آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦ - باب چهاردهم روزها، ساعتها، شب و روز
تا ٤/ ١ آن و عشاء آغاز تاريكى است يا از زوال ظهر است تا سپيدهدم و عشيه آخر روز است و مغرب عتمه را عشاءان گويند.
در مصباح المنير است كه عشى از زوال است تا بامداد و گفتهاند عشى و عشاء از مغربست تا عتمه و عشاءان مغرب است و عتمه و از ابن الانباريست كه عشاء بكسر آغاز تاريكى شب است و بفتح و مد خوراك شام است هدأ: آرامش شب و رجل تا ٣/ ١ شب، سباع در كتب لغت نيست و شايد بمعنى هنگام جماع است يا از سبع است بمعنى عدد ٧ يا سياع بياء دو نقطه بمعنى تيكه شب، جنح تيكهاى از شب است كه تاريك است.
در قاموس گفته: هزيع ليل: تيكهايست باندازه ٣/ ١ يا ٤/ ١ شب و عفر يا غفر يا فغد يا فقد معناى مناسبى ندارند و در قاموس گفته: يعفور تيكهايست از شب و مناسب همان اولى است اگر تصحيف آن نباشد، در قاموس گفته: زلفه با جمع زلف چون غرفه و غرف تيكهايست از شب يا ساعات آخر شب كه روز ميشوند يا آخر روز كه بشب ميرسند، سحر پيش از صبح است و سحره سحر بلند است، راغب گفته: سحر و سحرة آميزش تاريكى آخر شب است با پرتو روز.
در قاموس گفته: «ابهارّ الليل» يعنى شب به نيمه رسيده يا تاريكيش در هم شده يا بيشترش رفته يا ٣/ ١ آن مانده و بهره بضمّ باء نيمه شب است، رائد الضحى برآمدن آنست، شرق خورشيد است و تابش آن و برآمدن آن، متع النهار چون منع برآمدن روز است پيش از ظهر و ضحى نهايت برآمدن آنست مانند ترجّل كه برآمدن كامل روز است و دلوك خورشيد غروب يا زرد شدن يا ميل و زوال آنست از ميانه آسمان (پايان).
من گويم: دلوك در اخبار همان زوال خورشيد است از نيمه روز، جنوح بمعنى ميل آنست بمغرب و در كتب لغت باين معنى نديدم، در قاموس هجير و هجيره و هجر و هاجره را نيم روز دانسته يا از ظهر تا عصر زيرا مردم در آن ميان خانهها آرامند و گويا از سختى گرما كوچيدند، گفته: ظهر ساعت زوال است و ظهيره نيم روز است و مخصوص تابستانست، راغب گفته ظهيره هنگام ظهر است و گفته به