دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٩٠٢
| بشر بنوليد جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٩٠٢ |
بِشْرِبْنِ وَليد د ح ٢٧ق/ ٤٥م، يكى از امرا و فرماندهان دورة امويان.
وي مانند برخى ديگر از فرزندان پرشمار پدرش، وليد بن عبدالملك ششمين خليفة
اموي حك ٦ - ٦ق/ ٠٥- ١٥م كنيززاده بود زبيري، ٦٥؛ بلاذري، / ٦؛ ابن عساكر،
٠/٣٢ و در مآخذ موجود از شهرت چندانى برخوردار نيست؛ چنان كه از تاريخ تولد و
مرگ او نيز سخنى به ميان نيامده است. از يك جملة وليدبن عبدالملك مىتوان
دريافت كه بشر در عهد او، دست كم مدتى بر شهر قِنَّسرين امارت داشته است
نك: بلاذري، /١؛ نيز نك: دنبالة مقاله.
وي در رجب ٤/آوريل ١٣ با سپاهى از شاميان به مصر درآمد تا به ياري مردم
آنجا، از طريق دريا به سرزمينهاي روم حمله كند، اما به سبب شرايط نامناسب
موفق نشد ابن عساكر، ٠/٣٣. در ٥ق امارت حج با او بود خليفه، / ١٨؛ ابن
حبيب، ٦؛ طبري، /٩٣. همچنين بشر از جانب وليد بن عبدالملك به فرماندهى
سپاهى براي نبرد با روميان منصوب شد كه اين لشكركشى بر اثر مرگ خليفه
متوقف ماند خليفه، /٢١؛ ابن عساكر، ٠/٣٢-٣٣.
بشر در توطئة برخى اعضاي دودمان اموي براي خلع وليدبن يزيدبن عبدالملك -
كه به فسق و فجور شهره بود نك: بلاذري، /٦٧ بب - شركت، و يا دست كم از آن
آگاهى داشت، چنانكه به صراحت موضوع خلع خليفه و بيعت با يزيدبن وليد را
با برادر بزرگترش عباس در ميان نهاد، اما با مخالفت و پاسخ درشت وي روبهرو
شد بلاذري، /٧١؛ طبري، /٣٩؛ ابوالفرج، /٣٧. وي پس از كشته شدن وليد بن يزيد
٢٦ق/٤٤م، در ابياتى قتل او را نكوهش كرد ابنعساكر،٠/٣٣؛ صفدي، ٠/٥٧.
در دورة كوتاه خلافت يزيد بن وليد، حكومت قنسرين با بشر بود طبري، /٠٠، اما
چون برخى از اعضاي دودمان اموي در شهرهاي گوناگون شام با يزيد بناي
ناسازگاري نهادند، بشر نيز با ايشان همداستان شد يعقوبى، /٣٥. سرانجام، وقتى
ابراهيم بن وليد بن عبدالملك به خلافت نشست ذيحجة ٢٦، مروان بن محمد بن
حَكَم به خونخواهى وليد بن يزيد و در واقع به انگيزة دستيابى به خلافت،
علم مخالفت برافراشت. آنگاه بشر بن وليد و برادرش مسرور از سوي ابراهيم
مأمور مقابله با او شدند، اما آن دو در قنسرين يا حلب شكست خوردند و به
اسارت درآمدند خليفه، /٦٤ - ٦٥؛ بلاذري، /٩٩، ٢١؛ يعقوبى، /٣٧. بنابر روايتى
ديگر، پس از آنكه مردم شام با مروان بيعت كردند، وي بشر بن وليد را با
برادرش به زندان افكند طبري، همانجا؛ ابن عديم، / ٨٨٨-٨٨٩. گفته شده است
كه بشر و برادرش به قتل رسيدند نك: اليواقيت ...، ٢، ولى در ديگر روايات به
قتل آن دو اشارهاي نشده است مثلاً نك: ابن حبيب، ٢؛ ابن عبدربه، /٦٦-٦٧.
در پارهاي مآخذ، بشر را عالم بنى مروان يا بنى وليد خواندهاند ابن قتيبه،
٥٩؛ ابن عساكر، ٠/٣١.
مآخذ: ابن حبيب، محمد، المحبر، به كوشش ايلزه ليشتن اشتتر، حيدرآباد دكن،
٣٦١ق/٩٤٢م؛ ابن عبدربه، احمد، العقدالفريد، به كوشش احمد امين و ديگران،
قاهره، ٩٦٢م؛ ابن عديم، عمر، بغيةالطلب، به كوشش سهيل زكار، بيروت، ٤٠٩ق/
٩٨٨م؛ ابن عساكر، على، تاريخ مدينة دمشق، به كوشش محمداحمد دهمان، دمشق،
المجمع العلمى العربى؛ ابن قتيبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت
عكاشه، قاهره، ٩٦٠م؛ ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، قاهره، ٢٨٥ق؛ بلاذري،
احمد، جمل من انساب الاشراف، به كوشش سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت،
٤١٧ق/٩٩٦م؛ خليفة بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ٩٦٧- ٩٦٨م؛
زبيري، مصعب، نسب قريش، به كوشش لوي پرووانسال، قاهره، ٩٥٣م؛ صفدي،
خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش ژاكلين سوبله و على عماره، بيروت،
٤٠٠ق/٩٨٠م؛ طبري، تاريخ؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، بيروت، دارصادر؛ اليواقيت و
الضرب فى تاريخ حلب، منسوب به ابوالفدا، به كوشش محمد كمال و فالح بكور،
حلب، ٤١٠ق/ ٩٨٩م. رضا ناظميان