامات الاولياء، ج ،
بيروت، دارصادر، ج ، به كوشش ابراهيم عطوه عوض، قاهره، ٣٩٤ق/٩٧٤م؛
نقشبندي، اسامه ناصر و ظمياء محمدعباس، مخطوطات الادب فى المتحف العراقى،
كويت، ٤٠٦ق/٩٨٥م؛ نيز:
Bankipore; Berenbach, J., X Verzeichnis der neuerworbenen orien- talischen
Handschriften der Universit L tsbibliothek Heidelberg n , ZDMG, ١٩٣٧, vol. XCI;
De Slane; EI ٢ ; GAL; GAL, S; Voorhoeve.
مريم فلاحتى موحد