آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٦ - اخبار
و چون برف است رد و گامش سبزه است.
بيان: «رأس محبّك» در نهايه است كه يعنى مانند فرزده.
٢٨- در منثور: از ابن عباس كه پيغمبر ٦ فرمود: ميان دو شانه جبرئيل پانصد سال راه است براى پرنده شتابان.
٢٩- در روايت وهب آن را ٧٠٠ سال راه دانسته (ج ١- ٩٢).
٣٠- و از ابن شهابست كه رسول ٦ از جبرئيل خواست كه خود را بصورت اصلى نمايد، جبرئيل گفت تاب ديدن آن را ندارى، فرمود: دوست دارم چنين كنى، رسول خدا شب مهتابى براى نماز بيرون شد و جبرئيل در صورت خود آمد و نمايان شد و پيغمبر ٦ چون او را ديد از هوش رفت، چون بهوش آمد جبرئيل او را داشت يك دست بر سينه او نهاده و يك دست ميان دو شانهاش.
رسول خدا ٦ فرمود نميدانستم خدا چيزى را چنين آفريده باشد، جبرئيل گفت: چگونهاى اگر اسرافيل را بينى كه ١٢ بال دارد يكى در مشرق و يكى در مغرب و عرش بر دوش او است و بسا از عظمت خدا چنان كوچك شود كه مانند پرندهاى كوچكتر از گنجشك شود، تا عرش او را جز عظمتش برندارد (...) ٣١- از أبى سعيد از پيغمبر ٦ كه در بهشت نهريست هر بار جبرئيل در آن درآيد و برآيد و خود تكاند خدا از هر قطره كه از او بچكد فرشتهاى آفريند (٠٠ ص ٩٣).
٣٢- گفت: روايت است كه جبرئيل گريان نزد پيغمبر ٦ آمد و پيغمبر باو گفت: چرا گريه كنى؟ گفت: چرا نگريم بخدا از روزى كه دوزخ را آفريده چشمم خشگ نشده از ترس اينكه گناه كنم و مرا در آن افكند، گفت ميكائيل از روزى كه دوزخ آفريده شده نخنديده.
٣٣- و از عكرمه كه رسول خدا از جبرئيل پرسيد گرامىتر خلق نزد خدا كيست، بالا رفت و فرو شد و گفت: گرامىتر خلق نزد خدا جبرئيل است و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت، اما جبرئيل سركار جنگ و يار پيغمبرانست و ميكائيل