دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٥٧
| بستانآباد جلد: ١٢ شماره مقاله:٤٨٥٧ |
بُسْتانْآباد، شهرستان و شهر مركز آن واقع در استان آذربايجان شرقى.
شهرستان بستانآباد از شمال به تبريز و هريس، از شرق به سراب، از غرب به
آذرشهر و اسكو، و از جنوب به هشترود، ميانه و مراغه محدود مىگردد. قرار گرفتن
اين شهرستان در مسير جادة ترانزيتى تبريز - تهران و تبريز - اردبيل از لحاظ
اقتصادي حائز اهميت است.
اين شهرستان براساس تقسيمات كشوري سال ٣٧٦ش از دو بخش مركزي و تيكمهداش
تشكيل شده است. بخش مركزي به مركزيت شهر بستانآباد، شامل دهستانِ اوجان
غربى، شبلى، مهرانرود جنوبى، مهرانرود مركزي و قوريگل، و داراي ٦ آبادي
است. بخش تيكمهداش به مركزيت روستاي تيكمهداش، شامل دهستانِ سهندآباد،
اوجان شرقى، عباس شرقى و عباس غربى، و داراي ٩ آبادي است سازمان...،. در
شهرستان بستانآباد، اوجان از اهميت تاريخى برخوردار است. مساحت اين
شهرستان /٥٠ ،كم، و در كل داراي ٨٥ آبادي است سرشماري...،پانزده.
هواي منطقه در زمستان سرد، و در تابستان معتدل و ملايم است. رودهاي شرقى،
اوجان و بارنج قسمتهايى از آن را مشروب مىكنند دايرةالمعارففارسى .كوه
سهند به ارتفاع ٠٠ ،متر با قلههاي متال، اروانه و بزداغ در جنوب اين
شهرستان واقع است. همچنين رشته كوه عون بن على با قلة تك آلتى به
ارتفاع ٥٢ ،متر در اين شهرستان قرار دارد. مقدار باران ساليانه به ٢٠
ميلىمتر مىرسد. رود اوجان از كوهستانهاي سهند شمالى سرچشمه مىگيرد و پس از
دريافت شعبات چندي از وسط بستانآباد مىگذرد خاماچى، ١٥.
اينناحيه چشمههاي آبگرممعدنى دارد كهاز جاذبههايجهانگردي آن محسوب
مىشود و در بين آنها چشمة مرجان سو، شايان توجه است مشكور، ٤. محصولات عمدة
آن غلات، سيبزمينى، ميوه، صيفى، سبزي و لبنيات به خصوص پنير مرغوب است
جغرافيا...،٩٠. براساس آمارگيري سال ٣٧٥ش، جمعيت اين شهرستان ٠٢ ،٠٨نفر،
شامل ٧٨ ،٣نفر شهري و ٢٤ ،٤نفر روستايى بوده است سرشماري،شانزده. اشتغال
روستاييان كشاورزي، دامداري و قالىبافى است جغرافيا،همانجا. به علت وجود
معادن گچ و آهك در كوههاي اين ناحيه كارخانههاي مجهز گچ آذربايجان در
كنار جادة تبريز - بستانآباد تأسيس شده است همانجا؛ خاماچى، ٣٩. معادن فسفات
نيز در منطقه وجود دارد مشكور، ٩.
شهر بستانآباد در ٦ و ٠ و ٠ طولشرقى، و ٧ و ٠ و ٥ عرضشمالى، در ٠ كيلومتري
جنوبشرقى تبريز واقع است. ارتفاع آن از سطح دريا ٧٩ ،متر است. دماي هوا در
تابستان به ٠ تا ٥ و در زمستان به ٧- تا ٨- سانتىگراد مىرسد. شهر از قسمت
بستانآباد عليا و وسطى و اسكى كند ده كهنه تشكيل مىشود و جمعيت شهر بر طبق
آمار سال ٣٧٥ش، ٧٨ ،٣نفر بوده است كه همه شيعه مذهبند و به زبان تركى
تكلم مىكنند دائرةالمعارفتشيع .
سابقة تاريخى: بستانآباد تقريباً در محل شهر قديم اوجان بنا شده است. از
نام بستانآباد در منابع كهن نشانى نيست و تنها از شهر اوجان به عنوان شهر
و سرزمينى تاريخى ياد شده است.
اوجان بهسبب بروزحوادث و جنگها، بارها ويرانگرديد و رفتهرفته اهميت خود را
از دست داد. اصطخري اوجان را به صورت اُجَن نوشته، و نام آن را در رديف
شهرهاي ميانه، خونه، داخرّقان دهخوارقان، خوي، سلماس، مرند، تبريز و ديگر
شهرها آورده است ص ٨١- ٨٢. ياقوت اين نام را به صورت اُجان ذكر كرده است
/٣١. ابوالفدا آن را شهر كوچكِ پرخير و نعمت، داراي چشمههاي آب، بازارها و
رستاق نوشته است ص ٩٨، ٩٩. چنين به نظر مىرسد كه اوجان در سدة ق/٤م
شهريآباد بوده است. حمدالله مستوفى كه تا اواخر سدة ق مىزيسته، از اوجان
به عنوان شهر ياد كرده است ص ٨٣. اين شهر در حملة لشكر تاتار و مغول ويران
گرديد نسوي، ٩، ولى احيا و تجديد آبادانى شهر به فرمان غازان خان حك ٩٤ -
٠٣ق/٢٩٥-٣٠٤م از ايلخانان مغول صورت پذيرفت و وي آن را «شهر اسلام» ناميد
همانجا؛ لسترنج، ٦٣ º Íßíã¡ ٥º ÈÇÑÊæáÏ¡ .VII/٢١٠
در ٩٤ق بايدوخان، يكى از ايلخانان مغول در اوجان به فرمان غازان خان
كشته شد اقبال، /٥٧- ٥٨. غازان خان بارويى بر شهر اوجان كشيد كه گِرد آن
هزار قدم بود مجدي، ٧٩. عوايد اين شهر و روستاهاي اطراف آن به نهادهاي
عمرانى غازان خان تعلق داشت بارتولد، همانجا. عوايد ديوانى اوجان در سدة
ق/٤م، ٠ هزار دينار بود بيانى، ٩٠. غازان خان در اوجان سمت وزارت و صاحب
ديوانى را به خواجه سعدالدين محمد مستوفى ساوجى داد و نيابت وزارت را
برعهدة رشيدالدين فضلالله همدانى گذارد و اين دو با هم سرزمينهاي دولت
غازان خان را اداره مىكردند اقبال، /٦٦. در ذيحجة ٩٩ از سوي غازان خان،
قوريلتايى در اوجان تشكيل شد همو، /٧٤. اندكى پيش از آن در ٩٨ق/٢٩٩م غازان
خان تمام شهر اوجان را كه ويران شده بود، از نو بنا كرد همو، /٠٧. اولجايتو
سلطان محمد خدابنده سل ٠٣-١٦ق/٣٠٤-٣١٦م در ذيحجة ٠٣ پس از مرگ غازانخان به
اوجان آمد و در ٥ همان ماه بر تخت سلطنت ايلخانى نشست همو، /٠٧- ٠٨؛ حافظ
ابرو، ٦. محل تولد ابوسعيد فرزند اولجايتو و فرمانرواي ايلخانى بنا به نوشتة
مورخان در اوجان بوده است ابوالقاسم، ٤. تاجالدين على شاه وزير ابوسعيد
ايلخانى در ٢٣ق/٣٢٣م در اوجان درگذشت. جسد وي را از آنجا به تبريز بردند و
در آرامگاهى كه بنا كرده بود، به خاك سپردند مشكور، ٩٩-٠٠. در ٣٦ق/٣٣٦م
موسى، نوادة بايدوخان كه آخرين فرمانرواي دودمان ايلخانى بود، در شهر اوجان
بر تخت نشست شرفالدين، گ ٦٤آ؛ اقبال، /٥٢.
چنين آمده است كه آرپاخان از فرمانروايان ايلخانان مغول، در اوجان به
دست عساكر اميرعلى شاه، در ٣٦ق/٣٣٦م كشته شد اعتمادالسلطنه، /٣١. سلطان
اويس جلاير سل ٥٧-٧٧ق/ ٣٥٦- ٣٧٥م در ٦٢ق/٣٦١م به قراباغ رفت، ولى به سبب
بروز وبا، آن سرزمين را ترك گفت و به اوجان آمد عبدالرزاق، ٣٣. در
٧٧ق/٣٧٥م شاه شجاع سل ٥٩-٨٦ق/٣٥٨-٣٨٤م به تبريز لشكر كشيد و مدتى از پاييز
همان سال را در اوجان گذرانيد مشكور، ٩٦ -٩٧. بنابر نوشتة بارتولد، اوجان يكى
از خنكترين نقاط ييلاقى ايران محسوب مىشد و در سدة ق/٤م جوامع مسيحى در
اين شهر سكنى داشتند همانجا. مرگ قرايوسف فرمانرواي قراقويونلو به سال
٢٣ق/٤٢٠م در اوجان روي داد اعتمادالسلطنه، /٣٩؛ قس: روملو، ١٥.
در قرن ١ق/٧م تبريز دروازه داشت كه يكى از آنها دروازة اوجان بود بهرامى،
٧. در دوران سلطنت فتحعلى شاه قاجار، ازسوي عباس ميرزا نايبالسلطنه در
اوجان كاخى بنا گرديد اعتضادالسلطنه، ٩٢؛ چنانكه نوشتهاند، اين كاخ
اقامتگاه ييلاقى عباس ميرزا بود كوتزبوئه، ٨٢. كوتزبوئه قصر اوجان و سبك
معماري و تابلوهاي نقاشى آن را به شرح آورده است. به نوشتة وي، بهترين
نقطة اوجان، برج مربع وسيعى است كه مشرف به تمام عمارت است ص ٩٦. با
مرگ محمدشاه قاجار در ٢٦٤ق/٨٤٨م ناصرالدين شاه هنگام عزيمت از تبريز به
تهران، در همان سال ميرزا تقىخان اميركبير را كه همراه او بود، در اوجان
به مقام اميرنظامى منصوب كرد بامداد، /١١ و اوجان را «سعادت آباد» ناميد
خورموجى، ٣.
مآخذ: ابوالفدا، تقويمالبلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ٨٤٠م؛
ابوالقاسم كاشانى، عبدالله، تاريخ اولجايتو، به كوشش مهين همبلى، تهران،
٣٤٨ش؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ٩٢٧م؛
اعتضادالسلطنه، عليقلى، اكسيرالتواريخ، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران، ٣٧٠ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به كوشش عبدالحسين نوايى و هاشم
محدث، تهران، ٣٦٧ش؛ اقبال آشتيانى، عباس، تاريخ مفصل ايران، تهران،
٣٤١ش؛ بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، تهران، ٣٥٧ش؛ بهرامى دماوندي،
اكرم، تبريز از ديدگاه سياحان خارجى، تهران؛ بيانى، شيرين، تاريخ آل
جلاير، تهران، ٣٤٥ش؛ جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران،
٣٦٦ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، ذيل جامعالتواريخ رشيدي، به كوشش خانبابا
بيانى، تهران، ٣٥٠ش؛ حكيم، محمدتقى، گنج دانش، جغرافياي تاريخى شهرهاي
ايران، به كوشش محمدعلى صوتى و جمشيد كيانفر، تهران، ٣٦٦ش؛ حمدالله
مستوفى، نزهةالقلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، ٣٣١ق/٩١٣م؛ خاماچى، بهروز،
فرهنگ جغرافيايى آذربايجان شرقى، تهران، ٣٧٠ش؛ خورموجى، محمدجعفر، حقايق
الاخبار ناصري، به كوشش حسين خديوجم، تهران، ٣٦٣ش؛ دائرةالمعارف تشيع، به
كوشش احمد صدر حاج سيدجوادي و ديگران، تهران، ٣٦٦ش بب؛ دايرةالمعارف فارسى؛
روملو، حسن، احسنالتواريخ، به كوشش عبدالحسين نوايى، تهران، ٣٤٩ش؛ سازمان
تقسيمات كشوري جمهوري اسلامى ايران، وزارت كشور، تهران، ٣٧٦ش؛ سرشماري
عمومى نفوس و مسكن ٣٧٥ش، شناسنامة آباديهاي كشور، شهرستان بستانآباد، مركز
آمار ايران، تهران، ٣٧٦ش؛ شرفالدين على يزدي، ظفرنامه، به كوشش
عصامالدين اورونبايف، تاشكند، ٩٧٢م؛ عبدالرزاق سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع
بحرين، به كوشش عبدالحسين نوايى، تهران، ٣٧٢ش؛ كوتزبوئه، موريس، مسافرت
به ايران، ترجمة محمود هدايت، تهران، ٣٦٥ش؛ مجدي، محمد، زينتالمجالس،
تهران، ٣٤٩ش؛ مشكور، محمدجواد، تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجري، تهران،
٣٥٢ش؛ نسوي، محمد، سيرة جلالالدين، ترجمة محمدعلى ناصح، به كوشش خليل
خطيب رهبر، تهران، ٣٦٦ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
, W. W., Sochineniya, Moscow, ١٩٧١; Le Strange, G., The Lands of the Eastern
Caliphate, London, ١٩٦٦.
بخش جغرافيا